تبليغاتX
همه چیز در مورد بدنسازی
ويتامين F
يا ويتامين ضد اگزما

تحت اين عنوان، اسيدهاي چرب غير اشباعي قرار مي‌گيرند كه نمي‌توان آنها را در لابراتوار توليد كرد. از بين اين اسيدها مي‌توان از اسيدهاي لينولئيك، لينولنيك، آراكونوديك، و اكسنيك نام برد.

كاربردهاي درماني:
قبل از هر چيز، در رابطه با اگزماي كودكان و نوزادان به كار مي‌رود كه پوميه موارد ذيل را نيز به آن افزوده است:
آبسه، اكنه، شير دادن، سوختگي، رشد، اگزما، سرمازدگي، دمل و كورك، شقاق، زرد زخم، نفريت، زخمهاي كم نيرو، خارش مقعدي- تناسلي، پزوريازيس، راديو- درميتها، ورح حفرة بيني- حلق كه مجدداً در كودكان عود كند، خشكي پوست، نازايي، ناراحتيهاي مربوط به توليد نسل و...
در مصارف خوراكي: اگزماي نوزادان، دمل و كورك، زخمهاي كهنه، پزوريازيس و زخمهاي واريسي.

مقدار مصرف:
از نظر تجارتي ويتامين F در مقادير 60 تا 120 قطره در روز و كپسولهاي معادل با 15 قطره (ويتامين F- گرمي) موجود است.

منابع:
آن را مي‌توان در برخي از روغنهاي گياهي نظير بادام زميني، كولزا، كتان و سويا يافت
+ گرد آوری شده توسط مهدی در جمعه سی و یکم شهریور 1385 و ساعت 11:59 بعد از ظهر |
ويتامين E: توكوفرول يا ويتامين باروري.

نام ويتامين E اصطلاح ژنريكي است كه معمولا براي مشخص كردن توكوفرولهاي مختلف به كار برده مي‌شود. اين ماده ويتامين باروري، توليد و تقويت عضلاني است.
يكي از جالبترين خواص ويتامين E، ضد اكسيداسيون بودن آن است كه مي‌تواند نقش آن را به عنوان يك عامل سم‌زدا توجيه كند. اين عنصر استفاده از اسيدهاي چرب غير اشباع (ويتامين F) و حفاظت از مواد ديگر نظير ويتامين A، آنزيمها و هورمونها را امكان پذير مي‌سازد.

مشخصات:
ويتامين E به صورت خالص، روغن چسبنده‌اي با رنگ زرد كمرنگ است كه در آب غير محلول و در چربيها، روغنها و حلالهاي ارگانيكي (اتر، استون، كلروفورم) محلول مي‌باشد. اين ويتامين در برابر حرارت، اسيدها و مواد قليايي مقاوم بوده و متقابلاً نسبت به اكسيداسيون و نور بالاخص اشعة ماوراءبنفش حساس است. به همين دليل، بايد هميشه آن را در شيشه‌هاي كاملاً در بسته و تيره و همان شيشه را در يك قفسة تاريك نگهداري كرد (نور ويتامين E را از بين مي‌برد).

منابع:
توكوفرولها (يا ويتامين E) به شكل گسترده‌اي در مواد طبيعي (گياهي و حيواني) وجود دارد. ولي فعاليت اين ويتامين اساساً بر حسب نسبت كما بيش زياد آتوكوفرول متغير است.
منابع طبيع:
- ريشة گياهي: جوانة غلات (گندم، ذرت، دانة كتان و روغن آنها)، سبزيهاي سبز (كلم، كاهو، اسفناج و بولاغ اوتي)، اكثر دانه‌هاي روغني و چربي استخراج شده از آنها (بادام زميني تازه، بادام، گردو، زيتون، پالم و سويا)، نان سبوس‌دار يا جوانة گندم، كلوچه‌هاي گندم سياه، غلات جوانه زده و غيره.
- ريشة حيواني (كه در آن مقدار كمتري نسبت به گياهان وجود دارد): جگر(گاو)، تخم مرغ(زردة آن)، مواد لبني، گوشت ماهيچه، لوزالمعده، طحال، گوشتهاي جوان (مرغ، بره و گوساله)، خامة تازه، كره، ماهي تازه، بافتهاي چربي‌دار، غدد فوق كليوي، رحم و بيضه‌ها.

تاريخچه:
فقر ويتاميني E از سال 1920 با مشاهدة توقف توليد نسل در موش سفيد كه معمولا قدرت تكثير زيادي دارد (منحصراٌ تحت رژيم شير)، كشف شد.
در سال 1922، اوانس و بيشاپ مشاهده كردن كه فقدان عامل غذايي حلال چربي‌ها كه در برگهاي سبز و جوانة گندم موجود است، موش باردار را با جذب دوباره يا مرگ جنين مواجه مي‌سازد در حالي كه ايجاد تخمك و بارداري به شكلي كاملاً طبيعي ادامه مي‌يافت. اين كمبود در موش نر با تخريب اپيتاليوم توليد كنندة اسپرم همراه بود. در نتيجه، به اين عنصر كه قبلاً ويتامين E ناميده شده بود، نام خاص ويتامين باروري داده شد.
در سال 1936 براي اولين بار ويتامين E از روغن جوانة گندم استخراج شد و ساخت مصنوعي آن كمي بعد در سال 1938 توسط كارر انجام گرفت

كاربردهاي درمانی:
نياز روزانة انسان به ويتامين E يك ميلي گرم است. سواي مصرف آن به عنوان پيشگيري منظم در كودكان نارس (به مقدار 10 ميليگرم در روز)، ويتامين E اساساً در مقادير فارماكولوژيك در رابطه با موارد بسيار متنوعي تجويز مي‌شود. در واقع، نتايج درماني مشاهده شده كمتر بر از بين رفتن علائم كمبود تاثير مي‌گذارد تا يك اثر فارماكوديناميك بر بافتهاي مختلف.
تجويز ويتامين E در صورت نارسايي در توليد اسپرم (فقدان اسپرماتوزوئيد در مايع مني يا كمبود اسپرم در آن) و همچنين در برخي از انواع ناتوانيها حالت كلاسيك به خود گرفته است. همچنين اين ويتامين در مقادير زياد (300 تا 500 ميليگرم در روز) براي پيشگيري از سقط جنينهاي معمول تجويز مي‌شود. در مقادير كمتر، (100 تا 200 ميليگرم در روز) ويتامين E براي درمان نازايي، قاعدگي دردناك و ناراحتيهاي ايجاد شده بر اثر يائسگي به كار مي‌رود.
نواقص بافت ميوكاردي كه بر اثر كمبود ويتامين E مشاهده شده است، باعث شده تا از اين ماده در درمان آنژين صدري و ميوكاردي استفاده شود. با مصرف 400 ميليگرم در روز، امكان افزايش ميدان قدم زدن در بيماران مبتلا به آرتريت به وجد مي‌آيد. بيماري دوپوئيترن، بيماري پيروني، شب ادراري و نزديك بيني متحول در نوجوانان نيز از ديگر كاربردهاي اين ويتامين است كه به مصرف طولاني آن در مقادير 100 تا 300 ميليگرم احتياج دارد.
همچنين از اين ويتامين در خارشهاي دستگاه تناسلي زنانه، خشكي و چروك شدگي دستگاه تناسلي زنانه و آلت تناسلي مردان، اختلال تغذيه در نوزادان، تخريب عصبي و عضلاني، اسكلروز جانبي، آميوتروفي عضلاني، لاغري و تحليل رفتگي بدن، آرترويواسكلروز و... نيز استفاده مي‌شود.
دكتر پوميه طبق معمول جدول كاملي از كاربردها درماني و فقر ويتاميني E ارائه كرده است:
اكنه، چسبندگيهاي پس از عمل جراحي، شير دادن (كاهش يافتن ترشح شير)، توقف عادت ماهانه، آنژين صدري، آرتريت پاها، آرتريت شبكيه، ضعف و كوچك شدن عضلات، سقط جنين، فقدان اسپرم در مايع مني، اختلالات رواني، رشد، تخريب شبكيه‌اي، ديابت، اختلال تغذيه در نوزادان، اختلال تغذيه عضلات (ميوپاتي مادرزادي)، قانقاريا،بارداري، خونريزي رحمي، كاهش توليد تخمك، زرد زخم، ناتواني جنسي، بي‌اختياري در ادرار، خشكي و چروك خوردگي دستگاه تناسلي زنان و آلت تناسلي مردان، كمر درد، سل پوستي اريتماتو، بيماري شاركو، بيماري دو پوئيترن، بيماري پاركينسون، يائسگي، درد عضلاني، ميوكارديت، ضعف عضلاني مادرزادي، حالت عصبي، اوريون، اوتواسكلروز، فلبيت، فلج اطفال، خارش دستگاه تناسلي زنان، تاخير در بلوغ، پورپورا، ناراحتيهاي روحي مربوط به زايمان، اسكلروز پوستي، اسكلروز، ترومبوز، كج گردني، ناراحتيهاي مغزي نوزادان، ناراحتيهاي مربوط به توليد اسپرم، زخمها واريسي، واريس، التهاب دستگاه تناسلي زنان.
مصرف خارجي آن به صورت پماد جهت سوختگيها، ترميم محل زخم، سرما زدگي، خارش مقعدي و تناسلي و زخمهاي واريسي نيز به كار مي‌رود.

مقدار مصرف:
معمولاً ويتامين E را به صورت خوراكي به شكل قرص نظير افينال، توكومين يا ديفرارل E (نزديك بيني در حال تحول) تجويز مي‌كنند.
روغن جوانة ذرت (اگرمول) به صورت كپسول و آمپولهاي خوراكي موجود است. اووسترول به صورت عرضه شود در شيشه (شيشه‌هاي تيره، زيرا نور اين ويتامين را از بين مي‌برد) وجود دارد. همچنين توصيه مي‌شود كه شيشه‌هاي در بستة حاوي ويتامين E را در محلي تاريك و بدون نور نگاه دارند.
بدن به خوبي مي‌تواند توكوفرولها را تحمل كند و تا كنون هيچگونه نشانة كلينيكي از هيپرويتاميني E مشاهده نشده است. در عين حال، افينال در افرادي كه نسبت به تارترازين يا اسيد استيل ساليسيليك حساس هستند نبايد مصرف شود.
در غالب اوقات بهتر است ويتامين E با ويتامين A همراه باشد زيرا توكوفرولها به عنوان ضد اكسيداسيون عمل مي‌كنند. آنها خصوصاً از آسيب غشاء سلولي بر اثر پروكسيدهاي طبيعي جلوگير نموده و ويتامين A و كاروتنها را از از بين رفت محافظت مي‌كنند و همين مساله توجيه كنندة اين عامل به عنوان سم زدا مي‌باشد.
ويتامين E همچنين از اكسيداسيون اسيدهاي چرب چند غيراشباعي (ويتامين E) جلوگيري مي‌كند. به همين دليل، نياز به ويتامين E در صورتي كه تغذيه شامل مقدار زيادي چربيهاي غني از اسيدهاي چرب چند غيراشباعي باشد افزايش مي‌يابد. اين نيازها معمولاً با تغذيه‌اي متعادل برطرف مي‌شود.
در صورت وجود خطر سقط جنين، تزريق عضلاني عميق ويتامين E- پروژسترون (يا معادل آن) انجام مي‌گيرد.
در رابطه با نازايي، ويتامينهاي A، B1، D، E و F را به صورت مشترك تجويز مي‌كنند.
داروي گلوسيويت، ويتامينهاي B1، B2، C، E و P را با يكديگر همراه دارد.

مطالعات آزمايشگاهي در رابطه با فقر ويتاميني E (يا توكوفرولها) علائم بسيار متنوعي را كه بر حسب نژاد حيوان و تركيب رژيم غذايي او تغيير مي‌كند، نشان داده است. خصوصاً به نظر مي‌رسد كه وقتي كمبودي از نظر سلنيوم يا مقدار مصرف بيش از حد اسيدهاي چرب غيراشباع در رژيم غذايي وجود داشته باشد، بروز علائم اين كمبود روند سريعتري به خود مي‌گيرد.
اولين اختلالات و رايج‌ترين آنها در حيوانات خانگي به شكل لاغر شدن عضلات كه در حيوان بالغ پس از يك دورة طولاني كمبود ويتامين E بروز مي‌كند، ظاهر مي‌شود. از نظر بافت شناسي، حضور ليپوپيگمانتها در سلولهاي عضلاني مشاهده مي‌شود كه بر اثر پوليمريزاسيون پروكسيدهاي تشكيل شده براي مصرف اسيدهاي چرب چند غيراشباعي ايجاد شده است. با استفاده از ميكروسكوپ الكتروني مي‌توان به اهميت ويتامين E در حفظ تماميت ساختار عناصر درون سلولي پي برد. اين تحول در حيوانات جوان بسيار وخيمتر از حيوانات نابالغ است. به عنوان مثال در موش مي‌توان به صورت ناگهاني 3 تا 4 هفته پس از تولد ناراحتيهاي خطرناكي را همراه با فلج و پايين آمدن درجه حرارت بدن كه منجر به مرگ او مي‌شود، مشاهده كرد.
در واقع، تجويز ويتامين E كه براي پيشگيري موثر واقع مي‌شود، به محض بروز علائم ديگر تاثيري نخواهد داشت هنگامي كه كمبود شدت كمتري داشته باشد، حيوانات به زندگي خود ادامه مي‌دهند ولي غالباً دچار ناراحتيهاي عضلاني شديد و فلج دائم مي‌شوند.
بنابه دلايل ناشناخته‌اي، به نظر مي‌رسد كه اين تحولات در حيوانات گياهخوار نسبت به حيوانات آزمايشگاهي بسيار شديدتر باشد (مرگ ناگهاني بر اثر نارسايي ميوكارد). در اين حيوانات گاهي اوقات آسيبهاي گسترده‌اي در رابطه با ميوكارد مشاهده مي‌شود كه بدون هيچگونه علائم كلينيكي آشكاري پيشرفت مي‌كند.
در انسان كمبود خود به خود آن در اكثر موارد به صورت جانبي هب علت ناراحتيهاي جذبي، فقدان نمكهاي صفراوي مثلا دراثني عشر، زياده روي در مصرف اسيدهاي چرب غيراشباع يا نارسايي در بتا- ليپو پروتئينها در پلاسما به وجود مي‌آيد.
با اين حال، كمبود ويتامين E در نوزادان و خصوصاً در نوزادان نارس بر اثر كم خوني مربوط به تخريب عناصر ياخته‌اي خون به چشم مي‌خورد.
همچنين، برخي از محققين مسؤوليت كمبود آلفا- توكوفرول را در بروز فيبروپلاستي رترو- كريستالين كه پس از تولد نوزادان نارس به وجود آمده و منجر به نابينايي مي‌شود، مطرح كرده‌اند.
در بزرگسالان، ناراحتي از نوع لاغري عضلات همراه با ضعف آنها مشاهده مي‌شود.
كمبود ويتامين E را به وسيلة تست هموليز رز- گورژي مي‌توان تشخيص داد. كاهش مقاومت اريتروسيتها تنها هنگامي ظاهر مي‌شود كه تمركز پلاسمايي به زير 4/0 ميلي گرم در 100 ميلي ليتر برسد. مقدار هموليز 10 درصد چندان مساله را توجيه نمي‌كند، ولي ارقام بالاي 25 درصد مطمئنا نشانة كمبود است

+ گرد آوری شده توسط مهدی در جمعه سی و یکم شهریور 1385 و ساعت 11:56 بعد از ظهر |
ويتامين D ياكلسي فرول، ويتامين استخوان بندي بوده و كمبود آن باعث ايجاد راشيتيسم در كودكان و نرمي استخوان در بزرگسالان مي‌شود.

اين عنصر يك عامل تثبيت كلسيم است و امروزه آن را هم به عنوان يك ويتامين و هم به عنوان يك هورمون مي‌شناسند.
اشعة ماوراء بنفش، برخي استرولها (ارگوسترول) را به مشتقاتي تبديل مي‌كند كه به خاطر باز شدن هستة B- فنانتريك داراي قدرت ضد راشيتيسم مي‌باشد. همچنين به نظر مي‌رسد كه تاكي استرول (10/AT)، كلسي فرول (ويتامين D2) و ساير مشتقات مياني نيز داراي چنين خواصي باشد.
بدين ترتيب، چند نوع ويتامين D قابل شناسايي است كه عبارتند از: ويتامين D1 يا مخلوط ناخالص، ويتامين D2 يا كلسي فرول كه از استرول گياهي مشتق مي‌شود (خصوصاً ارگوسترول)، الكل تك اتمي استخراج شده از زنگ چاودار كه تحت تابش ماوراء بنفش قرار گرفته باشد و ويتامين D3 كه مشتقي از استرولهاي حيواني است (روغن جگر برخي ماهيها نظير مورو، فلتان و تن). ويتامينهاي D4 و D5 هنوز تحت مطالعه قرار داشته و كمتر شناخته شده است.
ويتامين D خالص، پودر كريستالي سفيد متمايل به زردي است كه در برابر حرارت مقاوم بوده در آب حل نمي‌شود و در چربيها، روغنها و الكل محلول بوده و در اتروكلروفورم بسيار محلول است.
ويتامينهاي D2 و D3 بر اثر تابش نور، تماس با اكسيژن و اسيدها از بين مي‌رود. بنابراين بايد آنها را در شيشه‌هاي تيرة در بسته كه هواي داخل آنها توسط يك گاز خنثي (مثلاً ازت) خارج شده باشد نگهداري كرد. تركيبات كريستالي ويتامين D در برابر گرما نسبتاً مقاوم بوده ولي محلول روغني آن دچار ايزومريزاسيون مي‌شود.

تاريخچه
بيماري راشيتيسم كه از دوران قديم شناخته شده است، براي مدتهاي طولاني با ساير اختلالات تغذيه‌اي استخواني اشتباه گرفته مي‌شد. در قرن نوزدهم، راشيتيسم به عنوان يكي از رايجترين بيماريها در اروپاي غربي و مركزي و همچنين در آمريكاي شمالي مطرح بود و بيش از 80 درصد كودكان طبقات فقير را در مراكز صنعتي نظير گلاسكو، لندن و نيويورك مبتلا مي‌ساخت.
در قرن هجدهم دو پزشك فرانسوي يعني «بروتونو» و «تروسو» قدرت ضد راشيتيسمي روغن جگر ماهي مورو را مورد تأييد قرار دادند ولي بايد تا سال 1890 صبر كرد تا پالم نقش حفاظت كنندة اشعة خورشيدي را مشخص سازد و در سال 1919، تأثير درمان كنندة اشعة ماوراء بنفش مطرح شود. از سال 1920 تا 1930، حالت استروليك عنصر ضد راشيتيسم موجود در روغن جگر ماهي مورو و تأثير سودمندي كه توسط اشعة ماوراء بنفش بر بخش استروليك برخي از مواد غذايي خصوصاً ارگوسترول اعمال مي‌شود كشف شد. از سال 1931 به بعد، دانشمندان موفق به جداسازي ويتامين D و ساخت آن شدند. در سال 1967، تحقيقات دولوكا نقشي را كه برخي از متابوليتهاي فعال ايفا نموده و امكان جذب ويتامين D را به عنوان يك هورمون واقعي كنترل كنندة متابوليسم كلسيم فراهم مي‌آورند، به اثبات رساند.
نياز به ويتامين D:
نياز روزانه به ويتامين D بر اساس واحدهاي بين‌المللي يا وزن آن مطرح مي‌شود. يك واحد بين‌المللي ويتامين D، مربوط مي‌شود به فعاليت 025/0 ميليگرم ويتامين D2 يا D3 خالص و كريستال شده، بنابراين، يك ميلي گرم ويتامين D2 معادل 40هزار واحد بين المللي است.
نياز روزانه يك نوجوان يا يك انسان بالغ را به سختي مي‌توان مشخص كرد، زيرا آنها به مقدار ويتامين D ساخته شده درپوست خود (تحت تاثير اشعة خورشيد) وابسته هستند. به اين ترتيب بايد بپذيريم كه براي اكثر افراد بالغ، شرايط معمول قرار گرفتن در نور خورشيد براي تأمين مقدار لازم و مورد نياز بدن كافي است. با اين وجود، برخي افراد نياز به مقدرا ويتامين غذايي مكملي نيز دارند.
اين نياز در نوزادان (خصوصاً نوزادان نارس) و همچنين زناني كه دوران بارداري يا شير دادن را مي‌گذرانند افزايش پيدا مي‌كند.
به طور كلي، نياز به ويتامين D را حدود 400 واحد در روز برآورد كرده‌اند كه اين مقدار هم براي كودكان و هم براي بزرگسالان است. بيماري راشيتيسم، به خاطر كمبود خصوصاً در سنين بين 6 تا 18 ماهگي ايجاد مي‌شود اما البته اين حالت ممكن است در نوزادان نارس نيز كه ذخيرة كلسيم بدن آنها بسيار كمتر از كودكان معمولي است، ايجاد شود. نوزاداني كه پوست آنها رنگ گرفته باشد، كودكاني هستند كه اگر در كشورهاي كم آفتاب زندگي كنند، در معرض خطر شديدتري هستند، زيرا امكان تبديل استرول موجود در زير پوست آنها به وسيلة رنگ پوست كندتر مي‌شود.
شدت راشيتيسم از زماني كه ويتامين D به صورت منظم براي نوزادان تجويز مي‌شود به مقدار زيادي كاهش يافته است. اين بيماري بيشتر در كشورهاي شمالي و مناطقي كه در آنها نور خورشيد بر اثر مه و دودهاي صنعتي كاهش مي‌يابد رايج است. همچنين آن را در برخي كشورها كه مقدار تابش خورشيد در آنها كافي بوده اما نوزادان در محيط شهرهاي بزرگ به صورت بسته زندگي مي‌كنند نيز مي‌توان مشاهده كرد. علاوه بر آن، اين بيماري گاهي نيز در اواخر زمستان در نوزاداني كه در انتهاي تابستان يا اول پاييز به دنيا آمده و به مقدار كمتري در برابر اشعة خورشيد (6 ماه دورة زمستاني) قرار داشته‌اند و تغذية آنها نيز منحصراً شيري- آردي بوده مشاهده مي‌شود.
به همين دليل، گذراندن تعطيلات در سواحل براي كودكان توصيه مي‌شود، زيرا اين كودكان در آنجا لباس كمتري دارند (البته زماني كه شرايط آب و هوايي اين امكان را بدهد) و از سه حمام هوا، آفتاب و دريا سود مي‌برند. استفاده از سواحلي كه بتوان در آنها از نور خورشيد و آب دريا استفاده كرد، مي‌تواند تمام اشكالات استخواني- مفصلي را كه فاقد آسيبهاي ريوي باشد درمان كند.

منابع آن:
ويتامين D خصوصً در روغن جگر بعضي از ماهيها (تن، ماكورو، فلتان، مورو، ماهي آزاد، مار ماهي و....)، گوشت ماهي تن و چربي استخراج شده از پوست سبز كاكائو و همچنين به صورت جزئي در كره، زردة تخم مرغ، ماهي آزاد، ساردينهاي روغني، جگر گوساله، بره و گاو موجود است.
مواد غذايي گياهي، عملاٌ فاقد ويتامين D هستند (غير از كاكائو) ولي بسياري از آنها بر اثر تابش ماوراء بنفش، فعاليت قابل ملاحظه‌اي را به دست مي‌آورند.
بنابراين براي انسان دو نوع منبع ويتامين D وجود دارد:
- از طريق مواد غذايي (كه معمولاً چندان زياد نيست، مگر با تابش ماوراء بنفش).
- به وسيلة تابش خورشيد كه بسيار مهمتر است و ويتامين D را از طريق پوست تثبيت مي‌كند. اين سنتز پوستي، تحت تأثير ماوراء بنفش نور خورشيد به صورت تبديل 7- دهيدرو كلسترول موجود در لايه‌هاي عمقي پوست كه خود آن از كلسترول و ساير مشتقات استروليك تهيه شده است انجام مي‌گيرد. اين منبع تهيه و ذخيرة ويتامين D3 طبيعي، معمولاً براي بزرگسالان كافي است، اما شديداً بستگي به شرايط آب و هوايي و خصوصاً تابش خورشيد دارد

ويتامين D را مي‌توان از طريق دهان به وسيلة روغن جگر ماهي مورو يا بهتر از آن، روغن جگر ماهي فلتان كه مقدار ويتامين D آن 10 تا 30 بار بيشتر است، و يا بهتر از همة آنها استروژيل به كار برد:
- به صورت قطره، 3 تا 4 قطره در روز براي نوزادان نارس و نوزادان مبتلا به راشيتيسم. اين كار به مدت چندين سال انجام مي‌شود. براي جلوگيري از هيپرويتاميني D توصيه مي‌شود كه ويتامين A را با آن همراه كنيد ( به عنوان مثال، اكسرژيل PC كه داراي هر دو ويتامين است و يا ويتادون، آلويتيل، اووسترول، زيموستول يا هيدروسولهاي پولي ويتامينه و غيره) و نمكهاي كلسيم.
- يا به صورت آمپولهاي استروژيل 15 و يا موارد ديگر. اين آمپولهاي روغني هم خوراكي و هم قابل تزريق هستند. آمپولهاي داراي محلولهاي الكلي منحصراً خوراكي هستند.
ضمناً مي‌توان روشهاي درماني زير را تجويز كرد:
- درمان پروفيلاكتيك: در نوزادان به صورت قطره‌اي يا نصف آمپول هر 6 ماه يك بار مخلوط در شيشة شير و يا 1 آمپول تزريقي در سال. همين مقدار براي افراد بزرگسال و اشخاص مسني كه احتمالاً به نرمي استخوان، اسپاسموفيلي يا تتاني، كمبود كلسيم در خون بر اثر كاهش ويتامين D مبتلا شده‌اند نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
- يا روش معالجه با استفاده از مقادير خيلي بيشتر كه تنها پزشك مي‌تواند آن را تجويز كند (به عنوان مثال براي نرمي استخوان افراد بزرگسال و مسن: يك آمپول استروژيل 15 به شكل خوراكي يا تزريقي براي هر يك تا دو هفته تا زمان از بين رفتن درد و بازگشت مقدار كلسيم و فسفر خون به سطح عادي همراه با مراقبت از مقدار كلسيم موجود در ادرار براي جلوگيري از مصرف بيش از حد آن كه به دنبال آن يك روش درماني پروفيلاكتيك براي جلوگيري از بازگشت بيماري در پيش گرفته شود).
- نوع ديگر موجود آن ويتامين D3 B.O.N است كه به دو شكل زير ارائه مي‌شود:
- آمپول محلول الكلي خوراكي به مقدار 1 ميلي گرم با نام كولكسي فرول يا ويتامين D3: 5 ميلي گرم (يا 200 هزار واحد بين المللي) به علاوة هيدروكينون: 1/0 ميلي گرم+ اكسيپيان: الكل 90 درجه.
- آمپول محلول روغني تزريقي 1 ميلي گرم با عنوان كولكسي فرول يا ويتامين D3: 5 ميلي گرم (يا 200هزار واحد بين المللي)+ اكسيپيان: روغن زيتون خنثي و استريل شده.
خواص آن: ضد راشيتيسمي، جذب روده‌اي كلسيم را افزايش داده و بر متابوليسم فسفر- كلسيم و مواد معدني استخوان تأثير مي‌گذارد.
جذب آن در سطح رودة باريك انجام شده و دفع آن اساساً از طريق حفرا به مقدار كمي انجام مي‌شود. به اين ترتيب، ويتامين D در كبد ذخيره مي‌شود.
كاربردهاي درماني آن: انواع راشيتيسم، اسپاسموفيلي و تتاني، كاهش كلسيم خون و پوكي و نرمي استخوان همراه با هم.


انواع:
ويتامين D به اشكال فعال زير موجود است:
- شكل مصنوعي آن از قرار دادن ارگوسترول تحت تابش اشعة ماوراء بنفش به دست مي‌آيد. اين عنصر ويتامين D2 يا ارگوكلسي فرول است كه امروزه موارد استفادة متعددي در روشهاي درماني دارد.
- نوع طبيعي كه استخراج شده از روغن جگر ماهي بوده و به همان نامگذاري قديمي ويتامين D مربوط مي‌شود. اين ويتامين D3 يا كلسي فرول مي‌باشد. اين عنصر در بدن انسان از تابش اشعة ماوراء بنفش بر 7- دهيدرو كلسترول موجود در پوست ساخته مي‌شود.

كاربردهاي درماني:
دو كاربرد اساس آن عبارتند از: راشيتيسم كودكان و بيماريهاي استخواني افراد بزرگسال.
الف) درمان راشيتيسم
- جذب 1000 تا 2000 واحد بين‌المللي در روز قبل از يك سالگي، 2 تا 5هزار واحد بين‌المللي بين 1 تا 3 سالگي براي مدت طولاني.
- تجويز ماهيانة 600هزار واحد بين‌المللي محلول روغني ويتامين D (يك آمپول استروژيل 15 يا اكسرژيل D3 به مدت 2 تا 3 ماه). مي‌توان به اين تجويز نمكهاي كلسيم را نيز افزود و سپس، يك آمپول براي هر 6 ماه و پس از آن هر يك سال در اوايل زمستان.
ب) درمان بيماريهاي استخواني
گاهي بر اثر كمبود مصرف يا جذب، شخص نياز به ويتامين D3 پيدا مي‌كند كه در اين صورت از آن به مقدار 15 ميلي گرم در هفته به صورت خوراكي استفاده مي‌شود. اگر ناراحتيهاي گوارشي شديد باشد، بايد تزريقي به مقدار 20هزار واحد به صورت عضلاني 2 تا 3 بار در هفته انجام گيرد.
مصرف كلسيم به مقدار زياد، بايد از طريق مواد لبني و نمكهاي كلسيم تأمين شود.
در صورت ابتلاء به ناراحتي كليوي به صورت همزمان (نرمي استخوان و ديابت كليوي فسفاته) بايد مراقبت شديدي براي تشخيص علائم هيپرويتاميني اعمال شود. ويتامين D2 همچنين در درمان لوپوس سلي بر حسب روش شارپي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در اين رابطه، از مقادير خيلي زياد يعني 3 بار و در هر وعده 15 ميلي گرم D2 براي اولين هفته و در سه هفتة بعد، دو وعدة 15 ميلي گرمي و در سه هفتة سوم 15 ميلي گرم در هر هفته و سپس 15 ميلي گرم در ماه به مدت يك سال استفاده مي‌شود. همچنين در اين رابطه نمكهاي كلسيم نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
بيماري تتاني نيز به وسيلة كلسيم و ويتامين D2 درمان مي‌شود. مقدار مصرف آن 5 تا 10 ميلي گرم ويتامين D2 در روز در اوايل، و سپس 1 تا 2 ميلي گرم در روز به وسيلة 10/AT(كالكامين) به مقدار 1 تا 6 ميلي گرم در روز است.
براي جلوگيري از كاهش كلسيم خون به صورت جانبي در رابطه با درمان به وسيلة ويتامين D، توصيه مي‌شود كه به صورت منظم از كلسيم به عنوان كمكي به مقدار 500 ميليگرم در روز حداقل براي 15 روز استفاده شود.
هنگامي كه فقر ويتاميني D به صورت جزئي وجود دارد، (تأخير در رشد دندانها، آمادگي ابتلاء به پوسيدگي و فساد دندانها، كم قدرتي، اشكالات رشد، خميدگي كمابيش شديد استخوانهاي بلند، آمادگي براي شكستن، اسپاسموفيلي، پوكي استخوان، بيماري پاژه و بيماري ركلينگوسن و...) مقدار آن بسيار كمتر است و بين 1 تا 2 آمپول در سال مي‌باشد كه همواره بايد تحت مراقبت پزشكي انجام گيرد

ممنوعيتها: ناراحتيهايي كه با افزايش كلسيم خون، بالا رفتن مقدار كلسيم در ادرار، سنگهاي كلسيمي و حساسيت نسبت به ويتامين D همراه باشند و براي افراد بي تحرك (در مقادير زياد).
از مصرف بيش از حد معمول آن خودداري كنيد در رابطه با كودكان، مقدار مصرف نبايد از 10 تا 15 ميلي گرم در سال بيشتر باشد. براي زنان باردار نيز مقادير زياد نبايد تجويز شود.
علائم كلينيكي مصرف بيش از حد: بي‌اشتهايي، تشنگي مفرط، ادرار زياد، يبوست، فشار خون شرياني بالا.
متذكر مي‌شوم كه همچنين ويتامين D را به شكل شياف يا شستشوي روده‌اي نيز مي‌توان به كار برد.
عليرغم اينكه ممكن است به تكرار دچار شوم، ولي باز هم فهرست كامل دكتر پوميه را در رابطه با فقر ويتاميني D و كاربردهاي درماني آن مطرح مي‌كنيم:
اكنه، اكروسيانوز، بيماريهاي غدد لنفاوي، لاغري پيشرونده به خصوص در كودكان، شير دادن، لاغري، آسم، سوختگي، قولنجها، كوريزاي مزمن، از بين رفتن كلسيم استخوانها، رويش دندانها، قاعدگي دردناك، اگزما، سرما زدگي، شكستگيها، شكنندگي استخوان، بارداري، يرقان عفوني، نارسايي پاراتيروئيدي، ليخن پلان، سل پوستي، بيماري اودكين، بيماري استخواني پاژه، بيماري شومن، يائسگي، حالت عصبي، نرمي استخوان، بيماري استخواني ناشي از گرسنگي، تاولهاي پوستي، زخمها، پزوريانس، راشيتيسم، پيوره، بيماري استخواني ركلينگوسن، روماتيسمهاي حاد و مزمن، اسكلرولاي سلي، اسپاسموفيلي، نازايي، تتاني، سل استخواني، سل ريوي، صفاقي، تناسلي، ادراري و...
براي مصارف خارجي به صورت پماد جهت درمان سوختگيها و سرما زدگي.
محلولهاي شستشو و پمادهاي چشمي با اين ويتامين يا چندين ويتامين (A.C.D) (التهاب قرنيه، سوختگي قرنيه، ناراحتيهاي چشمي، باقيمانده‌هاي جوش خوردگيها و...) همراه هستند.

هيپر ويتامينی D
مصرف بيش از اندازة ويتامين D مي‌تواند موجب بروز ناراحتيهاي متابوليكي در رابطة فسفر و كلسيم نظير افزايش كلسيم در خون و ادرار، افزايش فسفر در خون، ناراحتيهاي گوارشي، عصبي، قلبي- عروقي، كليوي، همراه با كم خوني، بي‌اشتهايي، لاغري، وجود آلبومين در ادرار، فشار خون بالا و گاهي اوقات رخوت و بي‌حركتي و حتي كما شود.
مصرف بيش از حد آن به صورت تزريقي، خطرناكتر از مصرف خوراكي آن است. همچنين محلولهاي الكلي آن خطرناكتر از محلولهاي روغني است. در اين ميان، روغن جگر ماهيها اگرچه طعم ناخوشايندي دارد (و همين طعم باعث جلوگيري از زياده روي در آن مي‌شود)، با اين وجود بهتر تحمل مي‌شود.
مي‌توان با همراه ساختن ويتامين‌هاي A و D از پيدايش ناراحتيهاي هيپرويتاميني جلوگيري كرد. همچنين مي‌توان از اكسرژيل، آدژيك، ويتادون A و D، اووسترول، آلويتيل، هيدروسولهاي پولي ويتامينه، پولي تونيل، كارنسيل، كوتي ويت، ويواكتيل و غيره استفاده كرد.
حال ببينيم علائم مصرف بيش از حد ويتامين D به صورت تشريحي چگونه هستند. اين علائم مي‌توانند كلينيكي و يا بيولوژيكي باشند.
- كلينيكي: بي‌اشتهايي، بي‌حسي، ضعف و لاغري، سردرد، اسهال همراه با عطش شديد و از بين رفتن آب بدن، ادرار زياد، از دست دادن وزن، خارش، تهوع و استفراغ، ناراحتيهاي شخصي و...
عطش شديد همراه با ادرار زياد و وجود آلبومين در ادرار، حتي به صورت گهگاه باعث انباشته شدن كلسيم در كليه (سنگهاي كليوي) و ساير بافتها خصوصاً رسوب آن روي ديوراة عروق مي‌شود كه احتمالاً در نتيجة آن آسيبهاي غير قابل بازگشتي ايجاد خواهد شد.
- بيولوژيكي: افزايش كلسيم در ادرار و خون، اختلال در كارآيي كليه، ازتمي تدريجي، افزايش فشار خون، كرختي و...
كاري كه سريعاً بايد در چنين شرايطي انجام شود، در وهلة اول توقف هر نوع ويتامين درماني D و توقف كورتيكوئيد درماني است كه جذب روده‌اي كلسيم را متوقف سازد. مصرف مايعات بايد زياد بوده و از مدرها با اسيدي كردن ادرار و مصرف كلسي توني يا شوازميد، شلاتورها و رژيمهاي داراي كلسيم كم استفاده شود.
تذكر: مثل ساير ناراحتيهاي هيپرويتاميني (و شايد بسياري از ناراحتيهاي ديگر)، بيماريهاي جانبي در رابطه با روشهاي درماني نامناسب خصوصاً در خانواده‌هايي كه تصور مي‌كنند داراي علمي فطري هستند و شخصاً براي كودكان و بزرگسالان خانواده درمانها نامناسبي تجويز مي‌كنند يا از رژيمهايي كه به آنها مخصوص گفته شده و در دراز مدت مي‌توانند بسيار خطرناك باشند استفاده مي‌كنند، بروز مي‌كند

+ گرد آوری شده توسط مهدی در جمعه سی و یکم شهریور 1385 و ساعت 11:51 بعد از ظهر |
تاريخچه ويتامين C:
بيماري اسكوربوت يكي از قديمي‌ترين بيماري‌هاي شناخته شده در تاريخ است كه در نسخ قديمي و حتي سنگ نوشته‌هاي دولت يونان قديم مي‌توان اطلاعاتي در خصوص آن يافت. اين بيماري مدتها عامل اصلي مرگ بسياري از ملوانان در مسافرت‌هاي طولاني بوده است كه تعداد آنها بيش از تعداد مغروق يا كشته شده در جنگهاي دريايي است.
اين روند مدتها ادامه داشت و در هر سفر طولاني افراد زيادي از ملوانان حتي برخي موارد نزديك به نصف خدمة يك كشتي جان خود را در سفرهاي دريايي از دست مي‌دادند.
در سال 1593 بود كه يك كشتي انگليسي كه به سمت هند مي‌رفت بدون تلفات در بنادر هندوستان پهلو گرفت و دليل اين امر آن بود كه كاپيتان اين كشتي هر 3 روز يك بار همة به افراد خود چند قطره آبليمو مي‌داده است.
يك پزشك انگليسي به نام دكتر جيمزليند بر روي اين مسأله به تحقيق پرداخت و به تجربيات كلينيكي جالبي در خصوص آب پرتقال و آب ليموي ترش دست يافت و از آن پس اين بيماري در ميان ملوانان كاهش يافت به حدي كه تا اوايل قرن نوزدهم اين بيماري تقريباً در اروپا نابود شد

اسيد آسكوربيك يا ويتامين C يكي از مهمترين ويتامين‌ها است. چرا كه بدن انسان و اكثر مهره‌داران قادر به توليد اين ويتامين نمي‌باشند و مي‌بايد باين ويتامين را از منابع غذايي به دست آورد. كمبود اين ويتامين باعث به وجود آمدن بيماري اسكوربوت مي‌شود و سيستم ايمني بدن را به شدت ضعيف نموده و در نهايت موجب مرگ مي‌شود.
شكل خاص عنصر ويتامين ث به صورت كريستال‌هاي بي‌رنگ و يا زرد خيلي كم‌رنگ است كه بوي ضعيف و طعم ترشي دارد. ويتامين C هميشه در آب محلول است و با ايجاد انرژي به سادگي اكسيد مي‌شود پس مي‌توان نتيجه گرفت كه اين ويتامين از حساس‌ترين ويتامين‌ها است كه بر اثر ذخيره‌سازي، جذب رطوبت و پخته شدن مواد غذايي از بين مي‌رود.
البته ذكر اين نكته جالب به نظر مي‌رسد كه از بين رفتن اسيد آسكوربيك به دليل پخته شدن مواد غذايي نيست بلكه به واسطة خارج شدن اين ويتامين از مادة غذايي به آب غذا است كه در غرب معمولا دور ريخته مي‌شود حال آنكه در صورتي كه از آب غذا به عنوان سوپ استفاده كنند اين مايع داراي مقادير زيادي ويتامين ث مي‌باشد.
در خصوص شير به عنوان ويتامين C بايد گفت كه با پاستوريزه كردن شير مقدار زيادي از ويتامين ث موجود در اين ماده از بين مي‌رود و به هيچ عنوان شير پاستوريزه، شير خشك يا تغليظ شده منابع مناسبي براي ويتامين C به شمار نمي‌روند و در صورتي كه براي تغذيه نوزاد از اين ويتامين استفاه مي‌شود بايد حتما به عنوان مكمل آب ميوة تازه يا قرص‌ها ويتامين C را در تغذية روزانة نوزاد گنجاند

مصرف مستمر و به اندازة ويتامين ث يكي از نيازهاي روزمرة هر بدنساز است كه هرچه فرد در اين ورزش حرفه‌اي‌تر و جا افتاده‌تر شود بايد بر مصرف اين ويتامين بيافزايد. شايان ذكر است كه بدنسازان به علت خصوصيت و نوع وضعيت ورزش خود داراي بدني با سوخت و ساز بالا هستند و اين خود ضرورت مصرف بيشتر عناصر اساسي و مواد غذايي پايه را دامن مي‌زند.
از مهمترين ويتامين‌هاي مورد نياز بدنسازان ويتامين C و ويتامين E است كه نه تنها باعث پيشرفت و قدرت بدن مي‌شود بلكه باعث مي‌شود ريتم سلامتي فرد به علت بالا رفتن ضريب قدرتي دستگاه ايمني فرد بالاتر رفته و بيماري‌ها بر بدن فرد چيره نشود. زيرا سرماخوردگي و متعاقب آن پني سيلين و آنتي بيوتيك‌ها قاتل حجم بدن يك بدنساز هستند. علاوه بر اين كمبود ويتامين C و E در كنار ويتامين A مي‌تواند باعث اختلال در سيستم بينايي ورزشكار گردد و چشم وي را ضعيف كند.
هر چند در مكمل‌هاي غذايي شركت‌هاي معتبر كه به تأييد استانداردهاي ISO و CE رسيده‌اند و وزارت بهداشت هم آنها را تأييد كرده است داراي مقادير مشابهي از انواع ويتامين‌اند اما توصيه ما مصرف بيشتر ويتامين C در وعده‌هاي غذايي بدنسازان و ورزشكاران ورزشهاي قدرتي است.
1- كاربردهاي درماني (سواي اسكوربوت)
- بيماريهايي كه باعث خونريزي مي‌شوند: پورپورا، هموفيلي، بيماريهاي مربوط به توليد خون، خونريزي رحم و التهابهاي روده‌اي همراه با خونريزي.
- بيماريهاي استخواني (شكستگيها) يا دنداني (پوسيدگي، ورم لثه‌ها و پيوره).
- بيماريهاي عفوني (ديفتري)، عفونتهاي معده- روده‌اي، زخمهاي معده، خونريزيهاي معده- روده‌اي، اسهال كودكان و توكسيكوز و فقدان گرانوليست در خون.
- بيماريهاي آلرژيك، شوكهاي آنافيلاكتيك، كوريزاي اسپاسمي، بيماريهاي سرمي، بارداري، كار بدني بيش از حد، اختلالات مادة رنگي پوست، بيماري آديسون و....
همراه ساختن ويتامين C و A در مقادير بالا، مي‌تواند با موفقيت در پيودرميتها، اگزماهاي ميكروبي، آنژينها، ورم حفرة بيني، سينوزيتها، ورم بافت ملتحمه، التهاب ميزراه و التهاب رحم غير سوزاكي به كار برود.
دكتر پوميه مثل هميشه فهرست بسيار كاملي از كاربردهاي درماني ويتامين C ارائه مي‌كند:
اكنه، اكروديني، فقدان گرانولوسيت در خون، كم خوني، آنژين، بي‌اشتهايي، آرتريت و آرتريسم، ضعف بينايي، لاغري پيشرونده در اطفال، سقط جنين، سوختگي، سرطان، پوسيدگي استخوان، آب مرواريد، خشكي و شكنندگي موها، شوك آنافيلاكتيك يا شوك بر اثر خونريزي، سيروزها، قولنجهاي همراه با خونريزي، اختلالات رواني، دوران نقاهت، سياه سرفه، خميدگي، رشد، از بين رفته كلسيم استخوانها، دندان در آوردن، ديابت، اسهالها، ديفتري، اگزما، خالها، خستگي فكري- عضلاني، فصل سرما، تبهاي بثوري، تيفوئيد، شكستگيها، شكنندگي استخوان، احساس سرما، دمل و كورك، ورم لثه‌ها، ورم زبان، گواتر، گريپ، شكوري، توليد خون، هموفيلي، خونريزيها، تبخال، هيپرتيروئيدي، يرقان، نارسايي كبدي، مسموميتهاي مختلف، درد كمر، سل پوستي، بيماري آديسون، يائسگي، ناخنهاي شكننده و نازك، اوريون، ورم گوش، زخمها، ذات الريه، فلج اطفال، پزوريازيس، پورپورا، پيوره، روماتيسمها، كوريزا، سرخك، اسكلروزپلاكي، اسكوربوت، تاولهاي پوستي، اسكلرودرمي، پيري، عفونت خون، سينوزيت، اسپرو، نازايي، سل، تيفوس، زخم معده، آبله مرغان، واريسها، سرخجه، سرگيجة منير، زونا و... و من تمام عفونتهاي طولاني، تطابق و مقاومت در برابر سرما، مقاومت در برابر بيماريهاي عفوني و مسري، مقاومت در برابر خستگي، كار شديد فكري و خستگي بر اثر بارداري يا شير دادن را نيز به آن اضافه مي‌كنم.
به طور خلاصه، اسيد آسكوربيك (يا ويتامين C) نقش ضد سم را ايفا نموده و حساسيتها را از بين مي‌برد

مصرف ميوه‌ها و سبزيهاي تازه و خصوصاً خام (آبميوه‌ها يا گياهان) در اكثر موارد براي از بين بردن علائم كلينيكي كمبود كافي است. مصرف روزانة چند قطرة آب ليمو كافي است تا كاركنان يك كشتي را در مسافرتهاي طولاني كه مدتهاي مديد از سواحل درو مي‌مانند و در نتيجه منحصراً از مواد كنسرو شده يا نشاسته‌اي مصرف مي‌كنند، از خطر اسكوربوت محافظت كند.
البته در صورت نياز، مي‌توان مقاومت بدن را با مصرف قرصهاي ويتامين C كه تحت همين عنوان و يا به شكل لاروسكوربين يا ويتااسكوربول و غيره عرضه مي‌شود و يا حتي به صورت تزريق زير پوستي، عضلاني يا وريدي به مقدار 10/0 تا 1 گرم در روز (مثلا عليه گريپ) تقويت نمود.
داروهاي متعددي از اشتراك ويتامين C و ساير ويتامينها موجود است. به عنوان مثال، ويتامين C و B3 (PP) در نيكواسكوربين، يا به صورت مجموعه‌هاي مولتي ويتامين و يا هيدروسولهاي پولي ويتامينه در كوتي ويت، اووسترول يا آلويتيل. غالباً اين ويتامين را با كلسيم يا ساير داروها تركيب مي‌كنند نظير افرالژان كه يك مسكن آنتي پيرتيك است و يا پيريدوسكوربين (C+B6) كه براي درمان مسموميتهاي دارويي به كار مي‌رود (هيپرويتاميني C هيچگونه بيماري ايجاد نمي‌كند).
تذكر: مطالعات تجربي نشان داده است كه مصرف استروژنها اسيد آسكوربيك را در بدن حيوانات از بين برده و باعث كاهش مقدار ويتامين C در بافتها مي‌شود.
از سوي ديگر تحقيقات كلينيكي تأييد كرده‌اند كه در بدن زناني كه از قرصهاي ضد بارداري خوراكي استفاده مي‌كنند، مقدار ويتامين C در لوكوسيتها و پلاكتها در مقايسه با ساير زنان، كاهش شديدي پيدا مي‌كند. شايد برخي از اثرات جانبي قرصهاي ضد بارداري در رابطه با همين كمبود باشد.
همچنين، مقدار اسيدفوليك (ويتامين B9) و B12 (كوبالامين) نيز در بدن زناني كه از داروهاي ضد بارداري خوراكي استفاه مي‌كنند، دچار نقصان مي‌شود.
علاوه بر آن، برخي حالتهاي افسردگي و ناراحتيهاي مربوط به حالت روحي كه علت رايج توقف درمان زناني كه قرصهاي ضد بارداري مصرف مي‌كنند است، مي‌تواند به عنوان عوارض جانبي كمبود ويتامين B6 محسوب شود، زيرا در اينگونه زنان پس از مصرف تريپتوفان، افزايش اسيد اكسانتورميك در ادرار به چشم مي‌خورد كه خود نشانه‌اي از كمبود پيريدوكسين است.
پس از بررسي تمام كمبودهاي پزشكي، ذكر اين مسئله نيز ضروري است كه بر عكس، در زناني كه قرصهاي ضد بارداري مصرف مي‌كنند، مقدار ويتامين A افزايش پيدا مي‌كند

ويتامين C2
بعضي از متخصصين بين ويتامينهاي C1 و C2 تفاوت قائل مي‌شوند. اولي همان موردي بود كه در بخش قبلي توضيح داديم و مورد دوم كه غالباً با ويتامين P (روتين) اشتباه گرفته مي‌شود، داراي اسكوليزود (از كلمة لاتين آسكوليوس به معناي بلوط) است. مشتق آن اسكولين ناميده مي‌شود كه مادة موثرة اصلي بلوط هندي است.

خواص آن:
ويتامين C2 ضد خونريزي بوده و مقاومت مويرگهاي خوني را افزايش مي‌دهد. اين ماده را از برگها، پوسته و ميوة بلوط هندي استخراج مي‌كنند.
الكلات بلوط هندي، اسكولئول، فرگونال و غيره در رابطه با تمام ناراحتيهاي گردش خون وريدي كه به آن گردش خون بازگشتي نيز مي‌گويند نظير ورايسها، بواسير، شكنندگي مويرگها و خونمردگي با كوچكترين شوك، تجويز مي‌شود. پوميه اين عنصر را براي پيشگيري از خونريزي در افراد مبتلا به فشار خون بالا، درمان خونريزي چشمي ناشي از شكنندگي مويرگهاي وريدي (خونريزي زير بافت ملتحمه و شبكيه)، راديودرميتها و كهير توصيه مي‌كند.
ويتامينهاي C2 (اسكولوزيد)، K (مناديون) و P (روتين) از نظر درماني به يكديگر بسيار نزديك هستند، زيرا هر سه از تأثير ضد خونريزي برخوردارند. علاوه بر آن، غالباً آنها را با يكديگر همراه مي‌سازند:
فروبيوز- P- 200 (آمپولهاي خوراكي): سيتروفلاونوئيدهاي موجود در پوست پرتقال كه توسط ويتامين C به شكل مجموعه‌هاي پكتيك ارگانيك فعال مي‌شود، داراي تأثير ويتاميني P است كه توسط افزايش مقاومت مويرگها و كاهش قابليت نفوذ آنها تظاهر مي‌كند. اين مواد، با حضور آدرنالين كه آنها را از اكسيده شدن حفاظت مي‌كند، باعث مي‌شوند تا اسفنكترهاي مربوط به مويرگها كارآيي مناسبي داشته باشد. به همين دليل، آنها را در تمام ناراحتيهاي گردش خون وريدي نظير فلبيتها و ترومبوفلبيتها، واريسها، اودمهاي واريسي، بواسير، پيشگيري از ناراحتيهاي فشار خون با افزايش مقاومت مويرگها، خونريزيهاي چشمي و لثه‌اي، پورپورا، خونمردگي، خونريزيهاي پوستي همراه با لكه‌هاي سرخ و غيره به كار مي‌برند.
فلوكسين ويتامينة C و P، تمام ناراحتيهاي مربوط به نارسايي در كارآيي وريدي و گردشهاي ريز جريان خون را درمان مي‌كند. تمركز زياد عوامل ويتاميني P و C روي اودم و ورم ديوارة وريد و پري فلبيت، اودمهاي شبانة فك، تشنجات و پاهاي سنگين تأثير مي‌گذارد.
اوپو- ونوژنها، ويتامين C را در اوپوتراپي (فوق كليوي، هيپوفيز، تخمدان) با يكديگر همراه مي‌سازند.
داروي همولوول عصارة مغز بلوط هندي را با عصارة برخي گياهان ديگر همراه ساخته و به اين ترتيب، تقويت كنندة وريدي بسيار مناسبي را به وجود آورده است.
داروي سكلو- 3 جريان بازگشتي خون را از طريق كاهش مقاومت شريانهاي كوچك و تصحيح شكنندگي مويرگها بهبود مي‌بخشد.
داروي اسكولئول كه داراي اكلاتور بلوط هندي است، خصوصاً در ارتباط با بواسير و تمام ناراحتيهاي ديگر گردش خون وريدي مانند فراگونل تأثير مي‌گذارد.
داروي نيسيل، ويتامينهاي C و P را همراه ساخته و خصوصاً شكنندگي مويرگها را درمان مي‌كند.
سولوروتين ويتامينهاي C و P را همراه با يكديگر دارد. سولورتين نيكوتيك ويتامينهاي B3 يا PP را با آنها همراه ساخته و به ويژه در رابطه با ناراحتيهاي گردش خون مركزي و محيطي مؤثر است

+ گرد آوری شده توسط مهدی در جمعه سی و یکم شهریور 1385 و ساعت 11:25 بعد از ظهر |
ويتامينهاي گروه B شامل 15 نوع ويتامين است. اين ماده يعني ويتامين B در معناي كلي در سال 1910 توسط دكتر فونك از مخمر آبجو و سبوس برنج تهيه شد. شايد جالب باشد كه بدانيد تنها منابع طبيعي كه تمام ويتامينهاي گروه B را در خود دارند مخمر آبجوي بدون الكل(ماءالشعير) و سبوس مي‌باشد.
در ضمن، آبجوي داراي الكل هيچ خاصيتي ندارد چرا كه اساساً الكل خود جلوي جذب هر نوع ويتامين و پروتئين را توسط بدن گرفته و باعث احساس خشكي بدن و عملاً از كار افتادن متابوليسم طبيعي جذب و تغذية بدن مي‌شوند:
ويتامينهاي تغذيه كنندة اعصاب B1 و B6
ويتامينهاي مسئول انجام آنابوليسم B2 و B5
ويتامينهاي مسئول انجام كاتابوليسم الكل B3 و B4
ويتامينهاي ضد كم‌خوني B9 و B12
ويتامينهاي B4، B7 و B10 خصيصة ويتاميني در بدن انسان ندارند و ويتامينهاي B11 و B3 هم فعاليت ويتاميني نداشته و بي‌اثر هستند

ويتامين B1 (يا تيامين) ويتامين خاص سيستم اعصاب و نخستين ويتامين از گروه ويتامينهای ب است.اين ويتامين دارای گوگرد است. حضور اين ماده كه ضد بيماري بري بري است براي متابوليسم قندها ((گلوسيدها) كه تنها منابع انرژي سلولهاي عصبي هستند ضروري مي‌باشد. بنابراين مصرف ويتامين B1 براي حفظ كارآيي مناسب سيستم اعصاب و عضلات ضرورت دارد. علاوه بر آن اين ويتامين جريان عصبي را منتقل نموده و كار قلب و فشار شرياني را تنظيم مي‌كند.

مشخصات:ويتامين B1
 در آب محلول بوده و به همين دليل، بخش مهمي از آن به آب پخت مواد غذايي وارد مي‌شود. به همين علت از زمان قديم در روستاها آب پخت مواد غذايي را به عنوان سوپ مي‌نوشيدند. برخلاف ويتامينA اين ويتامين بخ خوبي در بابر گرما مقاومت مي‌كند ولي استفاده از اوتوكلاو براي كنسرو كردن يا كاربرد روش پاستوريزه كردن شير، مقدار ويتامين B1 و همچنين اثرات ضد درد و تاثير مفيد آن براي حفظ تعادل عصبي را كاهش مي‌دهد. استفاده از گازهاي سولفور براي حفاظت از ميوه‌هاي خشك، باعث از بين رفتن نيمي از ويتامين B1 آنها مي‌شود. متقابلاً منجمد كردن ميوه‌ها، سبزيها و گوشتها تأثير كمي بر ويتامين B1 دارد اما به شرطي كه در محلي دور از نور و رطوبت انجام شود.
امروزه در لابراتوارها ويتامين B1 مصنوعي توليد مي‌شود كه داراي همان خواص ويتامين B1 طبيعي است. اين نوع تيامين ضريب مسموميت پاييني دارد و در متابوليسم گلوسيدها (هيدراتهاي كربن و قندها) دخالت دارد. كوكربوكسيلاز (يا اترفسفريك ويتامين B1) امكان گرفته شدن كربوكسيل اسيد پيروويك را فراهم مي‌سازد.

 نيازهاي يك انسان طبيعي
مقدار نياز روزانه انسان به ويتامين B1، بين يك تا دو ميليگرم و براي نوزاد، 80/0 ميليگرم است. ولي اين نياز برحسب رژيمها و شرايط گوناگون زندگي افراد تغيير مي‌كند. معمولاً رژيمهاي غذايي كه از نظر هيدراتهاي كربن (گلوسيدها) غني هستند، نياز به افزايش مصرف ويتامين B1 دارند. در حاليكه رژيمهاي غني از چربي (ليپيد) و آلبومينوئيد (پروتئين)، نياز كمتري به آن دارند.

ريشه يابي:
اين عنصر يك آنورين يا تيامين است كه از تشكيل يك هستة پيريميديك و يك سيكل تيازوليك به وجود مي‌آيد. اين عنصر از يك سو آرام كنندة درد و از سوي ديگر فعال كننده است.
بهترين منابع ويتامين B1 عبارتند از مخمر آبجو، غلات جوانه زده (گندم، جو، چاودار و....)، سبوس برنج، عصارة مالت، پرتقال و امعاء و احشاء حيوانات (جگر گوسفند و بره)، زردة تخم مرغ، قلوه و جگر گوساله، عدس، نخود، اسفناج، بلوط، كلم، كاهو، هويج، مغز(گوسفند)، شير نجوشيده، آلو، انجير، زردآلو، سويا و به طور كلي انواع گوشتها و ماهيها.
تذكر: متخصصين هومئوپاتي مدت زيادي قبل از كشف ويتامين B1، آن را به اشكال مختلفي نظير غلات جوانه زده، به صورت خالص (تنتور مادر) يا به صورت رقيق شده مانند شربت در موارد متعددي تجويز مي‌كردند.

حالتهاي مختلف دارويی ويتامين B1
انواع موجود تجاري آن (B1 دلاگرانژ، لاباز، روش، ويتانوريل، بويتين، بنروا و...) به صورتهاي زير ارائه مي‌شود:
- قرصهاي 50/5 و 250 ميليگرمي.
- آمپولهاي 25/10، 100 و حتي 500 ميليگرمي.
- فلانكونهاي آمپول 5 ميلي ليتري.
- گروه داروهايي كه محتوي تركيب ويتامينهاي B1، B6 و B12 (پرنسي B، بتريماكس) هستند، براي درمان دردهاي روماتيسمي و عصبي، مسموميتها و بيماريهاي ناشي از فقدان متابوليسم، ناراحتيهاي عصبي، هپاتيت و بيماريهاي قلبي، عروقي، در مورد الكليسم ديابت، شيمي درماني (نرولپتيكها، تيمولپتيكها، ايزونيازيد و...)، پيري، آترواسكلروز، برخي از حالتهاي ضعف و ناراحتيهاي مربوط به متابوليسم تجويز مي‌شوند. در موارد استثنايي در صورت جذب خوراكي آن، امكان بروز واكنشهاي آلرژيك وجود دارد.
از طريق همراه ساختن آن با ويتامين C، تركيب تيامين- آسكوربيك در مواردي نظير ناراحتيهاي مربوط به پيري و درمان پزشكي آب مرواريد و همراه با ويتامين B2 در رابطه با تشنجات عضلاني و غيره به كار مي‌رود

فقر ويتاميني B1
الف) در آزمايشگاه
اين حالت به صورت مصنوعي در موش و كبوتري كه منحصرا با برنج بدون سبوس و دانه‌هاي بدون پوست تغذيه شده‌اند، ايجاد مي‌شود. پس از حدود 20 روز، نوعي فلج حنجره و عضلات گردن همراه با فرو رفتن سر، پولي نوريت و سرانجام تشنجاتي كه سريعاً منجر به مرگ مي‌شوند، ظاهر مي‌شود.
ب) در انسان
قطع كامل مصرف ويتامين B1 باعث بروز بيماري بري بري مي‌شود. اين بيماري بيشتر در خاور دور و اقوامي كه منحصرا از برنج بدون سبوس تغذيه مي‌كنند (بر اثر زياده روي در مصرف گلوسيدها) به چشم مي‌خورد. در كشورهاي غربي، مهمترين علت ايجاد آن الكليسم است.
به طور كلي دو نوع بري بري وجود دارد:
- نوع مرطوب كه با بزرگي سمت راست قلب و تاكي كاردي، بزرگي كبد و اودمهاي بسيار شديد و فراوان، ادرار كم و نفس تنگي همراه است. اين حالت نشان دهنده نقص در مرحله انقباض قلب بوده و گاهي اوقات منجر به مرگ مي‌شود.
- نوع خشك كه شكلي پولي نوريت ابتدايي در اعضاء پاييني بدن بوده و حالتي شبيه به لاغر و كوچك شدن بدن دارد (سوزن سوزن شدن، سوزش، بي حسي و كرختي) و گاهي اوقات با فلج عصب استخوان زند اسفل همراه است.
در اروپا، نوعي بري بري كودكان نيز مشاهده شده كه در اطفالي كه منحصرا به وسيله آرد و خمير تغذيه شده‌اند، به وجود مي‌آيد.
در بزرگسالان (البته با شدت كمتر)، فقر ويتاميني B1 (سواي مورد الكليسم) بر اثر دوري از مواد غذايي طبيعي و تصفيه كردن، خالص نمودن، استريليزه و تغليظ كردن مواذ غذايي انسان به اصطلاح «متمدن» بروز مي‌كند. علاوه بر اين در تمام اين موارد نوعي عدم تعادل غذايي نيز مشاهده مي‌شود، زيرا تغذية امروزي ما به طور معمول از نظر شيرينيها، مواد آردي و گلوسيدها بيش از حد غني است. از سوي ديگر، برخي ناراحتيهاي گوارشي باعث ايجاد نارسايي در جذب و در نتيجه ذخيره‌سازي ويتامينهاي مصرفي مي‌گردد كه غالباً در مقادير بسيار پاييني مورد استفاده قرار مي‌‌گيرند. به عنوان مثال، در گروه اخير مي‌توان از اين بيماريها نام برد: گاستريت‌ها، بي‌اشتهايي، رژيمهاي غذايي نامناسب و نامتعادل، نارسايي كبدي و غيره.
فقر ويتامين B1 نقش مهمي در بروز پولي نوريتهاي مختلف نظير الكليسم، ديابت، پلاگر، بارداري، وجود ادراد در خون و برخي از ناراحتيهاي عصبي و نوريتها (به عنوان مثال در ادامه ابتلاء به زونا يا دردهاي شديد ناشي از لاغري و كوچك شدن اعضاء بدن) برعهده دارد.

در انواع محروميت، نتايج قابل توجهي از درمان به وسيلة ويتامين B1 به دست مي‌آيد (بنروا، بويتين، بانيكول ويتامينB1، B1كابر، دلاگرانژ،لابزو و...). ضمناً ويتامين B1 در غلات جوانه زده مصرفي در طب هومئوپاتي نيز موجود است.
بنابراين B1 را در تمام حالات بري بري، پولي نوريتهاي مختلف الكليها و سيگاريها، اسكلروز پلاكي، داءالرقص، انواع دردهاي عصبي (بين دنده‌اي، دردهاي مربوط به اندامهاي تحتاني، سياتيك و...)، ديابت قندي (در اين مورد به عنوان مكمل درمان به كار مي‌رود)، مسموميتهاي زنان باردار (تشنج حاملگي، حالت تهوع غير قابل جلوگيري و...)، خود مسموميتها (خصوصاً در نوزادان)، اسپاسموفيلي، برخي از درماتوزها (دملي و كورك) و غيره مي‌توان به كار برد.
دكتر پوميه فهرست جالبي از كاربردهاي درماني ويتامين B1 ارائه كرده كه من موارد زير را از آن استخراج كرده‌ام:
كبودي و تغيير رنگ انگشتان دست و پا (اكروسيانوز)، اكروديني، هوابعلي، ناراحتيهاي مغزي- نخاعي، الكليسم، دردهاي روماتيسمي، عملهاي جراحي منجر به قطع عضو (كه قسمت باقيماندة عضو قطع شده دردناك است)، لاغري، فراموشي، كم خوني، بي‌اشتهايي، فقدان حس بويايي، آرتريت، آرتريتيسم، ضعف عضلاني تدريجي، ضعف و لاغري، ضعف در انقباض قلب، بري بري، ناراحتيهاي مختلف قلبي، سر دردها، داءالرقص، سيروزها، كوليتها، اختلال رواني، يبوست، دوران نقاهت، آنسيفاليتها، شب ادراري، دمل و كورك، گواتر، نقرس، بارداري، بواسير، مقدار بيش از حد اسيد كلريدريك معده، فشار خون پايين، يرقان عفوني، ناتواني جنسي، نارسايي قلبي و كليوي، مسموميتهاي دارويي، ليكن، جذام، كمبود ترشح شير، كمر درد، بيماري رينود، درد عضلاني، حالت عصبي، دردهاي عصبي و ورم عصب از هر نوع، برخي از اودمها، ورم بناگوش، پولي نوريتها، خارشها، ضعف روحي و رواني، ناراحتيهاي روحي و رواني، روماتيسمها، زكام، سياتيك، سينوزيت، اسپرو، نازايي، ورم معده، كري، لاغري، و كوچك شدن اعضاء بدن، تاكي كاردي، تتاني، تيكهاي عصبي، كج شدن گردن، ناراحتيهاي مخصوص تغذيه، واريس، تهوع (بارداري و استون)، زونا و....
جذب بيش از حد ويتامين B1 استثنايي است و پس از تزريق درون وريدي يا عضلاني آن بروز مي‌‌كند. نيم ساعت پس از تزريق، عوارضي نظير تهوع، اضطراب و كهير ظاهر مي‌شود.
گاهي اوقات نيز ده دقيقه پس از تزريق نوعي بحران به نام شوك تياميني به وجود مي‌آيد كه در برخي موارد حتي پس از تزريق سريع كورتيزون به صورت وريدي يا عضلاني، غيرقابل بازگشت است

ويتامين B2 (ريبوفلاوين)

ويتامين B2 يا ريبوفلاوين به رنگ زرد-سبز فلورسانت بی نظير است. به دليل مقاومت در برابر حرارت از تيامين يا B1 تشخيص داده شد.
ريبوفلاوين اولين ويتامينی بود که مشخص شد به عنوان يک کوانزيم عمل می کند. ريبوفلاوين بخشی از چند آنزيم به ويژه ريبوفلاوين
مونوفسفات (FMN) و فلاوين آدنين دی نوکلئوتيد (FAD) می باشد.
در مواد غذايی و در متابوليسم بدن به حالت آزاد يا همراه با ترکيبات ديگر بخصوص پروتئين و فسفات می باشد. فرايند هضم ريبوفلاوين را
آزاد می کند که با انتقال فعال جذب شده و توسط گردش خون حمل می شود، در هيچ محل خاصی در بدن ذخيره نمی گردد. ريبوفلاوين
و متابوليتهايش با ادرار دفع می شوند و رنگ زرد-نارنجی به ادرار می دهند.

کمبود(هايپو ويتامينی):
کمبود ريبوفلاوين بيماری خاصی ايجاد نمی کند. اما نشانه های کمبود شامل ترک خوردگی پوست در گوشه لبها (کيلوز)، سرخی و تورم
زبان (گلوسيت)، پوسته پوسته شدن پوست اطراف بينی و گوش می باشد، سوزش، خارش و آبريزش چشم و حساس بودن شديد به
نور از علائم چشمی هستند.

دريافت بيش ازحد (هيپر ويتامينی):
به دليل محدود بودن جذب اين ويتامين، مسموميتی گزارش نشده است.

منابع:
در گياهان وجود دارد اما منبع غنی آن شير است.

ويتامين B3 ( نياسين )

ويتامين B3 يا نياسين به دو شکل ويتامين: نيکوتيناميد و نيکوتينيک اسيد اطلاق می شود. نياسين جزئی از کوانزيم های نيکوتيناميد آدنين دی نوکلئوتيد (NAD) و نيکوتينوميد آدنين دی نوکلئوتيد فسفات (NADP) می باشد. بدن می تواند اسيد آمينه اساسی تريپتوفان (منبع سرشار تريپتوفان شير است) را به نياسين تبديل کند و B2 و B6 برای اين عمل لازم هستند.

کمبود (هيپو ويتامينی):
پلاگر بيماری کلاسيک کمبود نياسين است، اسهال، اختلالات پوستی، زوال عقل و مرگ دليل اين نامگذاری می باشد.

دريافت بيش ار حد (هيپر ويتامينی):
مسموميت نياسين بسيار نادر است اما شکل دوم آن يا اسيد نيکوتينيک آثار سوء دارد که اين آثار در طی درمان بيماری قلبی مشاهده می شود، اين آثار شامل برافروختگی پوست، همراه با قرمزی می باشد. آثار جدی تر شامل سوزش سر دل، زخم معده و افزايش سطح خونی گلوکز است.

منابع:
گوشت، ماهی و مرغ منابع اصلی اين ويتامين به شمار می آيند. مقداری نيز در سبزيجات وجود دارد

ويتامين B5
اين ويتامين را به همراه ويتامين B8 ويتامين پوست و مو ناميده‌اند. اين ويتامين در بهبود و ترميم زخم‌ها نقش داشته و باعث رويش مو مي‌شود.
اين ويتامين به مقدار زياد در طبيعت وجود دارد و تقريباً مي‌توان گفت 90% غذاها حاوي مقداري هرچند جزئي از اين ويتامين هستند. براي رشد مو، جلوگيري از ريزش مو، جلوگيري از تغيير رنگ مو، ترميم سريع‌تر و بهتر زخم‌ها و تغذية ناخن‌ها پزشكان اين ويتامين را در قالب شامپوها، كرم‌ها و قرص‌هاي تجاري تجويز مي‌كنند.
از ديگر موارد كاربرد اين ويتامين برطرف نمودن التهاب و آلرژي به خصوص در سيستم تنفسي است. البته همواره بايد در نظر داشت كه قدرت اعجاب انگيز اين ويتامين براي حفظ و رويش مو زماني ميسر مي‌شود كه همراه با ويتامين B8 مصرف شود.
منابع طبيعي ويتامين 5B:
هرچند اين ويتامين به مقدار زياد در طبيعت يافت مي‌شود و در اكثر غذاها هم يافت مي‌شود اما مهمترين منابع اين ويتامين عبارتند از:
آفتابگردان- اسفناج- تخم مرغ- جگر و قلب گاو و گوسفند- سبوس برنج و گندم- سمنو- سويا- شير- عسل- عصارة مالت- غلات جوانه زده- كلم- گوجه فرنگي- گوشت سفيد- گوشت گوساله- مخمر آبجو.
موارد مصرف ويتامين B5

مهمترين كاربرد اين ويتامين در رابطه با ريزش مو، طاسي، اختلالات پوستي، طاسي زودرس است كه به همراه ويتامين B8 صورت مي‌گيرد.
از ديگر موارد مصرف اين ويتامين مي‌توان به بيماري‌هاي مربوط به مجاري تنفسي و نيز كمك به التيام زخم‌هايي كه التيام آنها براي مدت طولاني به درازا مي‌كشد نام برد.
در مواردي مانند: سردرد، تهوع، بي‌حالي، ضعف در كنترل عضلات، سوختگي، التهاب روده، تبخال، زخم‌هاي بي حس شده نيز پزشكان در كنار ساير داروهايي كه بسته به علت رخداد تجويز مي‌كنند مصرف ويتامين B5 را توصيه مي‌كنند.
براي زنان در دورة بارداري يا پس از مصرف قرص‌هاي ضد بارداري ممكن است مسائلي همچون از بين رفتن ماده رنگي مو، ريزش مو، ورم حفرة حلق و بيني به وجود آيد كه با مصرف بيشتر ويتامين B5 به سرعت برطرف مي‌شود.
اما تأثير جادويي ويتامين B5 كمك به رويش مجدد و سرعت رويش مو است كه خود باعث جلوگيري و در سنين پايين حتي از بين رفتن طاسي مي‌شود. البته باز هم مي‌گوييم، ويتامين B5 تمام اين كارها را با كمك ويتامين B8 انجام مي‌دهد.
در مواردي كه مو بر اثر عفونت، شيمي درماني يا شوك‌هاي هيجاني... ريخته باشد ويتامين‌هاي B5 + B8 مي‌توانند نقش موثري در بهبود و رويش مجدد موي بدن داشته باشند كه البته اين تأثير با افزايش سن كاهش مي‌يابد ولي هيچگاه بي‌تأثير نيست.
6- اثرات ناشي از كمبود ويتامين B5
اين ويتامين به وفور در انواع منابع طبيعي يافت مي‌شود اما عواملي همچون بارداري، استفاده از قرص‌هاي ضد بارداري، الكليسم، شيمي درماني، استرس زياد و هپاتيت مي‌توانند روند جذب اين ويتامين توسط بدن را كند يا متوقف كنند.
از نشانه‌هاي كمبود اين ويتامين مي‌توان به كمرنگ شدن مو، دير التيام يافتن زخم‌ها، ريزش مو، عدم رشد مو، ناراحتي‌هاي تنفسي خفيف، به هم خوردن سيستم گوارش، ضعف در كنترل عضلات، ترك خوردگي پوست، بد رنگي و كم رنگي ناخنها و خارش پوست سر اشاره كرد.
7- عوارض مصرف بيش از حد ويتامين B5
اين ويتامين نيز مانند ساير ويتامين‌هاي گروه B ويتاميني است كه مصرف زياد آن توسط منابع طبيعي به هر ميزان هيچ مشكلي ايجاد نمي‌كند. اما تزريق عضلاني مقدار زيادي از اين ويتامين به صورت ناآگاهانه مي‌تواند منجر به تشنج شديد و حتي مرگ گردد

ويتامين B6 يا پيريدوكسين. اين ماده مشتقي از پيريدن است كه سابقاً آدرمين ناميده مي‌شد. اين عنصر متابوليسم اسيدهاي آمينه و پروتئينها را تنظيم مي‌كند و ضد اكروديني، اختلالات پوستي و نروتروپها مي‌باشد.
ويتامين B6 ويتامين گوشتخواران است چرا كه هر چقدر بدن شما گوشت و پروتئين بيشتري مصرف كند نياز بيشتري به اين ويتامين خواهد داشت.
اين عنصر پودري سفيد رنگ است كه در آب محلول بوده ولي به سختي در الكل حل مي‌شود و به همين سبب است كه مصرف الكل باعث به هم خوردن متابوليسم بدن افرادي مي‌شود كه مقدار زيادي گوشت مصرف مي‌كنند.
اين ويتامين در برابر حرارت و اكسيد شدن كاملاً مقاوم است بنابراين مي‌توان آن را در غذاهاي پخته شده كه از منابع طبيعي ويتامين B6 هستند به خوبي يافت مي‌شود اما اين ويتامين در برابر نور حساس است و از بين مي‌رود. اين ماده در واكنش‌هاي متابوليكي متعدد شركت دارد. حضور اين ويتامين به خصوص براي متابوليسم اسيدهاي آمينه و پروتئينها ضروري است تا جايي كه كمبود آن مي‌تواند باعث احتباس ازت شود، بدون آنكه مشكلي در كارآيي كليه‌ها به وجود آيد.
اين ويتامين همچنين متابوليسم بافتهاي مختلف كبد، سيستم اعصاب و پوست را تنظيم مي‌‌كند و نقش بيولوژيكي مهمي در رون حذف گروه كربوكسيل و انتقال گروه آمين در اسيدهاي آمينه دارد.
علاوه بر اينها ويتامين B6 با تبديل اسيد گليوكسيلين به گليسيرين امكان كاهش ميزان اسيد اكساليك را به وجود آورده و بدين ترتيب خطر ايجاد سنگهاي كليوي به وسيله اكسالاتها را كاهش مي‌هد. البته ويتامين B13 نيز چنين تأثيري دارد.

منابع طبيعي ويتامين B6 يا G
اين ويتامين نيز مانند ساير ويتامين‌هاي گروه B، بيشتر در غلات جوانه زده، مخمرها، زردة تخم مرغ، جگر گوساله و سويا موجود است. در حد اشباع كمتر مي‌توان اين ويتامين را در گوشت قرمز، مغز، جگر مرغ، قلوه، تمامي غلات، كلم، اسفناج، پنير، ميوه‌هاي تازه، جوانه‌ي گندم، شير نجوشيده و شير خشك، سبزيهاي سبز، ماءالشعير، تخم مرغ، پرتقال، نان سبوس‌دار، نخود، ماهي‌ها، سيب زميني، سبوس برنج، گوجه فرنگي هم يافت.
شير مادر به عنوان منبع اساسي اين ويتامين براي كودك محسوب مي‌شود تا حدي كه تغذيه با شير خشك بدون مكمل ويتاميني مي‌تواند باعث به وجود آمدن نارسايي‌هاي مغزي خطرناكي براي كودك شود

بدنسازان و ويتامين B6 يا G
بدنسازان و قهرمانان پرورش اندام با توجه به خصوصيت بدني و قهرماني رشته‌ي خود نيازمند ميزان بالايي در حدود حداكثر ميزان نياز روزانه به ويتامين B6 هستند. مصرف بالاي پروتئين و سوخت و ساز بالاي بدن اين افراد خود يكي از مهمترين دلايل استفاده و نياز جدي ويتامين B6 براي اين افراد است. در ضمن در دوران كات و خشك كردن بدن نيز مصرف اين ويتامين با كمك به پايين آوردن ميزان اسيد اكساليك كمك زيادي بر پايداري كليه‌ها براي تحمل اين دوره مي‌كند.

مقدار نياز بدن به ويتامين B6 يا G
ميزان نياز روزانه‌ي بدن به ويتامين B6 بسته به وضعيت عمومي بدن، وزن، سن، ميزان تحرك و متدهاي تغذيه‌اي بين 200 تا 500 ميلي‌گرم در روز متغير است كه توصيه مي‌شود براي جلوگيري از عوارض كمبود ويتامين B6 در بدن حتما منابع طبيعي اين ويتامين در برنامه تغذيه‌ي روزانة افراد گنجانده شود.

اثرات ناشي از مصرف بيش از حد ويتامين B6 يا G
مصرف زياد اين ويتامين هم مثل ساير ويتامين‌هاي گروه B داراي عارضة خاص و قابل توجهي نيست و اضافة نياز بدن به راحتي دفع مي‌شود هر چند كه مصرف فوق‌العاده زياد و غيراستاندارد اين ويتامين مي‌تواند عوراضي را در دراز مدت براي كبد و كليه‌ها ايجاز كند.

ويتامين B7

در مورد ماهيت ويتامين B7 بين صاحب نظران علم تغذيه بحث است. عده‌اي آن را همان ويتامين I يا اينوزيتول مي‌دانند و عده‌اي ديگر آن را ويتامين J يا كولين مي‌دانند. بنابراين دو نظر، ما نقاط مشترك نظر اين صاحب نظران را خواهيم آورد.

دو تركيب كولين و اينوزيتول داراي دو ويتامين كاهش دهندة چربي بدن هستند. خاصيت اين دو ماده كاهش دادن مقدار چربي‌ها است و بدين ترتيب از كبد و شريانها حفاظت مي‌كند. بنابراين مي‌توان اين ماده را در تمام ناراحتيهاي كاربردي با ريشة گوارشي به كار برد.
به خاطر نقش اين دو ماده در تشكيل گلبول‌هاي قرمز، پزشكان آنها را در موارد كم خوني همراه با عنصرهاي مس و آهن توصيه مي‌كنند. علاوه بر اين، اين مواد عوامل ايجاد سولفوروميتل در بدن هستند. به همين دليل به آنها خاصيت ضد سم داده شده است.

ويتامين B7 و بدنسازي
ويتامين B7 به علت داشتن خاصيت چربي سوزي و كاهش دادن ميزان چربي بدن عامل بسيار مناسب و عالي براي كاهش وزن و كم كردن چربي‌هاي اضافي بدن به شمار مي‌رود. البته ذكر اين مطلب ضروري است كه ويتامين B7 را تحت عنوان ويتامين I و ويتامين J نيز مي‌شناسند. يكي از نكات جالب توجه براي بدنسازان بايد اين باشد كه مقدار زيادي از اين ماده در مكمل‌هاي چربي‌سوز تجاري وجود دارد و آن مكمل‌ها قسمت اعظم موفقيت خود را مرهون اين ويتامين هستند.

موارد مصرف ويتامين B7
اين ويتامين علاوه بر مصرف براي درمان كم‌خوني‌ها براي تسهيل در تشكيل گلبول‌هاي قرمز و نيز خاصيت ضد سمي آن كه موجب مي‌شود تا در درمان مسموميت‌هايي نظير سوختگي‌ها، زخم، شك، تتراكلروكرين، تري نيترولوئن، سرب، وجود كلسترول بيش از حد در خون و حالت‌هاي تهوع ناشي از استونمي نقش مهمي را ايفا كند در درمان بلند مدت چاقي و اضافه وزن هم تأثير بسزايي را دارد

ويتامين B8
ويتامين B8 يا H1
اين ماده هم مثل ويتامين B6 ويتامين پوست و مو مي‌باشد. اين عنصر از جگر و شير استخراج مي‌شود و در رشد ارگانيسم‌هاي مختلف حيواني و نباتي دخالت نموده و احتمالاً به عنوان شبه آنزيم در متابوليسم‌هاي مختلفي شركت مي‌كند.
ويتامين B8 به همراه ويتامين B5 ويتامينهاي خاص پوست و مو مي‌باشند. بارزترين قدرت اين ويتامين در حفظ و رشد مجدد مو نمودار مي‌شود و تقريباً ماده‌اي بي‌رقيب در اين زمينه مي‌باشد.
اين ويتامين از جگر و شير استخراج مي‌شود و به عنوان يك شبه آنزيم در متابوليسم‌هاي مختلفي شركت دارد.
اين ويتامين تنها هنگامي مؤثر واقع مي‌شود كه با ويتامين B5 مصرف شود. از موارد مهم ديگر اين ويتامين كمك به خون‌سازي، اشتها، جلوگيري از ورم‌هاي پوستي و مفصلي و تقويت چشايي است. از نظر منابع مي‌توان گفت تقريباً با ويتامين B5 همراه بوده و از اين نقطه نظر منابع طبيعي اين ويتامين نيازهاي بدن به ويتامين B5 را نيز برطرف مي‌كند.

منابع طبيعي ويتامين B8 يا H1:

ويتامين B8 را مي‌توان به ميزان زياد در مواد زير يافت:
بادام زميني، زردة تخم مرغ، شكلات، قارچ، قلوه، مخمر آبجو، نخود و در مقادير كمتر در تمام بافت‌هاي گياهي و حيواني نظير بادام زميني بوداده، گوشت، گوسفند، موز، گندم، مغز گوساله، كلم و گل كلم، اسفناج، ميوه‌ها، ژله، شير، سيب زميني، كاهو، سيبزيهاي سبز، ذرت، مرغ، برنج، گوجه فرنگي و ماست.
موارد مصرف ويتامين B8 يا H1:
اين ويتامين به صورت خاص در درمان ريزش مو، اكنه، كم خوني هيپوكروم، بي‌اشتهايي، آرتروز مفصل ران، ناراحتي‌هاي پوستي و به صورت عمومي در درمان اگزما، سرخي پوست نوزاد، ورم وبار زبان، تشكيل قسمتهاي بدون پرز روي زبان، التهاب پوست در اثر عفونت، سبوه، ناراحتي‌هاي مربوط به چشايي كاربرد دارد. اين ماده علاوه بر آنكه در كنار ويتامين B5 در شادابي، سلامت، حفظ و رشد و حتي رشد مجدد مو نقش دارد و نيز در بهبود پيدا كردن و التيام زخمها بسيار مؤثر است در درمان اكنه، كم‌خوني، بي‌اشتهايي، آرتروز مفصل ران، ناراحتي‌هاي پوستي موضعي مثل خون مردگي، تشكيل قسمتهاي بدون پرز بر روي زبان، برخي از ورم‌هاي پوستي، التهاب پوست بر اثر عفونت و ناراحتي‌هاي چشايي بسيار مؤثر است.
اين ويتامين يكي از كمرنگ‌ترين و در عين حال مؤثرترين ويتامينهاي گروه B است كه كمبود آن عوارض ناخوشايندي را به دنبال دارد. توصية ما استفادة هميشگي از سبزيجات تازه و غذاهاي متنوع براي بهره‌مندي از تمام ويتامينها به صورت طبيعي است.

عوارض كمبود ويتامين B8 يا H1:
فقر ويتامين B8 باعث بيماري بليتمن مي‌شود كه شامل ريزش مو، ناراحتي‌هاي عصبي- عضلاني، آسيب‌هاي پوستي و غيره است. البته كمبود ويتامين B8 در انسان استثنايي بوده و در مراحل ابتدايي داراي نشانه‌هايي چون كم شدن پرزهاي زبان، ناراحتي در تشخيص مزه و طعم، پريدگي رنگ و خشكي پوست مي‌شود.
به علت وجود اين ويتامين درگندم، نان و زردة تخم مرغ موردي از كمبود شديد اين ويتامين در افراد مشاهده نشده است. اما اثرات ناشي از كمبود اين ويتامين كه در محيط آزمايشگاه به ثبت رسيده است به ترتيب رخداد عبارتند از: ريزش شديد مو، ناراحتي‌هاي عصبي- عضلاني و آسيب‌هاي پوستي.
البته در مواردي كمبود مقطعي اين ويتامين در افراد كه به علت تغيير عادت‌هاي غذايي صورت مي‌گيرد باعث كم شدن پرزهاي زبان و ناراحتي‌هايي در تشخيص طعم و مزه، پريدگي رنگ و خشكي پوست مي‌شود كه با مصرف منابع طبيعي اين ويتامين به سرعت از بين مي‌رود.

اثرات مصرف بيش از حد ويتامين B8:
هيپر ويتامين B8 تا كنون شناسايي نشده است.

ويتامين B9
اين ويتامين داراي تأثير خاصي در رابطه با ترميم، بازسازي و بلوغ گروه‌هاي خوني دارد. پس به طور خلاصه اين ماده يك عامل ضروري براي تعادل مواد موجود در خون و كارآيي مناسب آن محسوب مي‌شود.
ويتامين B9 را با نام‌هاي L1، اسيدفوليك و فوليدون هم مي‌شناسند. اين ويتامين به مقدار كم در تمام سلول‌هاي گياهي و جانوري موجود است و كمبود آن در صورت استفاده از تغذية طبيعي تنها در اثر حرارت‌دادن بيش از حد غذاها به وجود مي‌آيد. هر چند اين ويتامين كاركردهاي گوناگوني دارد اما مهمترين نقش آن در مسائل مربوط به خون مشاهده مي‌شود.
البته در مواردي مثل بيماري‌ها عصبي- كم‌خوني كه با بيماري بيرمر همراه هستند مصرف ويتامين B9 ممكن است باعث تشديد بيماري و تشنج شود كه در اين حالت بايد به سرعت از ويتامين B11 استفاده شود.
باز هم توصيه مي‌كنيم كه براي سلامتي خود
1- تغذيه‌اي متنوع داشته باشيد.
2- غذاها را زياد حرارت نداده و به مدت طولاني نگه نداريد.
3- در صورت نياز به مكمل و منابع دارويي به هر دليل حتما با كارشناس تغذيه تماس بگيريد.
نكته مهم ديگري كه در مورد ويتامين B9 وجود دارد اين است كه داروهاي ضدتشنج، ضدانقباض، و ضدحاملگي جلوي جذب كامل اين ويتامين را گرفته و در حين مصرف اين داروها بايد از منابع دارويي يا منابع طبيعي غني از ويتامين B9 استفاده كرد.
آنتي‌بيوتيك‌ها و سولفاميدها با از بين بردن باكتري‌هاي روده‌اي عملاً ساخت ويتامين B9 يا اسيدفوليك را به وسيلة آنها متوقف مي‌كنند كه در صورت كمبود شديد در چنين مواردي تزريق عضلاني صورت مي‌گيرد.
منابع طبيعي ويتامين B9 يا اسيدفوليك:
نكته جالب اين ويتامين اين است كه آن را مي‌توان در تمام سلول‌هاي گياهي و جانوري به مقدار كم يافت. اما غني‌ترين منابع اين ويتامين عبارتند از:
اسفناج، پرتقال، پنير، تخم مرغ، جگر، جوانه گندم، حبوبات، سيب، سيب زميني، شير گاو،عضله، قارچ، قلوه، كاهو، كلم، لوبيا سبز، مخمر آبجو يا ماءالشعير، مرغ، هويج

موارد مصرف ويتامين B9:
اين ويتامين براي تمام انواع كم‌خوني‌ها به خصوص از نوع پيشرس در نوزادان، كم‌خوني در دوران بارداري، كم‌خوني در اثر جراحي و در يك كلام براي تمام ناراحتي‌هاي مربوط به كم‌خوني و خونريزي استفاده مي‌شود.
برخي از دانشمندان خاصيت ضدسرطاني را به ويتامين B9 نسبت مي‌دهند چون در مواردي باعث درمان تومورهاي بدن شده است و اين دستاورد در محيط آزمايشگاه عملاً نمود داشه اما هنوز براي قطعي شدن اين ادعا تحقيقاتي صورت مي‌گيرد. به هر صورت چون در مورد ويتامين B9 هيپرويتاميني وجود ندارد پس عملاً مصرف مقدار بيشتري از آن در بيماران سرطاني بلامانع است.
از ديگر موارد استفاده‌ي اين ويتامين زماني است كه فرد به مدت طولاني از آنتي‌بيوتيك‌ها و سولفاميدها استفاده كند. در اين زمان جذب ويتامين B9 توسط بدن كاهش يافته و فرد براي بازيابي اين ويتامين بايد از منابع طبيعي اين ويتامين به ميزان بيشتري استفاده كند در غير اين صورت دچار عوارض ناشي از كمبود اين ويتامين خواهد شد.

عوارض مصرف بيش از حد ويتامين B9:
اسيدفوليك يا ويتامين B9 به هيچ عنوان داراي تأثير سمي نيست و هيپرويتاميني در مورد آن وجود ندارد.
ما همواره مصرف منابع طبيعي و تازه را براي به دست آوردن انواع ويتامين‌ها توصيه كرده و مي‌كنيم. با مصرف غذاهاي تازه و مختلف نه تنها شما انواع ويتامين‌ها را به دست مي‌آوريد بلكه اين نوع سيستم تغذيه باعث شادابي روحيه و عملكرد بهتر بدن مي‌شود.

اثرات ناشي از كمبود ويتامين B9:
اصولاً كمبود ويتامين B9 با يا اسيدفوليك به علت وجود اين ماده در تمام سلول‌هاي گياهي و جانوري عملاً وجود ندارد. هرچند در موارد استثنايي مانند مصرف آنتي‌بيوتيك‌ها و سولفاميدها يا دوران بارداري و شيردهي در زنان ممكن است اين حالت به وجود آيد.
از موارد ديگري كه ممكن است كمبود اين ويتامين را باعث شود مصرف غذاهايي است كه به شدت حرارت داده شده باشند.
از عوارض كمبود اين ويتامين مي‌توان به عقب ماندگي ذهني، كم كرد وزن به صورت غيرطبيعي، كم‌خوني، ورقه ورقه شدن پوست، تورم زبان، ورم معده و حتي در زنان باردار به نقص جنيني اشاره كرد

ويتامين B10
ويتامين B10 يا H2 يا H
اين ماده محتوي اسيد پارا- آمينو- نيزوئيك و آمينو- 4بنزوات- سوديك است كه بسيار نزديك به يكديگر هستند. اين ويتامين ضد اودم پوست بوده و در آب، الكل، اتر و كلروفورم محلول است.

منابع آن:
اين ويتامين در مخمر آبجو، شير بدون چربي، ملاس، بادام زميني، غلات، قارچ، شكلات، سبوس گندم، كلم و گل كلم، تخم مرغ، ماست، گوجه فرنگي، كاهو، لوبيا، جگر، قلوه، گوشت بره، موز، كازئين، مغز، اسفناج، ميوه‌ها، ژله رويال، سبزيهاي سبز، ذرت، گوشت گوسفند، پپتون، سيب زميني، گوشت مرغ و غيره موجود است

اسيد پارا- آمينو- بنزوئيك ضد اختلالات رنگي پوست است. اين ماده كه از تركيبات اسيد فوليك مي‌باشد، داراي دو نوع تاثير است:
- تأثير پوستي كه سالهاست براي درمان اختلالات رنگي پوست به كار مي‌رود. اسيد پارا- آمينو- بنزوئيك در زمينة واكنشهاي اكسيد كننده‌اي كه منجر به تشكيل ملانين از دو پا مي‌شود نيز دخالت دارد. همچنين به عنوان يك محافظ بسيار عالي پوست عليه اكنه نيز به كار مي‌رود.
- تأثير ضد نفس تنگي: خواص ضد نفس تنگي آن، با افزايش مقدار اكسيژن در خون شرياني ظهور مي‌كند.
دكتر پوميه تجويز اين ويتامين را در موارد زير مؤثر مي‌داند: آسم، طاسي، سفيدي مو، تب پورپوراي كوهستان، سل پوستي اريتماتو، بيماري بروك- دورينگ، ملانوز، التهاب بافت عضلاني، پزوريازيس، روماتيسم مفصلي حاد، آلودگي به ركتزيا، مخملك، سرخك، اسكلرودرمي، تيفوس و كمبود مادة رنگي در پوست.
انگليسيها آن را در رابطه با اگزماي خشك، به عنوان ضد اكنه، ضد خارش و در آلرژي در برابر نور (لوسيت‌ها) به كار مي‌برند. علاوه بر آن، آنها اسيد پارا- آمينو- بنزوئيك و آمينو- 4بنزوات را از طريق B.i.A.M به صورت جداگانه مورد مطالعه قرار داده‌اند كه در اينجا خلاصه‌اي از توضيحات انديكس مرك را برايتان نقل مي‌كنم:
الف) اسيد پارا- آمينو- بنزوئيك (يا آمينو 4 بنزوئيك اسيد)
طبقه بندي شيميايي: اسيد بنزوئيك.
نامگذاري ژنريك: آمبن.
عناصر نزديك به آن: نمكها و مشتقات آن: پارا- آمينو- بنزوات سوديك، ضد خارش.
خاصيت مورد تأييد: تقويت كنندة تنفس.
جذب آن: سريعاً به وسيلة دستگاه گوارش جذب شده و دفع سريعي نيز دارد.
كاربردهاي اصلي: اگزماي خشك، خارش، سوختگي، پزوريازيس و فقدان مادة رنگي در پوست.
عوارض جانبي: حساسيت به نور، عوارض سمي ندارد.
در فرانسه تنها عامل مؤثر در داروي پارامينان (به صورت قرص و كرم) مي‌باشد
در داروي كولاژنان با ساير مواد همراه است (ضد مالارياي توليد شده در مقدار كم به وسيلة گروه ويتاميني B، يك اشتراك ضد سم واقعي را به وجود مي‌آورد).
كاربردهاي درماني: پولي آرتريت مزمن پيشرفته (P.C.F)، روماتيسم مفصل حاد (R.A.A) و تمام روماتيسمهاي تورمي، سل پوستي اريتماتو، كولاژنوز، ورمهاي آرتروز، ناراحتيهاي آلرژيك (آسم، كوريزا و....)، حساسيت نسبت به نور: لوسيت (انديكس مرك).
ب) آمينو- 4- بنزوات سوديك (يا آمينو- 4- بنزوات سديم)
طبقه بندي شيميايي: بنزوات سديم.
ساير نامگذاريها: P.A.B سوديك و پارا- آمينو- بنزوئيك.
خواص اصلي تأييد شده: محافظت در برابر نور.
خواص ثانوي تأييد شده: مكمل براي داروها.
خواص مورد تأييد: تقويت كنندة تنفس و ضد باكتري.
مكانيسمهاي جانبي: تأخير در دفع آنتي بيوتيكهايي كه با آن همراه مي‌شود مثل پني سيلين، استرپتومايسين.
سريعاً از طريق لولة گوارشي جذب شده و دفع آن نيز سريع است.
كاربردهاي مورد تأييد: تنگي نفس، ضعف و لاغري. فقر ويتاميني H حالت سمي ندارد.
در فرانسه تنها عامل فعال در آمپولهاي پارامينان است كه در درماتولوژي در مواردي نظير فقدان مادة رنگي پوست، سفيدي مو، پزوريازيس، ناراحتي پوستي همراه با خارش، اگزماي خشك و اكنه به كار مي‌رود.
داروي كولاژنان، با ويتامينهاي B5، B6 و B10 همراه است. (لوسيتها، پولي آرتريت مزمن پيشرفته، آسم، روماتيسمهاي تورمي و تمام ناراحتيهاي آلرژيك.
در درمان سالخوردگان حالت تنفس را طبيعي ساخته و ضد ضعف و لاغري است.
در داروي آبيوزان، با تتراسيكلين همراه بوده و براي عفونتهاي گوش و حلق و بيني نظير آنژينها، ورم گوش، ورم حفرة بيني- حلق، سينوزيت و بيماريهاي ويروسي نظير موارد به كار مي‌رود:
- عفونتهاي شديد، بيماريهاي باكتريايي حاد و مزمن ريوي، عفونت شديد برونشيتهاي مزمن و آسم، عفونتهاي پوستي (اكنه)، ناراحتيهاي معده‌اي- ادراري و غيره.
مصرف آن براي كودكان زير 8 سال و زنان باردارد ممنوع است.
شايان ذكر است كه اسيد پارا- آمينو- بنزوئيك به صورت جهاني به عنوان يك ويتامين شناخته نشده است.

ويتامين B11
ويتامين B11 حاوي كارنيتين است و به همين علت خاص اشتها مي‌باشد بنابراين در تمام مشكلات تغذيه‌اي كه منجر به لاغري مي‌شوند كاربرد دارد و مؤثرترين ماده طبيعي براي افزايش اشتها و وزن است.
ويتامين B11 يا O با تحريك ترشحات گوارشي و خصوصاً ترشحات معده و لوزالمعده را تحريك مي‌كند. اين تحريك به نوبه‌ي خود باعث افزايش اشتها مي‌شود كه امكان تغذيه و افزايش وزن را پس از يك دورة 8 تا 10 روزه به وجود مي‌آورد.
البته مواردي نيز وجود دارد كه استفاده از اين ويتامين و منابع آن ممنوع است موارد ممنوعيت استفاده از ويتامين B11 يا O.
البته كارنيتين هنوز به صورت جهاني به عنوان يك ويتامين تأييد نشده اما عده زيادي از متخصصين تغذيه و از جمله خود من با توجه به اهميت اين ماده در رفع لاغري و بهبود عملكرد بدن به مثابه ساير ويتامين‌ها را يك ويتامين و در گروه آنها مي‌دانند.

منابع طبيعي ويتامين B11 يا O:
ويتامين O يا B11 را مي‌توان در بافت‌هاي حيواني و غذاهايي كه اين بافت‌ها را در بر مي‌گيرد به ميزان مطلوب به دست آورد.
فرهنگ تغذيه‌اي قديم ما ايرانيان كه مبتني بر غذاهايي مثل آبگوشت، انواع خورشت و كباب بود حاوي منابع سرشاري از اين ويتامين هست. علاوه بر آن انواع لبنيات و بخصوص ماست كه حاوي تمام خواص لبنيات به علاوه‌ي مخمرهاي مفيد است در بارگيري اين ويتامين نقش عمده‌اي دارد از منابع ديگر اين ويتامين مي‌توان به آبجو يا ماءالشعير بدون الكل اشاره كرد كه خود حاوي تمام ويتامين‌ها است.
موارد مصرف ويتامين B11 يا O:
ويتامين B11 يا O خاص افزايش وزن در يك دوره‌ي 3 ماهه و به صورت طبيعي است البته من به عنوان يك متخصص امر تغذيه به هيچ عنوان افزايش و كاهش بيش از 5 كيلوگرم وزن را بدون مشاوره با يك كارشناس تغذيه به علت اثرات و عواقب آن توصيه نمي‌كنم و باز هم تأكيد مي‌كنم كه در هيچ راهي بدون آگاهي و مشاوره قدم نگذاريد به خصوص اموري كه مستقيما با سلامتي شما در ارتباط‌اند.
براي كاهش يا افزايش اصولي وزن شما مي‌توانيد از طريق سايت تخصصي بدنسازي ايران كارشناسان مجرب اين سايت تماس گرفته تا بهترين راهكارهاي سيستماتيك كاهش و افزايش وزن را در اختيار شما بگذارند.

موارد ممنوعيت استفاده از ويتامين B11 يا O:
همانطور كه گفتيم ويتامين B11 يا O اشتها را افزايش مي‌دهد و اين امر به خاطر تأثيرگذاري اين ويتامين بر ترشحات معده و لوزالمعده صورت مي‌گيرد.
بنابراين در مواردي چون زخم معده، معده برداري، ديابت و مسلما چاقي مفرط استفاده از اين ويتامين و حتي منابع طبيعي آن ممنوع است.

عوارض مصرف بيش از حد ويتامين B11 يا O:
تاكنون هيچ موردي از هيپرويتاميني B11 يا O مشاهده نشده است اما به طور قطع مي‌توان گفت كه مصرف زياد اين ويتامين باعث افزايش اشتها طي 8 تا 10 روز مي‌شود. در اين روند اگر به ميزان مناسب از ويتامين‌هاي A، B4، B7 و E استفاده نشود و در مورد رژيم پروتئين و هيدرات كربن فرد تصميمي گرفته نشود مي‌تواند عوارض سوء و حتي خطرناكي در پي داشته باشد پس توصيه ما همواره مشاوره با كارشناسان مجرب بدنسازي است.

ويتامين B12

ويتامين B12 يا L2
اين ويتامين به طور خلاصه و جامع ضد كم خوني، تحريك كنندة توليد گلبول قرمز و ضد درد است و تنها در منابع جانوري ياف مي‌شود.
اين ويتامين در سال 1948 از جگر استخراج شد.
ويتامين B12 در بدن به اشكال گوناگوني وجود دارد كه بيشتر آن را تحت عنوان كوبالامين مي‌شناسند و به خاطر فعاليت شبه آنزيمي آن نقش مهمي در اعمال متابوليكي مختلف بر عهده دارد. حضور ويتامين B12 براي انجام واكنش‌هاي آنزيمي متعددي ضروري است. لازم به ذكر است كه گياهان داراي ويتامين B12 نيستنتد و به همين دليل استفاده از رژيم‌هاي منحصرا گياهخواري براي انسان خطرناك است از سوي ديگر ويتامين B12 داراي 4 درصد كبالت مي‌باشد و به همين دليل بر كم خوني نيز تأثير مي‌گذارد.

منابع طبيعي ويتامين B12 يا L2:
ويتامين B12 يا L2 را مي‌توان تقريبا در تمام بافت‌هاي جانوري يافت اما اين ويتامين حتي در مقادير كم هم در بافت‌هاي گياهي يافت نمي‌شود بنابراين گياهخواران در معرض عوارض كمبود اين ويتامين قرار دارند. از بهترين و غني‌ترين منابع اين ويتامين مي‌توان به جگر، گوشت قرمز، شير و پنير، زردة تخم مرغ، ماهي، قلوه و ران مرغ اشاره كرد.
ويتامين B12 و بدنسازان:
كمبود ويتامين B12 در صورت استفاده صحيح از منابع طبيعي اين ويتامين تقريبا هيچگاه رخ نمي‌دهد و بدنسازان چه در حد حرفه‌اي و چه در حد آماتور معمولا هيچگاه دچار كمبود و نياز شديد به اين ويتامين نمي‌شوند اما توصيه ما براي عملكرد بهتر بدن افراد و به خصوص به ثمر رسيدن تلاش‌هاي مداوم بدنسازان حرفه استفاده مكرر ماهيانه و حتي هفتگي از خوراك جگر گوساله و مصرف زياد تخم مرغ براي تأمين سري ويتامين‌هاي گروه B است.
شايان ذكر است كه علاوه بر زردة تخم مرغ كه معدني از املاح و ويتامين‌ها و مواد معدني است سفيدة تخم مرغ پروسة تقريبا خالصي از پروتئين است كه حدود 90 درصد آن جذب بدن مي‌شود.

موارد مصرف ويتامين B12:
اين ويتامين مصرف زيادي در خصوص بيماري‌هاي كم خوني و دردهاي عصبي دارد. البته شيوة تزريق نسبت به شيوة خوراكي ارجحيت دارد زيرا در اين شيوه احتمال دفع يا عدم جذب از سوي سيستم گوارش وجود ندارد. همچنين غالب پزشكان اين ويتامين را به همراه ساير ويتامين‌هاي گروه B در مواردي همچون ضعف و بي‌حالي عمومي، دوران نقاهت بعد از عمل جراحي يا بيماري‌هاي عفوني و همچنين در مواردي مثل افراد الكلي و سالمندان كه به صورت كلاسيك داراي مشكلات كلاسيك ساختاري بدن هستند تجويز مي‌كنند.
از موارد ديگري كه تجويز ويتامين B12 مي‌تواند راهگشا باشد مي‌توان به دردهاي روماتيسمي، ضعف ناشي از شير دادن مادران، لاغري، طاسي، سفيدي مو، ترميم زخم‌هاي ناشي از عمل جراحي، تأثير در رشد، ورم معده، بارداري، يرقان، نارسايي قلب، بيماري پاركينسون، ميگرن‌ها و دردهاي عصبي، فلج اطفال، روان‌‌پريشي‌هاي الكليك و تحليل رفتن بدن اشاره كرد.

ويتامين B13
اسيد اوروتيك يا اوراسيل 6 كربوكسيليك.
تسهيل كنندة متابوليسم چربيها و محافظ كبد.
ويتامين B13 داراي دو تاثير سودمند است:
- پايين آوردن مقدار اسيد اوريك خون (اوروتوريك).
- حفاظت از فلور روده‌اي (اولترافلور).

ويتامين B13 يا اسيد اوروتيك يك مولكول اوليه از سنتز بنيانهاي پيريميديك است. اين عنصر تكثير فلور روده‌اي را به شكل فيزيولوژيكي طبيعي و مناسب آن (اشريشياكولي، لاكتوباسيلها، آنتروكوكها و...) امكان‌پذير مي‌سازد. اين موجودات ميكروسكوپي مهمانان معمول و ضروري روده‌ها هستند. اين تأثير خصوصاً پس از درمانهاي طولاني (فرضاً به وسيلة آنتي بيوتيكها) يا جراحيهاي قطعه‌برداري از دستگاه گوارش كه فلور فيزيولوژيكي روده را از بين برده و يا حداقل به آن آسيب مي‌زند بسيار سودمند خواهد بود. متقابلاً اين تأثير ديناميك، روي رشد فلور روده‌اي مفيد براي تكثير موجودات ريز بيماريزا مؤثر نيست (كانديدا- آلبيكانها، استافيلوكوكها، پروتئوس و...) و تكثر بيمار گونة آنها را متوقف مي‌سازد.
تااثير كاهش دهندة اورة خون، در اوايل چرخة متابوليكي سنتز اسيد اوريك ظاهر شده و كار را به نفع سنتز اسيد اوريديليك كه دفع آن آسان‌تر است، منحرف مي‌سازد. وجود اوره بيش از حد در ادرار نيز خود به خود كاهش مي‌يابد. اسيد اوروتوريك در صورت وجود نارسايي كليوي قدرت خود را حفظ مي‌كند.
اين ويتامين را مي‌توان به خاطر تاثير مشابهي كه بر اكسالاتها دارد با ويتامين B6 (يا پيريدوكسين) مشابه دانست كه همين مسأله اهميت اين دو ويتامين را در رابطه با سنگهاي كليوي مشخص مي‌سازد

طبيعتاً اين كاربردها با همان مسائلي است كه قبلاً مطرح كردم:
- ناراحتيهايي كه از كاهش ميكروبهاي موجود در روده ناشي مي‌شود و مشكلات گوارشي ناشي از آنتي بيوتيك درماني، اسهالهاي مختلف و تمام ناراحتيهاي گوارشي مربوط به اين حالتها.
- افزايش مقدار اسيد اوريك در خون به خاطر دلايل كليوي (سنگها)، يا مشكلات مفصلي (روماتيسمها، نقرس).
در واقع مقدار اضافة اوراتها يا به كليه- ادرار وارد مي‌شود كه در آن صورت باعث ايجاد سنگ خواهد شد و يا اينكه به كليه- روماتيسمها (هنگامي كه گفته مي‌شود كليه درد مي‌كند، در واقع بايد گفت كه كمر درد مي‌كند) و تمام مفاصل (بالااخص انگشت شست پا) وارد مي‌شود.
بنابراين اسيد اوروتيك در رابطه با سنگهاي كليوي كه از اورات ساخته شده باشد به كار مي‌رود. اين عنصر قولنجهاي نفريتي را تسكين نمي‌دهد بلكه با درمان آنها از طريق تجزية سنگهاي اوراتي و جلوگيري از انباشته شدن اوراتها در كليه وارد عمل مي‌شود. يادآوري مي‌كنم كه ويتامين B6 (پيريدوسكوربين) اكسالاتها را تجزيه مي‌كند.
اسيد اوروتيك با موفقيت در درمان ريشه‌اي نقرس و روماتيسمهاي نقرسي به كار رفته است. به عبارت ديگر، از آن به عنوان تجزيه كنندة مقدار اضافة اوراتهايي كه در مفاصل و كليه‌ها انباشته شده استفاده مي‌شود.
بدين ترتيب ويتامين B13 پيشگيري كنندة تمام بيماريهايي است كه با افزايش مقدار اسيد اوريك خون (بالاخص نقرس و قولنجهاي نفريتي) در رابطه هستند. علاوه بر آن، اين عنصر مقدار كلسترول خون را نيز كاهش مي‌دهد (هيپوكلسترولميانيت).
گرانولهاي اوروتوريك داراي 25 گرم اسيد اوروتيك در هر 100 گرم تركيب مي‌باشد. يك قاشق مرباخوري از اين گرانولها محتوي 5/1 گرم اسيد اوروتيك مي‌باشد. مقدار تجويز آن بين 2 تا 4 گرم در 24 ساعت براي معالجات طولاني است زيرا به محض توقف درمان در افرادي كه آمادة ابتلا به اسيد اوريك اضافه هستند تجمع اسيد اوريك در كليه‌ها و مفاصل آغاز خواهد شد.
ساده‌تر از آن مي‌توان يك قاشق سوپخوري اوروتوريك را در يك بطري آب معمولي حل كرده و از آن به عنوان آب مصرفي استفاده كرد. البته در مواقع ديگر نيز نظير هنگام بيدار شدن و شب هنگام خوابيدن و ساعت 10 و 16 يا نيمه شب در صورت بيدار شدن نيز مي‌توان از آن نوشيد.
يكي از بيماران من اين مساله را به شكلي نه چندان علمي بيان مي‌كرد: «من يك ليوان مي‌نوشم، دو ليوان ادرار مي‌كنم! و همين كار درون مرا پاك مي‌كند!»
در تركيب الترافلور، اسيد اوروتيك با مخمرهاي خشك و ارگانيسمهاي زندة مقاوم در برابر آنتي بيوتيكها كه با تكثير ميكروبهاي بيماريزا مخالفت مي‌كنند همراه است. به خاطر همين دو تاثير متنوع آن (تسريع رشد فلور مفيد و توقف رشد فلور بيماريزا) اين دارو خصوصاً در افراد مبتلا به آرتريت كه مدتي طولاني به وسيلة آنتي بيوتيكها تحت درمان بوده‌اند و يا جراحيهاي قطعه برداري از دستگاه گوارش روي آنها انجام شده داراي تاثير مضاعفي است.
انگليسيها از اسيد اوروتيك در موارد زير استفاده مي‌كنند:
خواص اصلي ثابت شده آن در: كاهش چربي بدن، محافظت از كبد، كاهش دهندة اسيد اوريك خون، متوقف كنندة سنتز اسيد اوريك و كاهش دهندة كلسترول خون.
و خاصيتي كه بايد مورد تاييد قرار گيرد: افزايش دهنده ترشح صفرا.
مكانيسمهاي اصلي تاثيرگذاري: واسطة طبيعي بيوسنتز بنيانهاي پيريميديك.
با ايفاي نقش آنزيم در بيوسنتز پروتئينهاي هپاتيك شركت مي‌كند.
از نفوذ چربيها در كبد جلوگيري به عمل مي‌آورد. مقدار پلاسماتيك تري گليسيريدها، كلسترول، بتاوپربتاي ليپوپروتئينها را كاهش مي‌دهد.
جذب آن از طريق معده و روده انجام مي‌گيرد.
تاثيرات مورد انتظار: كاهش چربي بدن، محافظت از كبد، كاهش دادن اسيد اوريك خون،متوقف كنندة سنتزاوريك، ضد كلسترول خون.
تاثيرا جانبي: تشكيل غدد چربي هپاتيك كه بسيار نادر است و در موارد استثنايي بزرگ شدن كبد.
روشهايي كه مي‌توان با آن همراه ساخت: رژيم غذايي، كولشيسين.
نشانه‌هاي مسموميت حاد: غير سمي است.
درمان طولاني: مرسوم است.
طبقه بندي دارويي: تابلوي C.
در فرانسه تنها عنصر فعال در تركيب اوروتوريك موجود است و به صورت مشترك در اولترافلور نيز وجود دارد.
ويتامين B13 به صورت جهاني به عنوان يك ويتامين شناخته و پذيرفته نشده است. (انديكس مرك).

+ گرد آوری شده توسط مهدی در جمعه سی و یکم شهریور 1385 و ساعت 11:20 بعد از ظهر |
اين ويتامين خاص رشد و بينايي است. مقاومت بدن در برابر عفونتها را افزايش داده و در بهبود زخمها و آسيب‌هاي عضلاني نقش عمده‌اي را ايفا مي‌كند.
ويتامين A در اثر حرارت از بين نمي‌رود.
منابع طبيعي ويتامين A:
اسفناج- انبه- انجير- بادام- بادام زميني- پرتقال- پنير سفيد- پياز- تخم مرغ- توت فرنگي- سويا- سيب- سيب زميني- جگر- جگر ماهي- خامه تازه- خرما- دانة آفتابگردان- روغن- زردآلو- زيتون- شير نجوشيده- طالبي- عدس پخته- فلفل دلمه‌اي تازه- قارچ- قلب گاو- قلوه- كاهو- كدو- كرفس- كلم- گردو- گريپ فروت- گل كلم- گندم جوانه زده- گوجه فرنگي- گوشت گاو- گوشت تمام ماهي‌ها- گوشت گوسفند- لوبيا- ليمو- ماهي تن- مغز- موز- نارنگي- نان جو- نان سبوس دار- هلو- هندوانه- هويج.
توضيحات كامل:
ويتامين A رشد را تضمين مي‌كند و به همين دليل مصرف آن در دوران نوجواني ضروري است. اين ويتامين همراه با ويتامين D در ايجاد و استحكام ساخت استخواني بدن نقش داشته و غالباً در مواد غذايي همراه با مقدار كمي ويتامين D حضور دارد.
از خصوصيات قابل توجه ديگر اين ويتامين بالا بردن مقاومت بدن در برابر عفونتها است كه خود مكملي براي ويتامين C محسوب مي‌شود.
اما اين ويتامين براي چشم يك عنصر حياتي محسوب مي‌شود و نه تنها باعث بهبود بينايي و جلوگيري از ضايعات ناشي از عفونتهاي چشمي مي‌شود بلكه در درمان شب كوري، زخمهاي قرنيه و لكه‌هاي رسوبي چشم تنها داروي مؤثر است. از همين رو ويتامين A را ويتامين چشم ناميده‌اند.
پس به طور مطلق مي‌توان اثرات ويتامين A را در چهار قسمت طبقه‌بندي كرد.
1- رشد و نمو خصوصاً شكل‌گيري اسكلت
2- ترميم زخمها
3- كارآيي سيستم بينايي
4- كارآيي غدد دروني بدن و توليد هورمون

1- وجود يك استخوان‌بندي محكم، قوي و درشت همواره يك مزيت محسوب شده است. ويتامين A به عنوان يك مكمل ضروري براي ويتامين D در ايجاد يك استخوان‌بندي مناسب و قوي به خصوص در دوران رشد يعني 3 ماهگي تا 21 سالگي همواده مورد نياز بوده و كمبود آن مي‌تواند منجر به اختلالاتي هر چند جزئي در اين سيستم گردد.
2- ويتامين A نقش بسيار مهمي در ساختار بافتهاي عضلاني بر عهده داشته و همراه با ويتامين‌هاي B2، B5، C و D در بازسازي آنها شركت مي‌كند. به همين دليل گروهي از متخصصين جراحي اين ويتامين را در ارتباط با زخمها و آسيب ديدگي‌ها تجويز مي‌كنند كه مزيت اين كار علاوه بر كمك به بهبود سريع‌تر آسيب‌ها، خاصيت ضد عفوني كنندگي آن به همراه ويتامين C است.
3- ويتامين A به وسيلة رتينول نقش بسيار مهمي در كارآيي سيستم بينايي بر عهده دارد. زيرا شفافيت و در نتيجه سلامتي تمام قسمتهاي جلويي چشم و تطابق آن با نور را تضمين مي‌كند.
اين ويتامين نقش عمده‌اي در پيشگيري و درمان زخمهاي قرنيه، لكه‌هاي رسوبي چشم و شب كوري داشته و كمبود آن باعث اختلال و از كار افتادگي سيستم بينايي مي‌شود.
4- ويتامين A همراه و در كنار ويتامين E نقش عمده‌اي در فعاليت‌هاي دستگاه تناسلي و توليد هورمون‌هاي جنسي دارند. همچنين اين ويتامين در كنار ساير ويتامين‌هاي نقش خاصي در كارآيي غدد درون‌ريز ايفا مي‌كند. به همين علت است كه اين ويتامين را به مقدار زياد مي‌توان در جگر و كليه احشام و طيور به دست آورد.

مهمترين عامل براي داشتن اندامي موزون و هماهنگ داشتن يك استخوان‌بندي محكم، قوي و درشت است. اين امر هر چند امري به ظاهر ارثي است اما تغذيه و مراقبت‌هاي دوران رشد نقش عمده و مؤثري در صحت اين سيستم ايفا مي‌كند.
ويتامين A همراه با ويتامين D در استخوان سازي و استحكام اين سيستم همكاري داشته و كمبود آن در دوران رشد مي‌تواند به معناي يك فاجعه باشد. البته در رشد و فعاليت‌هاي عضله سازي هم اين ويتاين نقش دارد اما از آنجا كه در اين عملكرد ما به ميزان بسيار كمي ويتامين نياز داريم.
در حالت عادي و معمولي نيازي به استفاده از مكمل‌ها و كنستانتره‌هاي اين ويتامين نداريم.
اما براي بدنسازان حرفه‌اي و نيز بدنسازان آماتوري كه با تمرينات سنگين سعي در حرفه‌اي شدن دارند به علت فعاليت بيشتر و بهتر غدد درون‌ريز و توليد هورمون‌هاي گوناگون نياز بيشتري به اين ويتامين احساس مي‌شود اما استفاده از قرص‌هاي خوراكي و آمپول‌هاي تزريقي ويتامين A به هيچ عنوان توصيه نمي‌شود.
توصيه ما استفاده روزانه از قرص‌هاي استاندارد مولتي ويتامين و سبزيجات فيبرين زرد مثل هويج، گوجه فرنگي و ساير غذاها و منابعي است كه در بخش منابع طبيعي اين ويتامين است.
استفاده از سبزيجات فيبرين زرد رنگ علاوه بر تأمين مقادير زيادي از ويتامين A باعث بهبود عملكرد سيستم گوارش و هضم بهتر غذا مي‌گردد.
بار ديگر تأكيد مي‌كنيم اصولاً با توجه به سيستم و فرهنگ تغذيه در ايران ما اصولاً به ندرت و در موارد معدودي شاهد كمبود ويتامين A هستيم و با تغذيه‌اي در حد معمولي تمام نيازهاي بدن انسان به اين ويتامين برطرف مي‌شود و مصرف بيش از حد آن هم عوارضي دارد كه در بخش اثرات ناشي از مصرف بيش از حد ويتامين A آمده است.
مصرف مداوم سبزيجات تازه نه تنها بهترين منبع براي ويتامين A محسوب مي‌شود بلكه باعث بهبود عملكرد سيستم گوارش بوده و مصرف آنها حداقل دو بار در هفته توصيه مي‌شود.
اما موارد مصرف ويتامين A در دو بخش بررسي مي‌شود:
الف- در افراد زير 22 سال
در اين سنين با توجه به رشد بدن، سن پايين و عدم توانايي بدن در پاسخ‌گويي به شك‌هاي غذايي، كمبود اين ويتامين باعث عوارض شديدي همچون شب كوري، خشكي پوست، تأخير در رشد، راشيتيسم، تأخير در رشد دندان نوزادان، بيماري غدد، پوسيدگي دندان و بروز دير هنگام علائم بلوغ به علت توليد كم هورمون‌ها مي‌شود كه در همة اين عوارض با مصرف منابع طبيعي ويتامين A و در مواردي نيز همچون كمبود مفرط ويتامين A از منابع دارويي ويتامين A استفاده مي‌شود.
در مورد خشكي پوست و ترك خوردگي آن پماد ويتامين A+D و نيز پماد ويتامين A كه در داروخانه‌هاي با قيمت مناسب يافت مي‌شود توصيه مي‌شود.
ب- در افراد بالاي 23 سال
در بزرگسالان اصولا ما نياز به اين ويتامين را به صورت دارو و يا مكمل جز در موارد كمبود مفرط احساس نمي‌كنيم و در بيشتر موارد تغيير رژيم غذايي و حتي اضافه كردن مثلا يك هويج به تغذيه روزانه مي‌تواند نياز بدن به اين ويتامين را برطرف كند. البته در مناطق خشك و نيز افرادي كه پوست آنها در معرض آفتاب شديد، مواد شيميايي، تحريكات منجر به قرمز شدن و خشكي قرار دارند به شدت استفاده موضعي و استعمال خارجي اين ويتامين براي پوست توصيه مي‌شود.
همچنين براي زناني كه نسبت به شفافيت و سلامتي پوست خود اهميت قائل‌اند استفاده از اين ويتامين به صورت كرم در طول شب و به شدت توصيه مي‌شود.
در مواردي نيز كمبود مقطعي اين ويتامين مي‌تواند منجر به اختلال در بينايي به صورت تار بيني، شب كوري، خشكي و زخم شدن قرنيه، ورم لثه‌ها، فشار خون، بي‌خوابي، سنگهاي كليوي، ورم اعصاب چشم، ورم گوش و لكه‌هاي رسوبي تيره بر روي چشم گردد كه با مصرف ويتامين A به سرعت رفع مي‌شوند.
اما يكي از مهمترين كاربردهاي ويتامين A ترميم زخم‌ها است كه از پماد آن به صورت موضعي براي جلوگيري از عفونت و نيز بهبود سريعتر زخم‌ها استفاده مي‌كنند

كمبود ويتامين A در بدن ابتدا به دو صورت نمود پيدا مي‌كند. اختلال در سيستم بينايي و خشكي پوست.
كمبود ويتامين A باعث كاهش حساسيت شبكيه مي‌شود. علت اين امر تأخير در بازسازي ماده رنگي در دستگاه بينايي است پس از اين مرحله پوست خشك شده و سپس ترك مي‌خورد. اگر در اين مرحله نيز كمبود ويتامين A برطرف نشود منجر به ميگرن، ناراحتي‌هاي سيستم گوارش، ضعف مفرط و در نهايت در صورت رژيم غذايي كاملا فاقد ويتامين A پس از دو ماه منجر به مرگ مي‌گردد.
بار ديگر تأكيد مي‌كنيم با فرهنگي تغذيه‌اي موجود درايران عملا امكان بروز كمبود ويتامين A در فرد وجود ندارد و در صورت بروز هم با مصرف روغن جگر ماهي، شير چرب، كره، سبزيهاي داراي كاروتن يعني هويج، جعفري، گل كلم، اسفناج، فلفل، كاهو، نخود فرنگي، گوجه فرنگي، كدو و ساير منابع طبيعي به سرعت رفع مي‌شود. البته در موارد حاد كمبود اين ويتامين تزريق عضلاني ويتامين خالص صورت مي‌گيرد كه بسيار نادر است.

عوارض ناشي از مصرف بيش از حد ويتامين A:
ابتدا بايد بگوييم كه امكان به وجود آمدن حالت هيپرويتاميني ناشي از ويتامين A با تغذية طبيعي و منطقي تقريباً به هيچ وجه وجود ندارد.
اما مواردي نيز وجود دارد كه به علت رژيم غذايي خاص مملو از ويتامين A كه به اشتباه و اصولا توسط افراد ناآگاه توصيه شده است اين حالت به وجود مي‌آيد كه آن را در دو قسمت بررسي كرده‌ايم.
در افراد زير 15 سال:
هيپرويتاميني در مرحله اول در اين سنين با بي‌اشتهايي آغاز مي‌شود و به دنبال آن حالت تهوع، استفراغ و حتي بحرانهاي تشنجي همراه با ضربان تند در كودك مشاهده مي‌شود. دراكثر موارد هيپرويتاميني A در كودكان مشكل استفادة مداوم كودك از پورة هويج به صورت جايگزين شير مادر بوده كه در موارد حاد حتي منجر به خشكي شديد پوست، ريزش مو، بزرگي كبد و ضعف مفرط نزديك به غش مي‌شود. همچنين داشتن يك رژيم غذايي با ويتامين A بالا مي‌تواند استخواني شدن قشر خارجي استخوانهاي بلند و جوش خوردن پيشرس قسمت غضروفي استخوانها و در نهايت به هم خوردن نظام استخوان بندي كودك گردد.
در بزرگسالان:
مشاهدة هيپرويتاميني در بزرگسالان كاملا استثنائي است و تنها درمواردي از آن در قطب كه استفاده از جگر خرس و فك به وفور صورت مي‌گيرد مشاهده شده است. البته تزريق عضلاني اين ويتامين با استفاده مداوم از قرص‌هاي ويتامين A مي‌تواند اين حالت را به وجود آورد. عوارض اين هيپرويتاميني در بزرگسالان به صورت خستگي و تنبلي، دردهاي پشت سر، سرگيجه، تهوع و استفراغ، پوسته پوسته شدن، ريزش مو، دردهاي استخوان، بزرگ شدن كبد، اختلال شديد در بينايي ظهور پيدا مي‌كند

+ گرد آوری شده توسط مهدی در جمعه سی و یکم شهریور 1385 و ساعت 1:9 قبل از ظهر |


تصور مي‌شود كه ويتامين‌ها ابتدا توسط برخي از باكتري‌هاي خاك تهيه مي‌شوند. گياهان اين ويتامين‌ها را از خاك جذب مي‌كنند، سپس حيوانات گياهخوار (منجمله انسان) با مصرف اين گياهان، ميوه‌ها و سبزي‌ها ويتامين‌ها را جذب كرده و سرانجام، حيوانات گوشتخوار (كه انسان در اين گروه نيز جاي دارد)، با خوردن حيوانات گياهخوار اين ويتامين‌ها را دريافت مي‌كنند.
پس از جذب، ويتامين‌ها به وسيلة اعضاء مختلف كاملاً مشخصي نظير غدد، كبد، قلب، كليه‌ها، استخوانها، عضلات و غير ه مورد استفاده قرار مي‌گيرند (و يا ذخيره مي‌شوند).
از نظر شيميايي، ويتامين‌ها مي‌توانند به گروه‌هاي كاملاً متفاوتي متعلق باشند. در حال حاضر، توليد ويتامين‌هاي اساسي در آزمايشگاه‌ها امكان‌پذير بوده و اين امر باعث تسهيل در تجربيات درماني شده است. ويتامين‌ها از جنبه‌هاي متعدد شبيه به هورمون‌هايي هستند كه توسط غدد درون‌ريز ترشح مي‌شوند. مثلاً ويتامين‌ها نيز مانند آنها در مقادير بسيار كم عمل نموده و اثرات آنها مي‌تواند نزديك به هم و يا مشابه باشد (به عنوان مثال، ويتامين B و انسولين، ويتامين D و پاراتيروئيد). در سال 1967، تحقيقات «لوكا» نشان داد كه برخي از متابوليسم‌هاي فعال اين امكان را به وجود مي‌آورند كه ويتامين D جذب شده و مانند يك هورمون حقيقي متابوليسم كلسيم را كنترل كند.
برعكس، گروهي از ويتامين‌ها با اثرات ترشحي غدد درون‌ريز مخالفت مي‌كنند، و بالاخره آنزيم‌ها و مواد غذايي نيز وجود دارند كه ضد ويتامين هستند. از جملة اين مواد مي‌توان از تياميناز كه در ماهي خام وجود دارد (و با پختن از بين مي‌رود) و ضد ويتامين B1 است، سفيدة تخم مرغ، الكل، ذرت طبيعي و غيره نام برد.
برخي از داروها نيز مي‌توانند داراي خاصيت ضد ويتاميني باشند. به عنوان مثال اسيد ساليسيليك و مشتقات آن (ساليسيلات‌ها، آسپرين) ضد ويتامين B5 است. به همين دليل گروهي از داروها نظير پيراميدن، آنتي بيوتيك‌ها و سولفاميدها، A.C.T.H، روغن كرچك و غيره و خصوصاً كورتيزون براي رفع هيپر ويتاميني مورد استفاده قرار مي‌گيرد. (بدون آن كه تأثير مشتقات ديسكوماريني را به عنوان ضد ويتامين K كه براي كاهش مقدار پروترومبين، سيال نمودن، رقيق كردن و كاهش دادن انعقاد خود خصوصاً در بيماري فلبيت به كار مي‌رود فراموش كنيم). لازم به تذكر است كه در طب هومئوپاتي داروي ضد ويتاميني وجود ندارد.
برخي نويسندگان ادعا كرده‌اند كه بعضي از موارد فقر ويتاميني را مي‌توان به وسيلة هورمون‌ها درمان كرد.
به هر حال در تمام موارد تأثير ويتامين‌ها كاملاً مشخص است. به عبارت ديگر، يك ويتامين مشخص و نه ويتامين ديگري مي‌تواند يك بيماري را درمان كند. به عنوان مثال ويتامين C براي درمان اسكوربوت، ويتامين B براي معالجه بري بري، ويتامين D براي مبارزه با راشيتيسم و سرانجام، ويتامين B3 براي درمان پلاگر به كار ميرود.
همچنين بايد بدانيد كه برخي از غدد درون ريز از ويتامينها غني هستند (نظير هورمونهايي كه توسط قسمت قشري غده فوق كليوي ترشح ميشوند و از نظر ويتامينهاي A و C غني هستند كبد كه تقريبا تمام ويتامينها را در خود دارد و گلبولهاي سفيد كه داراي ويتامين C زيادي هستند) ولي مقدار اين ذخاير در صورت بروز تهاجم ويروسي، ميكروبي و يا پيدايش فشار عصبي، به نحو محسوسي كاهش ميابد كه همين پديده تاثير سودمند ويتامين درماني را در چنين شرايطي توجيه ميكند.
به طور كلي شرايط تغذيه‌اي نامناسب باعث ايجاد فقر ويتامين ميشود. اين بيماري معمولا بر اثر سوء تغذيه ايجاد شده و به همين دليل، بيشتر در كشورهاي فقير (به دليل ظهور جنگها، جيره بندي و....) به چشم مي‌خورد. شايد در مورد اردوگاههاي نازي كه در آنها اسيران جنگ گروه گروه كشته مي‌شدند و در آنها اپيدميهاي وحشتناكي بر اثر فقر غذايي ايجاد مي‌شد چيزهايي شنيده باشيد. بدني كه به شكل نامناسبي تغذيه شده باشد نمي‌تواند به خوبي در برابر عفونتها و بيماريها از خود دفاع كند.
اما در شرايط عادي فقر ويتاميني در ميان انسانها كمياب بوده و تنها به صورت مصنوعي در حيوانات آزمايشگاهي ايجاد مي‌شود. كمبودي كه در انسا به چشم مي‌خورد غالبا جزئي بوده و با يك يا چند ويتامين در رابطه است.
معمولاً ويتامينها در مقادير كافي از طريثق تغذيه تامين مي‌شوند ولي آسيبهاي گوارشي و استفاده نامناسب از غذاها باعث ميشود تا جذب آنها به صورت ناقص انجام گيرد. اين وضعيت در ميان مهاجرين يا كساني كه تحت عمل جراحي قرار گرفته‌اند بيشتر مشاهده مي‌شود فقر ويتاميني به صورت اصلي آن ديگر وجود ندارد ولي به شكل ثانوي بر اثر بيماري يا نوعي مسموميت (نظير الكل) به وجود مي‌آيد.
بنابراين، ضرورت خصور ويتامينها در مواد غذايي، استفاده از رژيم‌هاي كاملا مصنوعي را نفي ميكند اين ضرورت تفاوت بين در رژيم را كه يكي به شكل طبيعي و ديگري مصنوعي شيميايي و فاقد ويتامين است نشان ميدهد.
همچنين تجربيات امروزي ثابت كرده است كه رژيمهاي غذايي كه منحصرا به وسيله عناصر استريليزه شده (كه اكثر ويتامينهاي آن بر اثر حرارت از بين رفته‌اند) تهيه ميشود، مردود است. به همين دليل است كه در حال حاضر شير مصرفي را به جاي جوشاندن پاستوريزه ميكنند زيرا جوشاندن ويتامينهاي شير تازه را نابود ميكند (غير از ويتامين E كه در برابر حرارت ثابت بوده ولي توسط نور از بين مي‌رود).
و در اينجا ضرورت دادن آب ميوه تازه (پرتقال يا انگور) يا شير پاستوريزه نجوشيده به كودكاني كه از شير مادر تغذيه مي‌كنند مشخص مي‌شود.
قبل از ادامه بحث بايستي بدانيد كه متقابلا ناراحتيهاي هيپرويتاميني نيز وجود دارد البته اين بيماريها كمياب است و بيشتر در آزمايشگاهها يا معالجاتي كه به خوبي انجام نشده يا در آنها مقادير بسيار زيادي ويتامين تجويز شده (در اكثر موارد بر اثر تزريق بيش از حد ويتامينهاي A، B و D) به چشم مي‌خورد. در قسمتهاي بعد ضمن مطالعه هر يك از ويتامينها در اين مورد نيز صحبت خواهم كرد.
چون انسان به دليل وضعيت دندانهايش از تغذيه‌اي متنوع (حيواني و گياهي) برخوردار است، ويتامينهاي حيواني بيشتر در زمستان مورد توجه او قرار مي‌گيرد زيرا در اين فصل تنوع سبزيها و ميوه‌ها كاهش پيدا مي‌كند. البته در حال حاضر سرعت حمل و نقل اين امكان را به وجود آورده تا در تمام سال، ميوه‌هاي تازه (مثلا سيب) در اختيار مردم قرار گيرد.
روش درمان به وسيله ويتامينها، به عنوان شاخه‌اي از طب هومئوپاتي محسوب مي‌شود زيرا با وجود اينكه اين مواد در مقادير بسيار كم مورد استفاده قرا مي‌گيرند، عملا استفاده از آنها اجباري است. مقدار مصرف آنها مي‌تواند تا يك ميليونيم و حتي يك ده ميليونيم روزانه باشد.
به همين دليل متخصصين هومئوپاتي پيش از هر مورد ديگري به رژيمهاي ويتاميني توجه دارند. در واقع آنها اين رژيم را تنها به عنوان يك كمك براي روشهاي درماني خود به كار نمي‌برند بلكه همچنين از آن به عنوان يك روش پيشگيري از بيماريهايي كه به نظر مي‌رسد بيمار آمادگي ابتلاء به آنها را داشته باشد، استفاده مي‌كنند.
به ندرت اتفاق مي‌افتد كه تجويزهاي اينگونه پزشكان با توصيه‌هايي براي مصرف آب ميوه تازه (براي نوزادان)، ميوه‌هاي رسيده و شيرين (براي كودكان) و مصرف مواد خام نظير سبزيها، سالاد، ميوه‌هاي خام و غيره (براي بزرگسالان) همراه نباشد.
البته از مدتهاي طولاني قبل از كشف تدريجي ويتامينهاي مختلاف (هنوز هم ويتامينهاي جديدي در حال كشف است) متخصصين هومئوپاتي برا اثر تجربه ويتامينهايي را در داروهاي خود به صورت رايج تجويز مي‌كردند. از ميان اين موراد، مي‌توان از ويتامين B به عنوان محرك سيستم اعصاب به شكل جو صحرايي، ويتامينهاي D و E براي درمان قطع عادت ماهانه به صورت غلات تازه و گياهان مقوي (اشتهاآور، بادشكن و تامين كننده مواد معدني) و ويتامين C به صورت انگور فرنگي سياه براي درمان آلرژيهاي مختلف (روماتيسم، ورم حفره بيني، برونشيت، جوش و....) نام برد. البته نبايد ترديدي در مورد اثر اين داروها بر هورمونهاي ترشحي قسمت قشري غده فوق كليوي و ترشح هورمونهاي ضد تورمي كه مقاومت بدن را در برابر بيماريها افزايش مي‌دهد (و بنابراين در برابر عفونتهاي زمستاني مانند گريپ) و بر كاهش سرعت بيش از حد رسوب مؤثر است، داشته باشيم.
مثالهاي فراواني را مي‌توان در رابطه با روشهاي درماني طب قديمي مطرح كرد كه امروزه مؤثر بودن آنها از طريق كشفيات، تجربيات و آزمايشهاي علمي جديد به اثبات رسيده است.
بدين ترتيب، در دوران قديم بيماران مبتلا به شب كوري را با تجويز مصرف جگر (بدون اينكه كمتري تصوري از وجود عناصر ويتاميني داشته باشند) با موفقيت درمان مي‌كردند. اين بيماري با مصرف رتينول كه در ويتامين A وجود دارد، و اين ويتامين به وفور در جگر گوسفند، گوساله و همچنين در روغن جگر برخي ماهيها (نظير ماهي مورو و فلتان) موجود است درمان مي‌شود.
+ گرد آوری شده توسط مهدی در جمعه سی و یکم شهریور 1385 و ساعت 0:52 قبل از ظهر |

قندها نيز دسته اي از درشت مغذي ها هستند که در تغذيه آدمي از اهميت بسيار بالايي برخوردار هستند. اين دسته از مواد غذايي که مزه اي شيرين نيز دارند، به دليل همين مزه شيريني که دارند، بيشتر از چربي ها و پروتئينها شناخته شده اند. کربوهيدراتها از اتمهاي کربن، هيدروژن و اکسيژن تشکيل شده اند. اين دسته از مواد غذايي را مي توان منبع اصلي انرژي و سوخت بدن دانست. ميانگين مصرف قند در کشور آمريکا براي هر مرد آمريکايي در حدود 300 گرم در روز و براي هر زن آمريکايي در حدود 150 گرم در روز است. هرگرم از قندها همانند پروتئينها در حدود 4 کالري انرژي آزاد مي کند. در رژيم غذايي آمريکايي ها نه تنها سديم فراوان يافت مي شود بلکه ميزان قند مصرفي آنها نيز بيش از ميزان مجاز است. علت چاقي اغلب آمريکايي ها را نيز بايد در مصرف افراطي قند و چربي جستجو کرد.

انواع کربوهيدراتها

بر خلاف پروتئينها و چربي ها، قندها از تنوع بيشتري برخوردار هستند. اين دسته از درشت مغذي ها را مي توان به دو گروه عمده: قندهاي ساده و قندهاي پيچيده تقسيم بندي کرد. هر کدام از اين گروه ها را نيز مي توان به گروههاي کوچکتر تقسيم بندي کرد.

قندهاي ساده: که شامل مونو ساکاريدها و دي ساکاريدها مي شود.

مونو ساکاريد ها

اين دسته از قندها، ساده ترين قندهاي موجود در جهان به شمار مي روند. از قندهايي که در اين گروه جاي مي گيرند مي توان اين موارد را نام برد:

· گلوکوز

· گالاکتوز

· فروکتوز

دي ساکاريد ها

هر کدام از اين قندها از دو مولکول مونو ساکاريد تشکيل شده است. از مهمترين قندهاي اين گروه نيز مي توان به موارد زير اشاره کرد:

· سوکروز

· مالتوز

· لاکتوز

قندهاي پيچيده: که شامل پلي ساکاريدها مي گردد.

پلي ساکاريدها

اين دسته از قندها از سه و يا چند مولکول قند ساده تشکيل يافته اند. از بين قندهاي اين گروه مي توان به موارد زير اشاره کرد:

· نشاسته

· فيبر

· گليکوژن

مونو ساکاريد ها

اين دسته از قندها پرمصرفترين نمونه از آنها مي باشند. شکري که به همراه چايي شيرين مصرف مي کنيم به اين گروه تعلق دارد. دانشمندان در حدود 200 نوع از اين قندها را در طبيعت شناسايي کرده و آنها را ثبت نموده اند که در اين مقاله فقط به نمونه هاي معروف و شناخته شده آنها اشاره مي کنيم:

گلوکوز: اين قند به طور طبيعي و به وفور در غذاهاي آدمي يافت مي شود. اين قند همچنين به نام قند دکستروز و يا قند خون نيز شناخته مي شود. اين قند در نوشابه هاي شيرين و در مکملهاي نگهدارنده و افزاينده وزن و همچنين در مکملهاي حاوي کراتين به وفور يافت مي شود. هر شيشه نوشابه معمولي حاوي تقريبا 13 قاشق از اين قند مي باشد. اين در حالي است که ميزان مجاز مصرف اين قند در حدود 10 قاشق در روز است! با اين تفاسير در مي يابيم در صورتي که شما در طول روز، صرف نظر از ساير منابع غني اين قند، حتي يک نوشابه قندي ميل کنيد، در مصرف اين قند دچار افراط شده ايد. اين در حالي است که برخي از هموطنان ما به جاي شيشه هاي 300 ميلي ليتري، از بطريهاي يک و نيم ليتري خانوادگي استفاده مي کنند و در بسياري از موارد نيز به جاي آب و يا دوغ از اين قبيل نوشابه ها استفاده مي کنند. البته ناگفته نماند که حد مجاز مصرف ذکر شده براي افراد عادي محاسبه شده است. ورزشکاراني که در طول روز، ساعتها وقت خود را به تمرين با وزنه سپري مي کنند، مسلما به مقادير زيادي از قند نيز نياز دارند.

فروکتوز : اين قند را به نام قند ميوه نيز مي شناسيم. فروکتوز را مي توان در ميوه ها و عسل يافت. اين قند همچنين در نوشابه هاي انرژي زايي که براي مصرف ورزشکاران ساخته مي شود نيز به فراواني يافت مي شود. اين قند را مي توان شيرين ترين قند موجود در بين مونو ساکاريدها دانست و از اين رو نيز در اغلب موارد براي شيرين کردن مکملهاي پروتئيني در صنعت مکمل سازي از اين قند استفاده مي شود. سرعت جذب و ورود اين قند به خون در مقايسه با گلوکوز بسيار پايين تر است.

فروکتوز همانند ديگر قندها قدرت احيا ذخاير تهي شده گليکوژن عضلات را ندارد اما در عوض، اين قند به خوبي از پس احياي ذخاير تهي شده گليکوژن موجود در کبد بر مي آيد. ذخاير گليکوژن کبد در شرايطي که ذخاير موجود در عضلات به اتمام برسند، از ارزش بسياز بالايي برخوردار است. مغز نيز بيشتر انرژي مورد نياز خود را از طريق گليکوژن موجود در کبد تامين مي کند. برخلاف ساير قندهاي ساده، اين قند، تنها در ميوه ها و به مقدار کمي نيز در شير يافت مي شود.

دي ساکاريد ها

سوکروز: از معرفترين قندهاي اين گروه مي توان سوکروز را نام برد. اين قند از يک مولکول فروکتوز و يک مولکول نيز گلوکوز تشکيل يافته است. اين قند را مي توان عامل اصلي و متهم رديف اول فساد و خرابي دندانها معرفي کرد. بنابراين تا مي توانيد از مصرف اين قند دوري کنيد. علت اصلي بروز چاقي و مشکلات ثانويه ناشي از آن را نيز مي توان در مصرف زياد اين قند جستجو کرد. اين قند در نوشابه هايي که از عصاره درخت افرا تهيه مي شود و همچنين در آب نبات و در برخي از مکملهاي پروتئيني يافت مي شود.

لاکتوز: اين قند به قند شير نيز معروف مي باشد. تعدادي از افراد مخصوصا در بين آسيايي ها و آفريقايي ها، آنز يم مورد نياز براي هضم اين قند را در بدن خود ندارند و به همين علت نيز با مصرف شير و يا ساير فرآورده هاي لبني، دچار دل درد و ناراحتي هاي گوارشي مي شوند. لاکتوز در فرمول شيميايي خود از يک مولکول گالاکتوز و از يک مولکول نيز گلوکوز تشکيل شده است. هضم اين قند حتي براي افرادي که آنزيم هضم کننده آن را نيز در بدن خود دارند، معمولا با دشواريهايي همراه است.

مالتوز: اين قند از دو مولکول گلوکوز تشکيل يافته است. اين قند به قند مالت نيز معروف است. اين قند در غلات و در آبجو و همچنين در جوانه گندم و جو به وفور يافت مي شود.

پلي ساکاريدها

نشاسته : اين ماده نيز نوعي قند پيچيده محسوب مي گردد. برخلاف ديگر قندها که از يک و يا چند مولکول قند ساده تشکيل مي يابند، نشاسته از زنجيره به هم پيوسته اي از مولکولهاي گلوکوز ساخته شده است. اين قند را مي توان در نان، دانه ها، غلات، لوبيا، سيب زميني و امثالهم يافت.

نشاسته، محلول در آب بوده و به راحتي نيز وارد جريان خون مي گردد. مصرف اين ماده برخلاف غذاهاي جامد و سفت منجر به نفخ شکم نيز نمي گردد. حذف کردن قندهاي پيچيده نظير نشاسته از رژيم غذايي کار معقولي نيست. مهمترين دليل بروز و شيوع ديابت در مجامع امروزي را مي توان در حذف قندهاي پيچيده از رژيم غذايي و جانشين کردن آن با قندهاي ساده دانست. قندهاي پيچيده منبع انرژي بسيار خوبي براي احياي ذخاير گليکوژن موجود در کبد محسوب مي شوند.

فيبر: اين ماده در گياهان، سبزيجات و دانه ها يافت مي شود. مصرف غذاهاي سرشار از اين ماده مي تواند در پيشگيري از بيماريهاي روده بزرگ، ديابت و بيماريهاي قلبي- عروقي موثر باشد. اين ماده همچنين در کم کردن ميزان کلسترول مضر خون نيز مفيد است. فيبر هاي محلول، اسيد صفرا را شسته و از بدن خارج مي کنند. اسيد صفرا براي تهيه شدن کلسترول در بدن لازم است و با خروج اين ماده از بدن، ميزان توليد کلسترول نيز کم مي شود. فيبرها به دو دسته محلول و نامحلول تقسيم بندي مي شوند. در جدول زير انواع مختلف فيبرها و منابع طبيعي آنها را ذکر کرده ايم:

فيبرهاي محلول

فيبرهاي نامحلول

فيبر

منابع طبيعي

فيبر

منابع طبيعي

سلولوز

ميوه ها، سبزيجات و گياهان

پکتين

مرکبات، سبزيجات و سيب

همي سلولوز

کرفس ، کاهو

همي سلولوز

جو دوسر

ليگنين

تخم کتان، هويج و توت فرنگي

صمغ

صمغ و شيره لزج گياهان

با مطالعه اين جدول حتما شما هم به اين نتيجه رسيديد که فيبرها آنقدرها هم که شما فکر مي کرديد، ساده و پيش پا افتاده نيستند. در جداول زير نيز انواع و منابع طبيعي قندهاي ساده و پيچيده را مورد بررسي قرار مي دهيم:

قندهاي ساده

مونو ساکاريدها

دي ساکاريدها

قند

منابع طبيعي

قند

منابع طبيعي

گلوکوز

نوشابه هاي شيرين، سودا

مکملهاي نگهدارنده وزن

نــوشيــدنيهاي شيــرين

سوکروز

شکر، آبنبات، شکلات

کلوچه هاي شيـــرين

شربت عصاره درخت افرا

فروکتوز

ميوه هاي شيرين

لاکتوز

شير و فرآورده هاي لبني

گالاکتوز

شير و فرآورده هاي لبني

مالتوز

غلات، آبجو و دانه ها

قندهاي ساده(پلي ساکاريدها)

قند

منابع طبيعي

نشاسته

سيب زميني ، برنج ، دانه ها و ....

فيبرهاي محلول

جو دو سر ، گياهان و سبزيجات

فيبرهاي محلول

غلات ، سبزيجات و گندم سياه

نقش اصلي قندها در بدن

قندها در رژيم غذايي ورزشکاران نقش مهمي را ايفا مي کنند. از مهمترين نقشي که اين مواد در بدن بازي مي کنند، مي توان به سوخته شدن و توليد انرژي در بدن اشاره کرد. ميزان نياز افراد مختلف به انرژي، متفاوت است اما در يک کلام مي توان گفت که نياز ورزشکاران به انرژي و نياز آنها به قندها بسيار بسيار بيشتر از افراد معمولي است.

براي تخمين ميزان نياز روزانه بدن به انرژي، بايد متغيير هاي گوناگون را ارزيابي کرد. اين متغيرها در جدولي که بعدا آن را مشاهده خواهيد کرد آورده شده است.

از ديگر تاثيرات مهم اين مواد در بدن مي توان به تاثيرات آن بر روي پروتئين ها اشاره کرد. با مصرف قند کافي اين امکان در بدن شما فراهم مي گردد تا تمامي پروتئين مصرفي شما به سمت و سوي فرايند عضله سازي هدايت شده و از سوخته شدن اين ماده با ارزش غذايي جلوگيري شود. در صورتي که بدن شما مقادير کافي قند در رژيم روزانه غذايي دريافت نکند، براي تامين انرژي موزد نياز، ناگزير از سوزاندن و آزاد کردن انرژي موجود در اين ماده با ارزش غذايي(پروتئين) خواهد بود.

از ديگر نقشهاي قندها در بدن مي توان به نقش آنها در کارکرد صحيح سيستم عصبي مرکزي بدن اشاره کرد. مغز انسان گليکوژن موجود در خون را به عنوان غذاي اصلي خود مصرف مي کند. برخلاف عضلات و کبد، مغز آدمي منبع ذخيره اي براي گليکوژن ندارد. از همين رو مي توان گفت که در دسترس بودن دائمي گليکوژن در خون، براي مغز و در نتيجه براي حيات انسان ضروري و سرنوشت ساز است.

مصرف مداوم و معقول قند در رژيم غذايي، شما را از خطر بروز هيپيوگليسمي و يا افت ميزان قند خون محافظت مي کند. از علايم افت قند خون مي توان به احساس گرسنگي شديد، سرگيجه، ضعف و خستگي اشاره کرد.

متغييرهاي تعيين کننده ميزان نياز روزانه انسان به قند

· وزن بدن اعم از وزن توده عضلاني و چربي

· آهنگ سوخت وساز پايه (BMR)

· نوع قند مصرفي در طول روز

· درجه غلظت قندهاي مصرفي

· درجه مقاومت يا حساسيت بدن به انسولين

· درصد چربي موجود در بدن

· ميزان کل انرژي مورد نياز در طول يک شبانه روز

· نوع فعاليت: هوازي يا بي هوازي

· زمان مصرف وعده هاي غذايي

فوايد مصرف قندها

· فراهم کردن انرژي لازم براي انقباض عضلات

· افزايش تحمل پذيري بدن براي تمرينات طولاني مدت

· بهبود کيفيت عملکرد مغز

· احياي ذخاير تهي شده گليکوژن موجود در کبد و عضلات

· تسريع فرايند ريکاوري

· تقويت فرايند عضله سازي از طريق افزايش ترشح انسولين

· افزايش حجم سلولها

· کنترل و تعديل ميزان قند خون

· کمک به جذب و هدايت پروتئين به سمت سلولهاي عضلات

فوائد مصرف مداوم فيبرها

· کاهش خطر ابتلا به بيماري ديابت

· کاهش خطر ابتلا به بيماريهاي قلبي – عروقي

· کاهش خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ

· کاهش ميزان کلسترول مضر در خون

· کمک به جذب و ورود گليکوژن به خون

· پديد آوردن احساس سيري در انسان

· کمک به دفع سموم از بدن

· تنظيم حرکات روده وکمک به دفع مدفوع

· کم کردن از ميزان هيدروليز نشاسته در بدن

· پاک کردن دستگاه گوارش

متابوليسم قندها

زماني که شما قند مي خوريد، اين مواد ابتدا وارد معده شده و سپس نيز وارد روده کوچک مي گردند. قسمت اعظم فرايند گوارش اين مواد در روده کوچک انجام مي شود. آنزيمهاي متعدد در اين مرحله وارد عمل شده و قندها را به قندهاي ساده تر تجريه مي کنند. محصول حاصل از اين تجزيه نيز از طريق ديواره روده کوچک جذب شده و از راه سياهرگ باب به کبد منتقل مي گردند. قندهاي ساده که از اين طريق وارد کبد مي شوند، در آنجا با هم ترکيب شده و مولکولهاي گلوکوز را تشکيل مي دهند.

اين مسئله براي بدن از اهميت در خور توجهي برخوردار است. چراکه گلوکوز تنها قند ساده اي است که بدن مي تواند به راحتي آن را به مصرف توليد انرژي برساند. کبد نيز در اين مرحله از هضم، گلوکوز حاصله را وارد جريان خون کرده و به تعديل و تثبيت قند خون کمک مي کند. به اين نکته نيز توجه داشته باشيد در صورتي که قند خون شما در اثر مصرف کربرهيدراتها از حد مجاز تجاوز کند، بدن بايد با به کار گرفتن تمهيدات لازم، آن را تعديل کند.

غده پانکراس در بدن شما وظيفه تهيه و ترشح هورمون انسولين را بر عهده دارد. اين هورمون قدرتمند وظيفه دارد تا در مواقعي که قند خون شما از حد مجاز بالاتر باشد، با هدايت کردن قند و گلوکوز موجود در خون به سمت اندامها و عضلات، قند خون را تثبيت و تعديل کند. اولين جايي که انسولين قند را به آن هدايت مي کند، عضلات است. اين هورمون با افزايش نفودپذيري بافت عضلاني نسبت به قند خون، علاوه بر فراهم کردن امکان احياي دوباره ذخاير گليکوژن موجود در عضلات، از ميزان قند خون نيز به طور چشمگيري مي کاهد. قندي که به اين طريق وارد عضلات مي گردد، دو راه را پيش روي خود دارد:

در صورتي که عضلات نياز به انرژي داشته باشند، قندهاي وارد شده به عضلات سوخته شده و به مصرف توليد انرژي مي رسند. اما در صورتي که ميزان قند وارد شده به عضلات بيش از نياز آنها باشد، قند اضافي به گليکوژن تبديل شده و در عضلات ذخيره مي گردد. عضلات شما به طور متوسط مي توانند در حدود 325 گرم گليکوژن را در خود ذخيره کنند. به دليل اينکه ظرفيت پذيرش گلوکوز در عضلات نيز محدود است، مقادير اضافي گلوکوز موجود در خون جذب کبد شده و به صورت گليکوژن در آن ذخيره مي شود. کبد شما نيز در حدود 110 گرم گليکوژن را در خود ذخيره مي کند. گليکوژن ذخيره شده در کبد، عمدتا براي تامين انرژي مورد نياز مغز به کار گرفته مي شود. اين ذخاير همچنين در مواردي که فرد به تمرينات هوازي مي پردازد نيز به مصرف توليد انرژي مي رسد.

اين قسمت از قضيه براي ورزشکاران رشته هاي قدرتي چندان خوشايند نيست اما اين امر واقعيت دارد که با اشباع شدن ذخاير گليکوژن موجود در عضلات و کبد، گلوکوز اضافي موجود در خون به چربي تبديل شده و در اطراف شکم و يا ديگر قسمتهاي بدن انسان ذخيره مي شود. بافت چربي که خواه و يا ناخواه در بدن همه ما وجود دارد، مقادير اضافي گلوکوز موجود در خون را جذب کرده و آن را به چربي تبديل مي کند. چربي ساخته شده از گلوکوز نيز در جوار و همسايگي بافت هاي چربي بدن ذخيره شده و در برخي موارد نيز باعث آزار و اذيت ورزشکاران مي گردد.

قندهايي که فيبر کمتري در ساختمان خود دارند، بلافاصله پس از مصرف شدن وارد جريان خون مي گردند. سرعت جذب قندها مستقيما با شاخص گليسمي آنها در ارتباط است. اين شاخص به اختصار (GI) خوانده مي شود. مصرف قندهاي ساده که غالبا شاخص گليسمي بالايي نيز دارند، موجب افزايش شديد ميزان ترشح هورمون انسولين در غده پانکراس مي گردد. اين در حالي است که مصرف قندهاي با شاخص گليسمي پايين و داراي فيبر فراوان، ترشح انسولين کمتري را سبب مي شوند.

پس به اين نکته اشاره کرديم که عضلات و کبد به آرامي و با سرعت بسيار کم مي توانند قند خون را به گليکوژن تبديل کرده و آن را در خود ذخيره کنند. اين در حالي است که بافتهاي چربي قدرت تبديل سريع اين ماده به چربي را داشته و به راحتي مي توانند گلوکوز اضافي خون را به صورت چربي در خود ذخيره کنند. به اين نکته نيز توجه داشته باشيد که با افزايش قند خون و با ترشح هورمون انسولين، ميزان قند خون نيز به سرعت پايين مي رود و در اين حالت، بدن شما با افت قند خون که در اصطلاح علمي هيپو گليسمي نيز خوانده مي شود، روبررو مي شود. بروز اين حالت در بدن، معمولا با ايجاد اختلال در عملکرد مغز، احساس خواب آلودگي، احساس خستگي و با بروز ديگر حالتهاي ناخوشايند همراه است.

شاخص گليسمي G.I.

هدف از تعريف و ابداع اين شاخص را مي توان در مشخص کردن تفاوتهاي موجود در بين قندها و در مشخص کردن سرعت ورود آنها به جريان خون خلاصه کرد. اين شاخص براي بيماراني که از مرض قند رنج مي برند، بسيار ارزشمند است. اين افراد با اطلاع از شاخص گليسمي و در نتيجه از سرعت ورود قندهاي مختلف به جريان خون، مي توانند با پرهيز از مصرف قندهاي با جذب بالا، قند خون خود را به راحتي کنترل کنند.

اين شاخص نقش بسيار مهمي در برنامه ريزي غذايي ورزشکاران رشته هاي قدرتي ايفا مي کند. همانگونه که ذکر شد، قندهايي که شاخص گليسمي بالاتري دارند، سريعتر از بقيه قندها وارد جريان خون شده و باعث ترشح انسولين بيشتري مي شوند.

مصرف قندهايي که شاخص گليسمي پايين تري دارند، باعث پايداري بيشتر قند خون مي گردد. هيچ چيز به اندازه افزايش ناگهاني قند خون نمي تواند در بدن آدمي ايجاد اختلال کند. از شاخص گليسمي به راحتي مي توان در تنظيم برنامه هاي غذايي مخصوص افزايش وزن، کاهش وزن، چربي سوزي و ... استفاده کرد. در جدولي که در پايان همين مقاله خواهد آمد، شاخصهاي گليسمي قندهاي مختلف را مشاهده و مطالعه خواهيد کرد.

انسولين

آيا تا به حال به اين نکته توجه داشته ايد که بنا به ادعاي بسياري از متخصصين، هورمون انسولين عضله ساز ترين و آنابوليک ترين هورمون موجود در بدن آدمي است؟ تاثير بسيار مهم و قدرتمند اين هورمون در بدن را نمي توان ناديده گرفت. اين هورمون را از نظر تاثيراتي که در بدن بر جاي مي گذارد، مي توان به شمشيري دو لبه تشبيه کرد که هم مي تواند شما را با انباشته کردن چربي در بدن، چاق و بي تناسب کند و هم اينکه مي تواند با افزايش حجم توده عضلاني، شما را حجيم تر و عضلاني تر نمايد. انتخاب با خود شماست!

انسولين هورموني است که در غده پانکراس تهيه و توليد مي شود. همانگونه که پيشتر نيز توضيح داده شد، وظيفه اين هورمون در تصفيه و پاکسازي خون از گلوکوز و هدايت قندها و اسيد آمينه ها به سمت سلولهاي مختلف بدن خلاصه مي شود. با کسب اطلاعات لازم در مورد نحوه عملکرد اين هورمون، مي توان از آن براي تشدي فرايند عضله سازي استفاده کرد و از بروز خواص چربي سازي آن در بدن به خوبي پيشگيري کرد.

گاه اتفاق مي افتد که بدن آدمي بيش از حد مجاز و بيش از نياز بدن، اقدام به ترشح هورمون انسولين مي کند. ميزان حساسيت بافتهاي بدن افراد مختلف به اين هورمون نيز متفاوت است. اگر بدن شما نسبت به اين هورمون حساس باشد، ترشح مقادير کمي از آن براي بدنتان کفايت مي کند اما در صورتي که گيرنده هاي انسولين موجود در سلولهاي بدن شما نسبت يه اين هورمون از حساسيت کمتري برخوردار باشند، براي برخورداري از آثار مثبت اين هورمون، بدن شما ناگزير از ترشح مقادير فراواني از آن خواهد بود. ميزان حساسيت گيرنده هاي انسولين در بدن، در ساعات مختلف از روز نيز يکسان نيست. ميزان حساسيت اين گيرنده به هنگام صبح و پس از انجام تمرينات سنگين بدني به اوج خود مي رسد. اما در صورتي که بدن شما مقاوم به انسولين باشد، همواره از تجمع گلوکوز در خون رنج خواهيد برد. به اين نکته نيز توجه داشته باشيد که مقاوم بودن بدن نسبت به انسولين، امکان ابتلا فرد به بيمايهاي قلبي، ديابت، فشار خون بالا و حتي احتمال بروز سکته هاي قلبي را نيز افزايش مي دهد.

موضوع مهمي که در مورد مصرف قندها بايد به آن اشاره کرد اين است که علاوه بر اينکه بايد در انتخاب اين دسته از مواد غذايي نهايت دقت را به خرج دهيم بلکه بايد زمان مناسب مصرف هر کدام از قندها را نيز مد نظر داشته باشيم. بهترين زمان براي مصرف قندها را مي توان در وعده غذايي پس از تمرين دانست. براي کسب حداکثر نتيجه از تمرين، در اين وعده شما بايد از قندهايي استنفاده کنيد که شاخص گليسمي بالايي دارند و به سرعت نيز جذب بدن مي گردند. اين در حالي است که مصرف قندهايي که شاخص گليسمي پاييني دارند، براي وعده قبل از تمرين بسيار مناسب است. شما با عمل به اين توصيه ها، احتمال و امکان بروز افت قند خون در حين تمرين را به حداقل مي رسانيد. ميزان قندي هم که در هر وعده مي خوريد به وزن بدن، تعداد وعده هاي غذايي که در طول روز مي خوريد، ميزان حساسيت بدن نسبت به انسولين، اهدافي که دنبال مي کنيد (چربي سوزي يا افزاشي حجم)، ساعاتي از روز که در آن قرار داريد و به ميزان فعاليتي که قرار است در طي 3 ساعت آينده انجام دهيد، بستگي دارد.

در تعيين ميزان و نحوه مصرف قندها، ابتدا بايد هدف شما از پرداختن به تمرين مشخص شود. اگر شما قصد اضافه کردن وزن و افزايش حجم توده عضلاني را داريد، روزانه در حدود 3 الي 6 گرم به ازاي هر کيلوگرم از وزن خود، قند مصرف کنيد. ولي در صورتي که در مرحله کات قرار داريد و يا قصد کم کردن وزن خود را داريد، روزانه در 1 الي 2 گرم به ازاي هر کيلوگرم از وزن خود، قند مصرف کنيد. بسياري از مردم در رژيم روزانه غذايي خود فيبر کافي دريافت نمي کنند. در جدولي که در پايان همين مقاله ارايه شده است، منابع سرشار اين نوع قندها را براي آشنايي شما عزيزان ذکر کرده ايم. در اين جدول منابع متنوعي از فيبرهاي محلول و نا محلول را مطالعه مي کنيد. مصرف مقادير کافي فيبر در رژيم روزانه غذايي، علاوه بر تسهيل فرايند هضم و جذب مواد غذايي، بدن شما را نيز سم زدايي خواهد کرد. علت يکسان نبودن ميزان نياز افراد مختلف در شرايط يکسان به قندها را مي توان در متفاوت بودن ميزان حساسيت بدن افراد مختلف نسبت به هورمون انسولين دانست. برخي از افراد تنها با مصرف اندکي قند در روز به عارضه چاقي گرفتار مي گردند. اين در حالي است که افرادي را مي توان يافت که عليرغم مصرف کنترل نشده و سخاوتمندانه قند در طول روز، از عارضه چاقي نيز کاملا در امان هستند. بهتري روش براي اطلاع يافتن از ميزان حساسيت بدن نسبت به هورمون انسولين، مراجعه به پزشک و انجام آزمايشات پزشکي است.

نوع فعاليت و يا ورزشي هم که انجام مي دهيد، در تعيين ميزان نياز شما به قندها موثر و دخيل است. ورزشهايي نظير: پرورش اندام و وزنه برداري قدرتي که بيشترين توجه ما نيز بر روي اين دو ورزش متمرکز مي شود، جزو ورزشهاي بي هوازي محسوب مي شوند. در اين قبيل ورزشها، شما تند شدن محسوس ضربان قلب در حين تمرين را تجربه نمي کنيد. ورزشکاراني که به تمرينات استقامتي مي پردازند، در قياس با ديگر ورزشکاران نياز بيشتري به قند دارند.

من با توجه به مختصر تجربياتي که در زمينه تغذيه ورزشي دارم، مصرف روزانه حداقل سه وعده از فيبرها را براي ورزشکاران رشته هاي قدرتي توصيه مي کنم.

مصرف قندهاي ساده را به وعده غذايي پس از تمرين و به وعده اي که در اول صبح و به محض بيدار شدن از خواب ميل مي کنيد، محدود کنيد. در صورتي که صبحانه را پس از انجام برخي کارهاي روزانه و 3 يا 4 ساعت پس از بيدار شدن از خواب مصرف مي کنيد، مصرف قندهاي ساده در اين وعده را نيز محدود کنيد. با عمل به اين توصيه ساده از تبديل شدن گلوکوز به چربي و ذخيره شدن آن در بدن جلوگيري خواهد شد. کل ميزان قند مصرفي در طول روز را به 6 قسمت تقسيم کرده و با رعايت فواصل زماني مناسب آنها را در طول روز مصرف کنيد. بيشترين قند مصرفي روزانه را در اوايل صبح و در وعده غذايي پس از تمرين بگنجانيد.

جدول شاخص گليسمي غذاها

نوع غذا

شاخص گليسمي

مالتوز

110

گلوکوز

100

سيب زميني سفيد

98

هويج محلي

97

هويج فرنگي

92

عسل

87

نان سفيد

69

موز

62

سوکروز

59

نان سبوس دار

51

پرتقال

40

سيب

39

شير رقيق

32

عدس

29

گريفروت

26

فروکتوز

20

بادام زميني

13

جدول محتويات فيبر موجود در غذاها

نوع غذا

مقدار غذا

اندازه فيبر موجود

غلات سبوس دار

نصف پياله

34 گرم

غلات بدون سبوس

1 پياله

16 گرم

هويج

80 گرم

15 گرم

آلو

80 گرم

22 گرم

عدس

100 گرم

22 گرم

موز

100 گرم

2 گرم

سيب

100 گرم

3 گرم

 

وظايف و تاثيرات انسولين در بدن

· تشديد فرايند عضله سازي

· جلوگيري از تجزيه شدن پروتئين در بافت عضلاني

· هدايت کردن گلوکوز به سمت عضلات

· هدايت کردن اسيد آمينه ها به سمت عضلات

· جلوگيري از انباشته شدن قند در خون

· افزايش حجم سلولها

· تشديد سنتز گليکوژن در کبد و عضلات

· تشديد متابوليسم چربي ها و قندها

+ گرد آوری شده توسط مهدی در جمعه سی و یکم شهریور 1385 و ساعت 0:48 قبل از ظهر |

 

 

Anabolicum

یکی از دوستان سئوالی در زمینه داروی  Anabolicum پرسیده بودند  که لازم میدانم توضیح کوچکی در مورد آن داده واز این پس موارد دیگری را در بخش داروها و مکملها قرار داده و به بررسی آنها بپردازیم.امروزه ويال هايي به نام Anabolicum در بازار دارويي يافت شده و به فراواني نيز به فروش مي رسد و خواص جادويي و اکسير گرونه نيز به آن نست داده شده و ادعا مي شود که اين دارو تضمين کننده قهرماني نيز خواهد بود. فروشندگان و در بسياري از موارد نيز خريداران از محتويات واقعي دارويي که بين اين دو رد و بدل مي شود اطلاع درستي ندارند و با توجه به اين که داروها در اغلب موارد با اسامي تجارتي گوناگون عرضه مي شوند براي قالب کردن گنجشک به جاي قناري به ورزشکاران نگون بختي که دسترسي به استروئيدهاي اصل نداشته و داروهاي عرضه شده در بازار سياه دارو را به نام اصل خريده و مصرف مي کنند نيز نيازي به رنگ کردن آن هم نخواهد بود. اين دارو در اصل همانند ناندرولون دکانواتي است که نمونه هاي ايراني آن در داروخانه هاي کشور به فراواني، به وفور و به قيمت بسيار پايين تر از آنچه که قلابي فروشان از ورزشکاران طبي مي کنند يافت مي شود و کمپاني بريتيش دراگون نيز آن را در قالب دارويي که در اين مقاله تشريح شد توليد و عرضه کرده است. Anabolicum که به صورت ويال هاي 10 ميلي ليتري نيز عرضه مي شود در اصل ناندرولوني است که به صورت ويال و براي مصارف دامپزشکي و حيواني تهيه و عرضه مي شود.

 

 

سوستانون

«سوستانون» استروئيدي روغني و قابل تزريق است كه كمپاني داروسازي «ارگانون» آن را از تستوسترون تهيه كرده است. اين دارو نيز تركيبي از چهار «استر» مختلف تستوسترون مي باشد. سوستانون نيز همانند تمام داروهايي كه از تستوسترون مشتق مي شوند، خواص بسار قدرتمند آنابوليكي و در عين حال آندروژنيكي دارد. اين دارو معمولا در دوره هاي حجم و براي افزايش در خورتوجه حجم و قدرت عضلاني به كار گرفته مي شود. «سوستانون» اگر چه به راحتي تبديل به هورمونهاي جنسي زنانه مي شود اما در مقايسه با داروهايي همچون: «تستوسترون سي پيونات» و«تستوسترون انانتات» دارويي كم خطر و كم عارضه تر است.
براي مهار كردن عوارض جانبي اين دارو معمولا به همراه مصرف آن از داروهايي نظير: «نولوادكس» و «پروويرون» نيز استفاده مي كنند.
«سوستانون» از اين جهت كه آندروژني قدرتمند است ممكن است عوارض جانبي قدرتمندي از قبيل: چرب شدن پوست، آكنه، افزايش رشد موهاي زايد و ريزش موهاي سر را نيز موجب شود. براي مهار كردن اين عوارض نيز مي توان از داروهاي كم كننده عوارض بهره گرفت.
اين دارو تقريبا به مدت سه هفته در بدن به صورت فعال باقي مي ماند و به همين علت نيز فاصله بين دو ترزيق پي در پي اين دارو غالبا در حدود 10 روز توصيه مي شود. دز موثر اين دارو بين 250 ميلي گرم در هر 10 روز الي 1000 ميلي گرم در هر 7 روز تخمين زده مي شود.
برخي از ورزشكاران در مصرف اين دارو زياده روي كرده و دزهاي بسيار بالايي از آن را مصرف مي كنند. اين عمل تحت هيچ شرايطي توصيه نمي شود. همواره به اين نكته توجه داشته باشيد كه دزهاي مصرفي بالاتر از 750 يا 1000 ميلي گرم در هفته با عوارض جانبي ناراحت كننده اي همراه خواهد بود.
مصرف تركيبي اين دارو نيز به همراه ديگر داروهاي استروئيدي، نتيجه كار را مطلوبتر خواهد كرد.

                                                                     

ديانابول
 

اين دارو در برخي منابع «متاندروستونولون» نيز نوشته و خوانده شده است. «ديانابول» از معروفترين و پرمصرف ترين دارو و استروئيدهايي است که در اغلب کشورها نيز به راحتي قابل تهيه و دسترسي بوده و معمولا به قيمتهاي مناسبي نيز به فروش مي رسد. اين دارو از اولين نمونه استروئيدهايي است که در تاريخ ورزشهاي قدرتي مورد استفاده قرار گرفته است. گفته مي شود که «آرنولد شوارتزنگر» افسانه اي که روزگاري رقابتهاي مستر المپيا را تحت سيطره خود داشت، بيش از نيمي از عضلات خود را مديون همين داروست. شايد صحت و صقم اين ادعا دقيقا مشخص نباشد اما اين مسئله کاملا روشن است که بسياري از ورزشکاراني که از استروئيدهاي تزريقي دل خوشي ندارند، اين دارو را براي مصرف انتحاب کرده و آن را در برنامه دارويي خود مي گنجانند.

«ديانابول» در ترکيب با «دکادورابولين» که در برخي کشورها به «ناندرولون» نيز معروف شده است و همچنين در ترکيب با «سوستانون 250» که نام تجارتي چهار نوع تستوسترون معروف و شناخته شده نيز هست، بهتر و موثرتر عمل کرده و تاثيرات مطلوب تري بر جاي مي گذارد.

اين دارو غالبا يکي از اعضاي و اجزاي اصلي دوه هاي حجم است. اين دارو در صورتي که در دزهاي بالا مصرف شود به راحتي به هورمونهاي جنسي زنانه تبديل شده و احتباس آب و املاح فراوان در بدن را نيز سبب مي شود. براي کاستن از شدت عوارض اين دارو در بدن مي توانيد آن را به همراه داروهاي کم کننده عوارض نظير: «نولوادکس» و يا ديگر آنتي استروژنها و يا داروها و مکملهاي محافظت کننده کبد به کار بگيريد.

اين دارو به صورت قرصهاي 5 و در برخي موارد نيز 10 ميلي گرمي تهيه شده و به بازار عرضه مي شود. اين دارو عليرغم اينکه دارويي قديمي است اما هنوز هم به عنوان دارويي موثر در افزايش حجم و قدرت بدني از آن استفاده  مي شود. اطلاع از اين نکته براي کساني که قصد استفاده از اين دارو را داشته و يا از آن استفاده مي کنند الزامي است که «ديانابول» موجب احتباس آب و املاح فراوان در بدن شده و در حجم گسترده اي نيز به هورمونهاي جنسي زنانه مثل استروژن تبديل مي شود.

                                   

 امروزه اين دارو در کشورهاي مختلف و تحت عناوين تجارتي گوناگون تهيه و توليد مي شود. از معروفترين اين نمونه ها مي توان به «متاندروستونولون» اشاره کرد. از نمونه هاي اوليه اين دارو براي درمان زندانيان جنگي آزاد شده که در طول اسارت نيز از سوء تغذيه شديد رنج برده و به شدت نيز لاغر مي شدند، استفاده مي شده است. اين دارو معمولا به صورت قرصهاي 5 ميلي گرمي عرضه مي شود اما قرصهاي 5/2 و 10 ميلي گرمي آن نيز توليد شده است.

به دليل اينکه اين دارو خواص آندروژنيک بسيار قدرتمندي دارد، زنان نمي توانند از اين دارو استفاده کنند. دزهاي بالاي اين دارو علاوه بر عوارض شناخته شده اي که دارد، در برخي موارد منجر به بروز بي خواي در انسان مي شود. «ديانابول» يکي از محبوب ترين استروئيدهاي خوراکي بوده و در عصر حاضر نيز هست. اين دارو در عين حال که از موثرترين و پر قدرت ترين استروئيدهاي خوراکي در جهان به شمار مي رود، براي کبد نيز بسيار سمي بوده و مصرف طولاني مدات آن صدمات شديدي به بافت کبد وارد مي کند. مصرف توام با احتياط آن با افزايش در خور توجه حجم و قدرت عضلاني همراه است. براي کم کردن و به حداقل رساندن عوارض جانبي اين دارو، مي توانيد آن را به همراه «پروويرون» و «Legalon» که نوعي داروي تصفيه کننده کبد است، مصرف کنيد.

براي کسب نتايج بهتر از مصرف اين دارو مي توان آن را به همراه «Sustanon»، «Deca-durabolin»، «Trophobolene» و يا ديگر استروئيدهاي تزريقي و يا خوراکي مصرف نمود.

اين دارو در بسته بنديهاي متنوع و گوناگون در بازار موجود است. دز متوسط و معمول مصرف اين دارو به ميزان تقريبي 4 الي 8 قرص 5 ميلي گرمي در روز توصيه شده است اما ورزشکاران گاه دز مصرف اين دارو را تا 30 الي 40 ميلي گرم در روز نيز بالا مي برند

آنادرول
 

«آنادرول» قوي ترين و موثرترين استروئيد خوراکي است که تا به حال توليد شده است. اين دارو اثرات آنابوليک و آندروژنيک بسيار قدرتمندي دارد. ورزشکاران رشته هاي قدرتي در خارج از فصل مسابقات، تمايل و علاقه زيادي به استفاده از اين دارو نشان مي دهند. اين دارو در کنار افزايش حجم و افزايش قدرت خيره کننده اي که به ورزشکاران مي بخشد، به راحتي نيز به هورمونهاي جنسي زنانه تبديل شده و منجر به احتباس شديد آب و املاح در بدن مي شود. همين امر نيز باعث شده است تا مصرف آن بدون همراهي «پروويرون» و «نولوادکس» به هيچ وجه توصيه نشود. مصرف اين دارو به دليل احتباس آب و املاحي که در پي دارد، موجب کم شدن درد در ناحيه مفاصل مصدوم بدن شده و فرد را براي تمريني عاري از درد در مفاصل صدمه ديده مهيا مي کند. اين دارو در برخي کشورها به «اکسي بولون» نيز شهرت پيدا کرده است. نمونه اي از اين دارو در ايران نيز توسط شرکت داروسازي «الحاوي» ساخته شده و در داروخانه نيز به فروش مي رسد. اين دارو در ايران به نام «اکسي متولون» شناخته مي شود. علت بروز عارضه نوک سينه در اغلب ورزشکاران ايراني را مي توان در مصرف بي رويه و بدون برنامه اين دارو و عدم همراهي مصرف آن با مصرف داروهاي آنتي استروژن مناسب جستجو کرد. در يک کلام مي توان گفت که ورزشکاران ايراني که امروزه از عارضه نوک سينه در سطح گسترده اي رنج مي برند، آن را مديون اين داروي بسيار پر قدرت هستند.

اين دارو براي زنان و همچنين براي مبتدياني که براي اولين بار اقدام به مصرف دارو مي کنند، دارويي مناسب به شمار نمي رود.

اين دارو به صورت قرصهاي خوراکي 50 ميلي گرمي و از طرف کشورها و کمپاني هاي مختلف تهيه و به بازار عرضه مي شود. افزايش سريع و خيره کننده حجم و قدرت بدني با مصرف اين دارو دور از انتظار نيست. حتي دزهاي سبک اين دارو نيز براي کبد انسان بسيار سمي و خطرناک است. همانگونه که ذکر شد، اغلب ورزشکاران ايران و حتي جهان، نوک سينه آزار دهنده خود را مديون اين دارو هستند. کساني که قصد استفاده از اين دارو را دارند، حتما بايد آن را به همراه داروهاي آنتي استروژن قوي به کار بگيرند و در صورت عدم دسترسي به نمونه هاي اصلي و قابل اعتماد اين داروها، از مصرف اين استروئيد چشم پوشي کنند.

از عوارض شايع و معمول اين دارو مي توان به ريزش مو، دردهاي شکمي و اختلالات گوارشي، سر درد، عارضه نوک سينه، افزايش فشار خون و احتباس شديد آب و املاح در بدن اشاره کرد. افت شديد حجم و وزن پس از اتمام دوره و پس از قطع دارو نيز در مورد اين استروئيد به روشني ديده مي شود. اين دارو همچنين موجب مهار و کم شدن ترشح طبيعي هورمون تستوسترون در بدن مردان مي شود. عوارض جانبي خطرناک و زياد اين دارو آن را به يکي از خطرناک ترين داروهايي که امروزه در زمينه پرورش اندام به کار گرفته مي شود، بدل کرده است اما دسترسي آسان ورزشکاران ايراني به نمونه هاي ساخت داخل و مناسب بودن قيمت آن، موجب شيوع مصرف اين دارو در بين ورزشکاران ايراني بوده است که اکنون پس از يکي دو دهه نيز عوارض رنگارنگ آن همانند نوک سينه، عقيمي مردان، طاسي سر و ريزش مو و حتي اختلالات رواني در بين ورزشکاران کهنه کار به وضوح ديده مي شود. کهنه کاري و پيش کسوتي که با 2 تن و نيم غرور جواب سلام مراجعه کننده را نسيه و با اشارت سر مي دهد، يقينا از خود بزرگي بيني و اختلالات شخصيتي و رواني عديده اي رنج مي برد که با مصرف افسار گسيخته «اکسي متولون» در دوران طلايي ورزشي اش نيز بي ارتباط نيست! قهرمان اسبقي که در سن 40 سالگي به دنبال پديدار شدن چند عدد اسپرم ناقابل در وجود خود، آواره اين مطب و آن بيمارستان مي شود نيز عقيمي برگشت ناپذير خود را از همين استروئيدها و مخصوصا از اين استروئيد به خصوص يه يادگار دارد. لازم به ذکر است که بسته هاي 100 تايي اين دارو روزگاري در داروخانه هاي ايران به قيمت 600 و چندي بعد هم به قيمت 900 تومان (ارزان تر از آنتي بيوتيک هاي آموکسي سيلين و آمپي سيلين) قابل تهيه بود. اين در حالي است که روزگاري تهيه «مگامس» اوريجينال ساخت «قاپوز آباد» ايران از «اکسي متولون» هاي تاريخ مصرف گذشته که از داروخانه ها و از ناصر خسرو جمع آوري شده و به قيمت ناچيزي خريداري مي شد و از نشاسته و کاکائو و ... و همين طور هم قالب کردن آن به ورزشکاران ايراني از پر سود ترين تجارت هايي بود که خيلي ها را به آنچه که مي خواستند رساند و اکنون نيز در چنين سطح گسترده اي عوارض جانبي آن را براي جامعه پيش کسوت مان به يادگار گذاشته است.

دوز مصرفی برای ورزشکاران ۱ تا ۱.۶ میلی گرم به ازای هر کیلو وزن بدن برای نتیجه بهتر همراه ناندرلون و تستسترون مصرف گردد.

 

آراتست
 

اين استروئيد نيز به دنياي استروئيدهاي حيواني تعلق دارد. اين دارو را به نوعي استروئيدي جديد مي توان دانست که در مکزيک ديده به جهان گشوده است و بيش از چند سال از عمر آن نمي گذرد.

 کشور مکزيک از نظر استروئيدها اعم از استروئيدهاي حيواني و انساني غني بوده است به طوري که اين کشور را به نوعي مي توان بهشت گمشده ورزشکاران و مخصوصا پرورش اندام کاران دوپينگي و دارويي دانست.

 اين دارو اگر چه اصولا براي پروار کردن دام ها توليد شده بود ولي امروزه در پرورش اندام نوين جاي خود را به خوبي باز کرده است. ورزشکاران عموما اين دارو را از داروخانه هايي که براي حيوانات دارو عرضه مي کنند تهيه کرده و يا آن را از کلينيک هاي دامپزشکي تهيه مي کنند.

امروزه 3 تيپ از اين دارو در بازار شناسايي شده است:

·          آراتست 2500

·           آراتست 500

·           آراتست 250

آراتست 2500 را مي توان محبوب ترين و پر مصرف ترين نوع اين دارو دانست. اين دارو در ترکيب خود و در هر ميلي ليتر 200 ميلي گرم انانتات و 50 ميلي گرم پروپيونات دارد.

 اين داروي ترکيبي در ويال هاي 10 ميلي ليتري به بازار عرضه مي شود و نام کمپاني داروسازي «آراندا لب» نيز به نام کمپاني سازنده اين دارو بر روي آن حک شده است. واژه «لب» مخفف شده کلمه انگليسي لابراتور به معني آزمايشگاه مي باشد.

مصرف ترکيبي اين استروئيد جديد با استروئيدهايي همانند «ديانابول» و «آنادرول 50» و همچنين مصرف ترکيبي اين دارو با داروهاي تزريقي همانند «دکادورابولين»، «وينسترول» و «آکويي پويز» افزايش حجم مطلوبي را به همراه داشته است.

 اکسي متولون براي زنان و همين طور هم براي کساني که براي اولين بار استروئيد مصرف مي کنند و همچنين براي کساني که بدن آنها استعداد خوبي براي تبديل استروئيد به استروژن داشته و در برابر استروژن نيز حساسيت بالايي دارد دارويي بي مصرف و مضر است اما در مواردي که فرد سابقه اي طولاني در مصرف استروئيد داشته و به نوعي حرفه اي اين کار محسوب مي شود مصرف آن در کنار ديگر داروها قابل توجيه خواهد بود.

افزايش وزن حاصل از مصرف اين دارو را به نوعي مي توان با افزايش وزن ناشي از مصرف سوستانون 250 هاي اصل مقايسه کرد. کساني که براي اولين بار از اين دارو استفاده کرده و در کنار مصرف اين دارو از رژيم هاي پر پروتئين و سرشار از کالري نيز استفاده مي کنند و تمرين خوبي نيز دارند در حدود 5 الي 12.5 کيلو گرم افزايش وزن و حجم را تجربه مي کنند.

 البته بايد به اين مهم اشاره کرد که سهمي از اين افزايش وزن مربوط به تجمع آب و املاح در بدن بوده و پس از قطع مصرف دارو از بين خواهد رفت اما در کل مي توان افزايش حجم و وزن ناشي از مصرف اين دارو را مثال زدني ارزيابي نمود.

اغلب کساني که از اين دارو استفاده مي کنند گذشته از اينکه از نتايج کار احساس رضايت مي کنند بلکه از قيمت مناسب آن نيز رضايت کافي دارند. البته اين موارد تنها در کشورهايي که نمونه هاي اصل داروها به قيمت هاي اصلي به فروش مي رسند مصداق داشته و در کشوري همانند ايران که ويال هاي بريتيش دراگون به قيمت هايي به مراتب پايين تر از آنچه که خود کمپاني آنها را در اختيار عمده فروش ها قرار مي دهد تا حدودي نامربوط است.

قيمت هر ويال از اين دارو در بازار سياه دارو در کشورهاي ياد شده در حدود 75 الي 100 هزار تومان بوده است

اين دارو در ترکيب خود تستوسترون فراوان دارد و به همين دليل نيز گفته مي شود که به همراه اين دارو بايد از داروهاي کم کننده عوارض همانند نولوادکس براي کنترل استروژن و از هاش سي جي و کلومايد نيز براي افزايش ترشح طبيعي تستوسترون استفاده کرد.

قلابي سازان نمونه هاي قلابي اين دارو را حتي در آمريکا و اروپا وارد بازار کرده اند و به همين دليل نيز گفته مي شود که نمونه ها ارائه شده در بازار سياه اين دارو چندان قابل اطمينان نيست.

آراتست هاي 500 و 250 نيز تنها حاوي استر پروپيونات هستند. به دليل اينکه ماندگاري استر پروپيونات در بدن بسيار اندک بوده است ورزشکاران در فصول مسابقات ترجيح مي دهند تا از اين استر استفاده کنند

 

 

اين دارو که در برخي منابع آن را «تستوسترون آن دکانوات» نيز ناميده اند، به صورت کپسولهاي 40 ميلي گرمي و در بسته هاي 60 تايي به بازار عرضه مي شود. اين استروئيد خوراکي همچنين به نامهاي: «Androxon»، «Undestor»، «Restandol» و «Restinsol» نيز شناخته مي شود. اين استروئيد به صورت کپسولهاي تخم مرغي شکل و قرمز رنگ عرضه مي شود. اين دارو اولين و تنها ترين استروئيد خوراکي است که ترکيب «آلفا 17» را در خود ندارد. اين ترکيب که در اکثر استروئيدهاي خوراکي يافت مي شود براي کبد بسيار سمي است.

آندريول نيز همانند ديگر داروهايي که از تستوسترون مشتق مي شوند، تاثير بسيار مطلوبي بر افزايش قدرت داشته و به احياي سريع ذخاير گليکوژن در عضلات نيز کمک فراوان مي کند. مصرف داروهايي که از تستوسترون مشتق مي شوند، معمولا با کاهش تعداد اسپرم در مردان همراه است اما دزهاي معقول و سبک اين دارو در مقايسه با فرمهاي تزريقي تستوسترون، تاثير منفي کمتري بر روند طبيعي ترشح تسوسترون داشته و تعداد اسپرم ها در مردان را نيز کم نمي کند.مصرف اين دارو علاوه بر افزايش حجم، تشديد مطلوب چربي سوزي را نيز به دنبال خواهد داشت.در مصرف نرمال اين دارو بين 4 الي 10 کپسول در روز توصيه شده است

     

نام شيميايي اين دارو که در اصل نام شيميايي محتويات آن مي باشد به صورت زير آمده است:

·          تستوسترون استات

·          تستوسترون دکانوات

·          تستوسترون پروپيونات

·          تستوسترون فنيل پروپيونات

·          تستوسترون سي پيونات

به جرات مي توان گفت که بدون وجود هورمون تستوسترون که در بدن آدمي و در بدن ديگر موجودات زنده نيز توليد و ترشح مي شود دنياي استروئيدها نيز فقير و بي چيز مي بود و تنوع چنداني نمي داشت.

 همانگونه که از نام شيميايي اين دارو بر مي آيد اين دارو حاوي پنج استر مختلف از تستوسترون است. استفاده از اين پنچ استر به جاي يک استر نه براي تزئين و نه براي خالي بودن عريضه بوده و نه براي خودنمايي و نه براي ... بوده است. متخصصين داروسازي که در اين مورد و در اين قبيل موارد خاص به جاي درمان بيماري هاي انساني و حيواني در اصل براي رساندن ورزشکاران رشته پرورش اندام و ديگر رشته هاي قدرتي به موفقيت هاي سطح بالاي ورزشي و همين طور هم براي رسيدن به منافع اقتصادي سرشار ناشي از فروش استروئيدها فعاليت مي کنند در توليد اين دارو تمامي جوانب کار را سنجيده اند.

وجود استر استات در ترکيب اين دارو موجب مي شود تا تستوسترون آزاد شده از مصرف اين دارو به سرعت در بدن اثر کند و وجود چهار استر ديگر در ترکيب اين دارو که به نسبت استر استات طولاني اثر تر هستند نيز براي اين منظور تعبيه شده است تا اين دارو اثري طولاني مدت بر بدن داشته باشد و فرد مصرف کننده ناگزير از مصرف روزانه و ناگزير از تزريق هاي مداوم دارو نباشد.

                                      

با اين مقدمه مي توان گفت که مصرف اين دارو به دليل موجود بودن استر استات در فرمول آن با پاسخ فيزيولوژيکي سريع بدن همراه بوده و به دليل موجود بودن چهار استر طويل الاثر در ترکيب آن نيز با ادامه يافتن اين پاسخ فيزيولوژيکي در طولاني مدت همراه خواهد بود.

تستوسنرون همانگونه که خود نيز مي دانيد هورموني مردانه و طبيعي است که در بدن موجودات زنده نيز به مقدار کافي توليد و ترشح مي شود. اين هورمون خواص آنابوليکي ملايم و خواص آندروژني بسيار قدرتمند دارد. اين هورمون در بدن زنان نيز به مقدار بسيار کم توليد مي شود. به دليل اينکه اين هورمون خواص آنابوليکي در خور توجهي نيز دارد مي توان گفت که تزريق آن در بدن آدمي در صورتي که با تغذيه مناسب و با شدت تمريني کافي نيز همراه شود مي تواند فرايند سنتز پروتئين در عضلات را به نحو مطلوبي تشديد کند.

با مصرف تستوسترون مي توان انتظار افزايش وزن و انتظار کاهش دفع نيتروژن از بدن را داشت. نتيجه اين تاثير نيز در طولاني مدت به صورت افزايش حجم عضلاني و افزايش قدرت بدني ديده مي شود. البته در اين ميان از تاثير دوگانه تستوسترون در بدن آدمي نيز نبايد غافل شد و اين مهم را نيز نبايد از ياد برد! عليرغم اينکه مصرف دزهاي پايين تستوسترون تزريقي موجب افزايش يافتن ميزان ترشح نوع طبيعي اين هورمون در بدن مي شود اما با مصرف دزهاي بالاي اين هورمون، ميزان ترشح طبيعي آن در بدن آدمي نيز رو به نزول نهاده و کاهش مي يابد.

اين دارو به صورت ويال هاي مولتي دز و در اندازه هاي 10 و 20 ميلي ليتري عرضه مي شود. هر کدام از اين ويال هاي نيز حاوي مواد زير هستند:

·          20 ميلي گرم در ميلي ليتر تستوسترون استات

·           90 ميلي گرم در ميلي ليتر تستوسترون دکانوات

·           45 ميلي گرم در  ميلي ليتر تستوسترون پروپيونات

·     45 ميلي گرم در ميلي ليتر تستوسترون فنيل پروپيونات

·           75 ميلي گرم در ميلي ليتر تستوسترون سي پيونات

قابل توجه حضراتي که از ديدن دز 300 الي 500 ميلي گرم در هفته تستوسترون انانتات در دوره اي که اين حقير آن را از منابع علمي موثق ترجمه کرده بودم بر آشفته مي شوند و به خيال خود بر ما و در اصل بر محققين و متخصصين استروئيد آمريکايي که اين دوره را تنظيم کرده بودند خرده مي گيرند! دارويي که در اين ستون به شرح آن پرداختيم و حضرات داروفروش مربي نيز انواع اصل و قلابي آن را بي محابا تجويز کرده و به فروش مي رسانند حاوي 5 استر مختلف از تستوسترون بوده است! در صورتي که تجويز کننده و يا مصرف کننده اين قبيل داروها در سايه اطلاع رساني صحيح و اصولي از ماهيت واقعي دارو ها باخبر باشند به جرات مي توان گفت که از تجويز و يا از مصرف افشار گسيخته آن دوري کرده و يا دست کم در تجويز و يا در مصرف آن احتياط بيشتري مي کنند.

محافظ پلاستيکي درپوش ويال هاي محتوي اين دارو آبي بوده  در پوش لاستيکي آن نيز به رنگ آب کم رنگ و يا به رنگ سبز ديده مي شود

هدف ما از باز کردن اين ستون نيز اطلاع رساني و در نتيجه کم کردن تقاضا براي مصرف استروئيد ها و با يک درجه تخفيف نيز به بهبود روش هاي استفاده از اين داروها و در نتيجه نيز حداقل رساندن عوارض جانبي  ناشي از مصرف آنها بوده است.

مصرف چنين داروهايي با اين مقدار استر تستوسترون در صورتي که با بي احتياطي همراه بوده و يا به جاي اينکه با رعايت اصول علمي همراه شود به دستور و به تجويز دکتر جکول ها و غيره باشد و ايضا در صورتي که به همراه مصرف ولو علمي و کارشناسي اين قبيل داروها از داروهاي کم کننده عوارض مرغوب نيز استفاده بهينه نشود بروز عوارض جانبي شديد از جمله عارضه نوک سينه و تجمع چربي و آب زايد در بدن و ... نيز ناگزير خواهد بود.

+ گرد آوری شده توسط مهدی در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385 و ساعت 2:58 بعد از ظهر |
                                                             افدرین

اين دارو به دسته داروهاي استروئيدي تعلق ندارد ولي به خاطر اينکه ورزشکاران و بخصوص ورزشکاران ايراني به وفور از آن استفاده مي کنند و همچنين به دليل اينکه، اين دارو نيز در ليست داروهاي غير مجاز و ممنوعه قرار دارد، اين دارو را نيز در ستون استروئيدها آورده و در اين قسمت به بررسي آن پرداخته ايم.

ورزشکاران به منظور و اهداف گوناگون از افدرين بهره مي گيرند. اين دارو با سوزاندن کالري هاي زايد در بدن و همچنين با ايجاد گرماي قابل توجه، فرايند چربي سوزي را به خوبي تشديد مي کند. «افدرين» به طور غير مستقيم وارد عمل شده و با افزايش ترشح طبيعي «نوراپي نفرين» اين عمل را انجام مي دهد. تحقيقات نشان داده است، کساني که چربي انباشته زيادي در بدن دارند، در مقايسه با افرادي که چربي کمتري دارند، حساسيت پايين تري نسبت به هورمون «نوراپي نفرين» دارند. «نوراپي نفرين» که به اختصار «NP» نيز خوانده مي شود، دماي بدن را به طور محسوسي افزايش داده، کالري هاي زايد در بدن را سوزانده و از تشکيل شدن توده چربي در بدن جلوگيري مي کند. حتما شما نيز مي دانيد که کالري هاي زايد در صورتي که سوزانده نشوند، تبديل به چربي شده و در بدن ذخيره مي شود. برخي از داروها اين هورمون را تحت تاثير خود قرار داده و  اثر آن را نيز تقويت مي کنند. مصرف اين قبيل داروها افراد چاق را در کنترل وزن خود و در کاستن از ميزان چربي بدن به خوبي ياري مي کند. افدرين يکي از اين داروهاست. بگذريم از اينکه برخي از ورزشکاران ايراني اين دارو را به غلط نوعي استروئيد تلقي کرده و آن را به منظور افزودن بر حجم و قدرت عضلاني مصرف مي کنند و برخي مربيان و مشاورين ورزشي نيز اين دارو را به اشتباه براي تشديد فرايند عضله سازي به مراجعين تجويز مي کنند.

چينيان اين دارو را از دير باز مصرف مي کرده اند! چاي سبزي که مردم کشور چين به آن علاقه وافر دارند و آن را نوشداروي خستگي ناشي از کار مي دانند، ميزان قابل توجهي از افدرين گياهي و طبيعي را در خود دارد. سابقه مصرف چاي سبز در چين کشور حتي به چند هزار سال قبل از ميلاد مسيح مي رسد.

«افدرين» از نظر ساختمان و فرمول شيميايي شباهت هاي زيادي به داروي «آمفتامين» دارد و به همين علت نيز در برخي موارد، اثراتي مشابه با اين ماده را از خود بروز مي دهد. «آمفتامين» نيز نوعي محرک سيستم عصبي است که تاثيرات بسيار مطلوبي در تقويت قواي روحي و جسمي داشته و فرايند چربي سوزي را نيز به خوبي تشديد مي کند. اما اين دارو نيز به دليل افزايش کاذب توان و به دليل عوارض جانبي ناگواري که دارد از سوي آژانس جهاني مبارزه با دوپينگ در فهرست داروهاي ممنوعه قرار داده شده است. محض اطلاع به اين نکته اشاره مي کنيم که قرص هاي روانگرداني (اکستازي)که امروزه همچون طاعون در جوامع بشري شيوع پيدا کرده و سلامت عمومي جامعه را در معرض خطر جدي قرار داده است، از نوادگان همين «آمفتامين» مي باشد. مصرف افدرين نيز در بسياري از موارد اثراتي شبيه به «آمفتامين» داشته و با کاهش اشتها و افزايش محسوس فشار خون همراه است. «افدرين» در مقايسه با «آمفتامين» از شدت اثر کمتري برخوردار بوده و مسلما ضرر کمتري را نيز متوجه بدن و کبد مي کند.

«افدرين» با تاثيري که بر غده تيروئيد دارد، باعث تبديل شدن فرم ضعيف هورمونهاي اين غده به هورمونهاي قوي تر شده و بدين وسيله، روند چربي سوزي را شدت مي دهد. «کافئين» و «آسپرين» نيز آثار مثبت «افدرين» را تشديد مي کنند.

تحقيقات اخير نشان داده است که مصرف ترکيبي سه ماده ياد شده در مقايسه با مصرف مستقيم هورمونهاي تيروئيد و مصرف مستقيم داروهاي سنتتيک حاوي اين هورمونها تاثير بهتري بر تشديد روند چربي سوزي داشته و علاوه بر اين، خطرات و مضرات کمتري را نيز در پي خواهد داشت. مصرف 100 ميلي گرم «کافئين»، 50 ميلي گرم «افدرين» و يک قرص «آسپرين» به صورت سه بار در روز، تاثيرات مثبت معجزه آسايي در دوره هاي کات خواهد داشت. ورزشکاراني که از اين دستور پيروي کرده اند علاوه بر اينکه موفق به کاستن از ميزان چربي موجود در بدن مي شوند، حجم عضلات خود را در دوره هاي کات حفظ کرده و از به تحليل رفتن آنها نيز در حد مطلوبي جلوگيري مي کنند. اثراتي که مصرف همزمان اين سه دارو در کوتاه مدت از خود بروز مي دهد بسيار مطلوب است اما ناگفته نماند که تاثير طولاني مدت مصرف همزمان اين سه ترکيب هنوز کاملا مطالعه و شناخته نشده است. اين هشدار را نيز به خاطر داشته باشيد که دزهاي بالاي اين داروها و مخصوصا دزهاي بالاي «افدرين» مي تواند خطرناک و مضر باشد.

مصرف «افدرين» همچنين با افزايش در خور توجه شدت تمرين و افزايش قدرت تمرکز همراه بوده و از ميزان اشتهاي نامعقول فرد نيز به خوبي کم مي کند. امروزه مکملهاي طبيعي زيادي به بازار عرضه شده و ايضا نيز ادعا شده است که اين ترکيبات، تاثيرات شگرفي در تشديد سوخت و ساز چربي ها دارند اما اين واقعيت را نمي توان انکار کرد که هيچکدام از اين مکملها که تبليغات زيادي نيز بر روي آنها انجام مي شود، به اندازه «افدرين» موثر نبوده است.

هشدار: مصرف اين دارو براي کساني که از عارضه قلبي رنج مي برند، ممنوع است. اين افراد بايد به اين نکته نيز توجه داشته باشند که مصرف ترکيبي اين دارو با دو داروي ياد شده ديگر ، براي آنها به مراتب خطرناکتر خواهد بود.

مصرف اين دارو تنها براي کساني که از عوارض قلبي رنج نمي برند، مفيد است. همانگونه که ذکر شد اين دارو با افزايش قدرت تمرکز همراه است. ورزشکاران رشته وزنه برداري که براي انجام حرکات يک ضرب و دو ضرب بر روي سن و براي غلبه بر استرس طبيعي و اجتناب ناپذير قرار گرفتن در برابر انبوه تماشاگران و داوران، نياز به تمرکز قوي دارند، براي افزايش دادن قدرت تمرکز و همچنين براي غلبه بر استرس و ترس از اين دارو کمک مي گيرند. امروزه ترکيبات متنوعي از اين دارو تهيه و توليد مي گردد. ترکيب شناخته شده و معروفي از «افدرين» به نام «افدرين سولفيد» در بازار عرضه مي شود. اين دارو در قياس با خود «افدرين» از شدت اثر کمتري برخوردار بوده و مدت اثر کوتاه تري نيز دارد. از ديگر ترکيبات اين دارو که در بازار سياه دارويي ايران و حتي در داروخانه هاي کشور نيز به فراواني يافت مي شود، مي توان به «پزودوافدرين HCL» و «پزودوافدرين سولفيد» اشاره کرد.

«افدرين» در بسته بنديها و در دزهاي متنوع و مختلف تهيه و عرضه مي شود. اما آنچه که در مورد همه انواع آن صدق مي کند اين است که دز مجاز و توصيه شده همه آنها در حدود 25 الي 100 ميلي گرم در روز است.

 

کلن بوترول

اين دارو هورمون و يا استروئيد نيست. «کلن بوترول» به دسته داروهاي « beta-2-symphatomimetic » تعلق داشته و با اين وجود، تاثيراتي همانند استروئيدها از خود نشان مي دهد. اين دارو در برخي کشورها به نام «اسپيروپنت» نيز ناميده مي شود. مصرف اين دارو با افزايش حجم عضلاني، افزايش قدرت بدني و از همه مهم تر نيز با تشديد سوخت و ساز چربي ها در بدن همراه بوده است. تاثيرات آنابوليکي اين دارو را مي توان در آنتي کاتابوليک بودن آن دانست. اين دارو از تجزيه شدن پروتئين در عضلات جلوگيري کرده و بدين ترتيب موجب تشديد رشد عضلات در ورزشکاران مي گردد. اين دارو زماني که در دوره هاي کات و به همراه «T-3»، «پريموبولان دپو»، «اکساندرولون» يا «وينسترول» به کار گرفته شود، تاثيرات مثبت جادويي در کاهش ميزان چربي زايد در بدن خواهد داشت. زنان و يا کساني که مصرف دارو در ورزش را به تازگي شروع کرده باشند، به راحتي از اين دارو استفاده کرده و علاوه بر تشديد عضله سازي در بدن، چربي هاي زايد خود را نيز به آساني مي سوزانند. اين دارو استروئيد نبوده و خواص شايع و معمول استروئيدها را نيز در پي نخواهد داشت اما با اين وجود، اين دارو نيز عوارض جانبي خاص خود را در پي دارد.

در مصرف اين دارو نيز بايد رعايت احتياط را بکنيد. ابتدا از دزهاي کمتر و سبک تر استفاده کرده و سپس دز مصرف را به تدريج افزايش دهيد تا به دز مجاز و توصيه شده برسيد. دوره هاي مصرف اين دارو حدالامکان بايد کوتاه انتخاب شده و در صورت لزوم نيز دوره تکرار شود. بدن آدمي به راحتي و در مدت زمان کوتاهي نسبت به اين دارو سازگاري پيدا کرده و از حساسيت آن به اين ترکيب کم مي شود.

اين دارو اصولا داروي گشاد کننده برونشها بوده و در سرتاسر جهان، از آن براي مقابله با حملات آسم و براي درمان تنگي نفس آدمي استفاده مي شود. اين دارو چند سالي بيش نيست که در قلمرو ورزشهاي قدرتي وارد شده است. گويا دنياي جنجالي پرورش اندام همانگونه که پيشتر گفته شد، دست رد بر سينه هيچ دارويي نزده و نمي زند. مصرف اين دارو در کشور حتي از پرورش اندام به رژيمها و خدمات لاغري نيز سرايت کرده و براي لاغر کردن زنان و مرداني که با ورزش هاي قدرتي نيز ميانه چندان خوبي نداشته و تنها براي کم کردن وزن و يا زدودن چربي هاي زايد و براي گرفتن برنامه غذايي و تمريني به برخي مربيان مراجعه مي کنند نيز به کار گرفته مي شود.

مطالبي که در اين ستون به چاپ مي رسد، غالبا از مقالات مندرج در سايت هاي فروش اينترنتي داروهاي ممنوعه در ورزش گرفته شده است. جملات متن اصلي در اين مقالات به گونه اي هدفدار و مغرضانه به رشته تحرير در آمده است و چيده شده است تا در عين حالي که از نويسندگان اين مطالب سلب مسئوليت مي شود، عوارض، مضرات و خطرات واقعي استروئيدها و ديگر داروها در طي اين نوشته ها کوچک و کم اهميت جلوه داده شده و عليرغم اينکه در اين نوشته ها به اضطرار اشاره اي هر چند گذرا به اين عوارض مي شود، اين مخاطرات و عوارض نيز به طرز ماهرانه و استادانه اي از توجه خواننده پنهان نگه داشته و در لابلاي تاثيرات اغوا کننده اي که با آب و تاب به آن پرداخته مي شود، گم مي شود. در ترجمه اين مطالب به اين نکته توجه داشته و همواره سعي ما بر اين بوده است تا با شفاف سازي بي طرفانه در مورد فوايد احتمالي و مضرات و خطرات حتمي اين داروها، تقاضاي مصرف براي مصرف اين داروها در کشور را کم کرده و از بروز عوارض گوناگوني که امروزه در سطح گسترده اي در کشور شاهد آن هستيم،  به قدر مختصر تواني که داريم، کم کنيم.

اين دارو با تاثيري که بر سيستم عصب مرکزي بدن گذاشته و بدين وسيله منشاء آثار مثبتي در بدن شده ولي عوارضي از قبيل: لرزش دستها، بي خوابي، تعرق شديد، افزايش فشار خون و حتي استفراغ را نيز در پي داشته است. جالب اينجاست که اين عوارض حتي گاه ممکن است با همان اولين دز مصرف نيز در انسان بروز کند. حال خود تصور کنيد که تجويز اين چنين دارويي براي بخت برگشتگاني که در طول عمر خود به جز «آسپرين» و قرص هاي سرما خوردگي چيز ديگري را مصرف نکرده و اکنون نيز تنها به قصد کم کردن حجم چربي انباشته شده در پهلوها به ما مراجعه کرده اند، چقدر مي تواند خطرناک و غير علمي باشد. تجويز اين دارو در ايران حتي براي دختران و زنان نيز امري عادي و بديهي است! تجويز اين دارو به دختران جوان از طرف شخصي که براي برطرف کردن لاغري مفرط خاله خود از «اکسي متولون» استفاده کرده است، چندان هم عجيب و غير منتظره به نظر نمي رسد!

فرم شربت و تزريقي اين دارو نيز ساخته و عرضه شده است اما ورزشکاران و يا متقاضيان خدمات لاغري اغلب از قرصهاي اين دارو استفاده مي کنند. دز موثر و مناسب اين دارو براي هر کسي متفاوت بوده و هر فرد بسته به ميزان حساسيت بدن به اين دارو مي تواند به مرور زمان و با امتحان کردن دزهاي پايين تر و افزايش تدريجي دز مصرف، به دز مناسب و مطلوب برسند. اما با اين وجود دز مصرف متوسط اين دارو را مي توان 2 الي 8 قرص در روز توصيه کرد. با مصرف اين دارو، فرد احساس گرماي شديدي مي کند. تاثير اين دارو در بدن حتي گاه تا 3 الي 6 هفته ادامه مي يابد.

اين دارو به اسامي تجارتي گوناگون به بازار عرضه مي شود. «Monores» به صورت قرصهاي 20 ميلي گرمي و در بسته هاي 30 تايي، «Spiropent» به صورت قرصهاي 20 ميلي گرمي و در بسته هاي 30 تايي، «Bolgarian» نيز به صورت قرصهاي 20 ميلي گرمي و در بسته هاي 50 تايي در بازار موجود است.

دز متوسط مصرف اين دارو در حدود2 الي 8 قرص در روز توصيه شده است اما در برخي موارد، مصرف 4 الي 10 قرص در روز نيز با رعايت احتياط توصيه و تجويز شده است.

               

 

 
 

+ گرد آوری شده توسط مهدی در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385 و ساعت 2:35 بعد از ظهر |
کلوميفن سيترات)
 

اين دارو نيز دارويي استروئيد و يا آنابوليک نيست اما به دليل خواص آنتي استروژني قدرتمندي که دارد و به دليل اينکه تاثير مثبت در خورتوجهي در تحريک ترشح طبيعي هورمون تستوسترون در بدن دارد، در بين ورزشکاران رشته هاي قدرتي که از استروئيدها نيز استفاده مي کنند، به شدت محبوبيت يافته است. از اين دارو براي بازگرداندن ميزان ترشح طبيعي هورمون تستوسترون به اندازه هاي طبيعي خود استفاده مي شود. اين دارو در صورتي که به همراه ديگر داروهاي تقويت کننده ترشح طبيعي هورمون تستوسترون نظير HCG  مصرف شود، بيضه ها را از خطر به تحليل رفتن محافظت کرده و فرد را از عقيم شدن در امان نگه مي دارد.

اين دارو در برخي کشورها به نام «کلوميفن سيترات» نيز شناخته مي شود. استفاده از اين دارو در حين دوره و يا پس از اتمام دوره نه تنها منجر به افزايش ميزان ترشح طبيعي مهار شده تستوسترون در بدن مي گردد بلکه در حفظ حجم حاصل شده در دوره نيز بسيار موثر واقع مي شود.

متاسفانه ورزشکاران و مربيان ايراني همانگونه که بارها نيز اشاره کرديم، از اهميت حفظ حجم حاصل شده در دوره ها معمولا غفلت کرده و سهم عمده اي از حجم ناشي از مصرف پر مخاطره و خطرناک داروهاي استروئيدي را پس از اتمام دوره و پس از قطع مصرف داروها، به راحتي از دست مي دهند. در صورتي که در کنار مصرف داروهاي استروئيدي و در دوره هاي قطع مصرف استروئيدها از داروهاي کم کننده عوارض مناسب و داروهاي افزاينده واقعي ترشح طبيعي هورمون تستوسترون به خوبي استفاده شود، مي توان سهم عمده اي از حجم عضلاني کسب شده در دوره هاي حجم را براي هميشه حفظ کرده و آن را نگه داشت.

اغلب ورزشکاران ايراني با ديدن افت محسوس شرايط غرور آفريني که با مصرف استروئيد در دوره هاي حجم به آن رسيده بودند، زماني که در حفظ بي عارضه و بي ضرر حجم به دست آمده ناتوان مانده و کاري از دستشان بر نمي آيد، به ناچار، چاره کار را در مصرف دوباره دوره ها ديده و خطرات مصرف طولاني مدت و دوباره استروئيدها را به جان مي خرند.

اين دسته از افراد در صورتي که از هنر استفاده علمي و بهينه از اين قبيل داروها اطلاعات و آگاهي هاي کافي مي داشتند، امروزه در چنين سطح وسيعي به عوارض ناگوار و گاه غير قابل جبران استروئيدها گرفتار نمي شدند و نيازي به مصرف حجم عظيمي از استروئيدها که عوارض و عواقي خطرناکي را نيز در پي دارد، نيز نداشتند.

به جرات مي توان ادعا کرد که ورزشکاران آمريکايي و اروپايي بسيار بيشتر از ايرانيان از داروهاي استروئيدي و ممنوعه استفاده مي کنند اما به همين دليل ساده که اغلب مربيان و ورزشکاران ما در ايران، از دستورات ديمي و غير علمي و ناکارامدي که در ايران تجويز و توصيه مي شود، استفاده مي کنند، انبوهي از عوارض رنگارنگ را تجربه کرده و در نهايت نيز از اين همه خطر جز باد درو نمي کنند!

مصرف داروي «کلومايد» معمولا عارضه جانبي خاصي را براي مصرف کنندگان در پي ندارد. اين دارو در عين حال که دارويي سالم و موثر است، در بازارهاي جهاني به قيمت خوبي نيز به فروش رسيده و جزو داروهاي گران قيمت نيز محسوب مي شود.

اين دارو همانطور که اشاره شد، نام تجارتي داروي «کلوميفن سيترات» است. در علم پزشکي از اين دارو براي درمان زناني که از بيماري نازايي و اختلالات جنسي رنج مي برند، استفاده مي شود. تاثير بارز اين دارو در مردان به صورت افزايش ترشح طبيعي هورمون تستوسترون ديده مي شود. ورزشکاراني که با مصرف دوره هاي استروئيدها، دچار کم کاري و به تحليل رفتن بيضه ها مي شوند، مي توانند با مصرف اين دارو، ترشح محدود شده و مهار شده تستوسترون در بدن خود را به حد طبيعي و نرمال اوليه برسانند.

زماني که پس از يک دوره مصرف استروئيدها، مصرف آنها را قطع کرده و در اصطلاح ورزشکاران، به خود استراحت مي دهيم، سطح سرمي هورمون مردانه و عضله ساز تستوسترون نيز در بدن به طرز نگران کننده اي افت پيدا مي کند که نتيجه اين عمل را به صورت افت محسوس حجم و قواي عضلاني در ورزشکاران مي بينيم. مصرف اين دارو يا ديگر داروهاي افزاينده ترشح طبيعي هورمون تستوسترون در اين مرحله، براي ورزشکاراني که همه حجم و قدرت بدني حاصل شده را در معرض خطر نابودي و تاراج مي بينند، از اهميت فوق العاده زيادي برخوردار است.

افت حجم و قدرت عضلاني پس از قطع مصرف استروئيدها امري بديهي و قابل پيش بيني است. اما راز اصلي حفظ حجم در اين دوره بحراني، در بازگرداندن سطح ترشح هورمون تستوسترون بدن به حد اوليه و نرمال آن نهفته است. شما با استفاده صحيح و اصولي از داروهاي افزاينده ترشح طبيعي هورمون تستوسترون که عوارض چنداني را نيز در پي ندارند، به راحتي مي توانيد با بازگرداندن ميزان ترشح طبيعي هورمون تستوسترون به حد اوليه خود، از بروز اين حالت در بدن خود پيشگيري کرده و ميزان نياز بدن به استفاده از استروئيدهاي مضر و خطرناک را به پائين ترين حد خود رسانده و از کمترين مقدار مصرف استروئيدها بيشترين نتيجه مثبت را کسب کنيد.

با مصرف روزانه 50 الي 100 ميلي گرم از اين دارو و ادامه دادن مصرف تا 2 هفته متوالي، مي توانيد ترشح هورمون تستوسترون در بدن را به حد طبيعي و نرمال خود بازگردانيد. بازگرداندن سريع ميزان ترشح تستوسترون به حد طبيعي معمولا مطلوب و مناسب تشخيص داده مي شود و براي همين منظور نيز ورزشکاران معمولا دو هفته اول پس از قطع مصرف را با داروي HCG که دارويي تزريقي بوده و سريعتر از «کلومايد» نيز اثر مي کند، بدن را تحت تاثير قرار داده و دو هفته بعدي درمان را نيز با داروي «کلومايد» ادامه مي دهند.

«کلومايد» اصولا دارويي سالم و بي ضرر بوده و ورزشکاران به ندرت با مصرف اين دارو عارضه خاصي را تجربه مي کنند. اين دارو در بسته هاي 10 تايي و به صورت قرصهاي 50 ميلي گرمي تهيه و به بازار عرضه مي شود. دز مصرف معمولي اين دارو در حدود 1 قرص در روز است اما دزهاي 50 الي 300 ميلي گرم در روز نيز در شرايط حادتر توصيه شده است.

HCG

اين دارو استروئيد و يا دارويي آنابوليک نيست. اين دارو ترشح طبيعي تستوسترون در بدن مردان را تشديد مي کند. از اين دارو براي باز گرداندن ميزان ترشح طبيعي تستوسترون به حالت نرمال به همراه دوره هاي مصرف استروئيدها و يا در دوره هاي پاکسازي استفاده مي شود. استفاده از اين دارو در دوره هاي پاکسازي پس از دوره، نه تنها موجب بازگشت ترشح طبيعي تستوسترون به حالت طبيعي مي شود بلکه در حفظ حجم حاصل شده در طول دوره نيز فرد را ياري مي کند. استفاده از اين دارو به همراه «کلومايد» و «کلن بوترول» در دوره هاي پاکسازي توصيه شده است. هر بسته از اين دارو به صورت دو پوکه و آمپول ارايه مي شود که يکي از اين دو پوکه، حاوي ماده اصلي بوده و به صورت پودري سفيد رنگ ديده مي شود و ديگري نيز که به صورت مايع مي باشد، حلال آن است. قبل از تزريق، اين دو ماده را در هم ادغام کرده و محلول حاصل را تزريق مي کنند.

«HCG» مخفف «Human chorionic gonadotropin» مي باشد. اين دارو که از ادرار زنان باردار تهيه و استحصال مي گردد، در داروخانه هاي بسياري از کشورها براي فروش عرضه مي شود. اين دارو با نام هاي تجارتي مختلف تهيه و عرضه مي شود که از معروفترين و پر مصرف ترين آنها مي توان به «Pregnyl» ساخت کمپاني «Organon» و «Profasi» ساخت کمپاني «Serono» اشاره کرد. «FDA»  با مصرف اين دارو در درمان اختلالات جنسي نوجوانان و در کم کاري غدد ترشح کننده تستوسترون و در درمان ناتواني ها و اختلالات جنسي زنان (عدم وجود تخمک گذاري) موافقت کرده است.

قطع مصرف داروهاي استروئيدي معمولا با افت شديد حجم و قدرت بدني همراه است. استفاده صحيح و علمي از اين دارو براي به حداقل رساندن افت حجم و قدرت بدني پس از قطع مصرف دارو توصيه شده است.

اين دارو به صورت ويالهاي 500، 1500 ، 2500  و 5000 واحدي تهيه و به بازار عرضه مي شود. دز مصرف متوسط اين دارو نيز بين 2000 الي 10000 واحد در هفته توصيه شده است.

+ گرد آوری شده توسط مهدی در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385 و ساعت 1:44 بعد از ظهر |
برای  کاهش عوارض استروئیدها که قبلا به آن اشاره شد باید از داروهای خاصی استفاده نمود که در ذیل به آنها اشاره میکنیم

 

آناسترازول
 

اين دارو آنتي استروژني غير استروئيدي و در عين حال بسيار قدرتمند است. عمده مورد مصرف اين دارو را مي توان در درمان سرطان سينه زنان دانست اما ورزشکاران نيز براي به حداقل رساندن امکان تبديل هورمونهاي جنسي مردانه به استروژن و هورمونهاي جنسي زنانه، از اين دارو کمک مي گيرند. استروژني که در بدن مردان بوجود مي آيد، غالبا ناشي از تبديل شدن هورمونهاي جنسي مردانه به هورمونهاي جنسي زنانه بوده و موجب عوارض جانبي ناخوشايندي نظير بزرگ شدن سينه ها در مردان و بروز علائم زنانه گي در آنها مي گردد. اين دارو را مي توان معادل داروي معروف و شناخته شده نولوادکس دانست. مصرف اين دارو به همراه دوره هاي مصرف استروئيدها براي پيشگيري از بروز عارضه نوک سينه در مردان و براي پيشگيري از بروز خواص زنانه گي در مردان بسيار موثر است. اين دارو همچنين از تجمع چربي در اطراف ران ها و باسن نيز به خوبي جلوگيري مي کند. مصرف دارويي که در اين قسمت به بررسي آن مي پردازيم با کاستن از ميزان حساسيت گيرنده هاي استروژن نسبت به اين هورمون که معمولا بيشتر در سينه هاي نيز وجود دارند، از شدت و قدرت تاثير اين هورمون در بدن کم کرده و با اثرات منفي آن در بدن مردان مبارزه مي کند. ورشکاراني که براي مقابله با آثار منفي هورمونهاي جنسي زنانه توليد شده در بدن از اين دارو بهره مي گيرند، معمولا عارضه جانبي محسوسي را تجربه نمي کنند. مصرف اين دارو در ميان ورزشکاراني که از دوره هاي مصرف طولاني مدت استروئيدها بهره مي گيرند، بسيار معمول و شايع است.

 مصرف اين دارو به همراه دوره هاي مصرف استروئيدها توصيه شده است. دز مجاز و موثر مصرف اين دارو نيز 1 الي 2 قرص در روز توصيه شده است.

                                                      

 

                                              آريميديکس

 اين دارو نيز استروئيد نيست بلکه آنتي استروژني غير استروئيدي است. در علم پزشکي از اين دارو براي درمان سرطان سينه در زنان بهره گرفته مي شود و مردان ورزشکار نيز براي به حداقل رساندن عوارض جانبي مصرف طولاني مدت داروهاي استروئيدي از اين دارو استفاده مي کنند. استروژني که در بدن مردان ايجاد مي شود، غالبا ناشي از تبديل شدن هورمونهاي استروئيدي به هورمون هاي جنسي زنانه است که در بسياري از موارد منجر به بروز عوارضي نظير: نوک سينه و بروز صفات زنانه در مردان مي شود. مصرف اين دارو به همراه دوره هاي مصرف استروئيدها و يا پس از اتمام دوره، خطر ابتلاي فرد به اين عوارض ناگوار را به حداقل ممکن مي رساند.

مکانيسم اثر اين دارو بدين صورت است که با مهار کردن گيرنده هاي حساس به استروژن در سلولهاي هدف که اين گيرنده ها غالبا در سينه ها نيز يافت مي شود، از شدت اثر استروژن در بدن کم کرده و فرد را در برابر برخي از عوارض جانبي مصرف طولاني مدت استروئيدها بيمه مي کند. ورزشکاراني که اين دارو را براي مهار کردن هورمونهاي جنسي زنانه مصرف مي کنند، عارضه خاصي را تجربه نمي کنند. اين دارو براي بدن سمي نبوده و به عوارض جانبي ناگوار نيز ختم نمي شود. اغلب ورزشکاراني که از دوره هاي استروئيدي بهره مي گيرند، مصرف اين دارو را نيز در برنامه دارويي خود دارند.

دز مصرف معمول اين دارو در حدود 1 الي 2 قرص در روز توصيه شده است. مصرف اين دارو کمترين تاثيري بر افزايش حجم و قدرت عضلاني ندارد ولي شما را در برابر عارضه نوک سينه اي که ورزشکاران رشته پرورش اندام نيز به شدت از آن وحشت دارند، محافظت مي کند.


 

 

سيکلو فنيل
 

سيکلوفنيل اصولا دارويي آنابوليک و يا آندروژن نبوده و به دسته داروهاي استروئيدي نيز تعلق ندارد. اين دارو به عنوان دارويي آنتي استروژن که در عين حال موجب افزايش سطح ترشح طبيعي هورمون تستوسترون در بدن نيز مي شود شناخته مي شود. شايد از شنيدن اين حقيقت تا حدودي شگفت زده شويد اما اين دارو خود نوعي استروژن ضعيف و ملايم است که با اشغال کردن گيرنده هاي استروژن موجود در بدن و مخصوصاً گيرنده هاي موجود در بدن مردان در بدن مانع از اثر کردن استروژن بر گيرنده ها شده و بدين طريق از تاثير اين هورمون زنانه در بدن مردان به نحو مطلوبي کم مي کند. اشغال شدن گيرنده هاي استروژن موجود در بدن مردان که اغلب در نوک سينه ها نيز يافت مي شود موجب مي شود تا استروژن که هورمون زنانه بسيار قدرتمندي است امکان رسيدن و متصل شدن به گيرنده هاي خود و امکان به انجام رساندن ماموريت خود را نداشته باشد.

اغلب ورزشکاراني که از استروئيدها براي افزايش توان و يا براي افزايش حجم و قدرت عضلاني استفاده مي کنند از سيکلوفنيل نيز در طول دوره هاي مصرف اين قبيل داروها استفاده کرده و بدين طريق از تاثيرات و تبعات منفي استروژن حاصل از استروئيدهاي مصرفي در بدن خود به نحو مطلوب مي کاهند.

نتايج درخشان و مطلوب کم شدن تاثير استروژن در بدن ورزشکاران به شکل کاهش ميزان احتباس آب و از بين رفتن و يا دست کم به حداقل رسيدن خطر ابتلا انسان به عارضه نوک سينه ديده مي شود.

در اين قسمت از مقاله اشاره به اين نکته را ضروري مي دانم که بسياري از ورزشکاران و حتي مربيان ايراني متعاقب اينکه تفاوت بين عضله سازي واقعي و مطلوب و احتباس آب و املاح در بدن را به درستي درک نکرده و يا در برخورد با اين مهم خود را بنا به دلايلي عمداً به کوچه علي چپ زده و آب تجمع يافته در بدن که با افزايش بي کيفيت حجم و يا افزايش بي کيفيت وزن نيز همراه مي شود را افزايش حجم عضلاني تصور کرده و آن را به جاي تشديد سنتز پروتئين در عضلات به شاگردان خود و در برخي موارد حتي به خود جا مي زنند احتباس آّب و املاح در بدن که با پف کردن عضلات همراه مي شود به هيچ وجه نمي تواند قابل اطمينان باشد و ورزشکاران نيز نمي توانند به ماندگاري آن در بدن خود دلخوش کنند.

اين دسته از افراد که در پرورش اندام ايران نيز به فراواني يافت مي شوند و به اشتباه و به غلط پف کردن بدن و عضلات را به جاي افزايش حجم عضلاني به خود و يا به شاگردان خود قالب مي کنند به اين دليل که از ته دل به اين خرافه اعتقاد دارند که استفاده از آنتي استروژن ها از شدت افزايش حجم بدن در طول دوره کم مي کند از مصرف آنها در طول دوره استقبال نکرده و از اين مهم نيز غافلند که استفاده نکردن از اين قبيل داروها در کنار مصرف استروئيدها با خطر بروز عارضه نوک سينه و با خطر بالا رفتن فشار خون و با احتباس آب و املاح در بدن و در نهايت نيز با بالا رفتن بي کيفت و زنانه حجم و وزن همراه مي شود.

براي رفع اين ابهام از ذهن اين افراد بايد به اين مهم اشاره کنيم که بين افزايش حجمي که من از آن به افزايش حجم لوله پوليکايي ياد مي کنم و بين افزايش بي کيفيت و زنانه وزن با افزايش واقعي حجم عضلاني تفاوت هاي زيادي وجود دارد.

 استفاده از آنتي استروژن ها از احتباس آب و املاح در بدن و در نتيجه از افزايش بي کيفيت و لوله پوليکاي حجم کم مي کند اما اين قبيل داروها کوچکترين تاثير منفي در فرايند سنتز پروتئين در عضلات نداشته و از تاثير واقعي استروئيدها بر روند عضله سازي کم نمي کنند.

حال با اين مقدمه کساني که به دنبال حجم واقعي عضلاني بوده و به کيفيت نيز بيشتر از کميت اهميت مي دهند مي توانند با خيال راحت از آنتي استروژن ها استفاده کنند و کساني هم که تنها به افزايش حجم و وزن اهميت داده و کميت را بر کيفيت ارجح مي دانند مي توانند کماکان به تحريم مصرف آنتي استروژن ها باور داشته باشند اما اين مهم را نيز نبايد از ياد برد که مهار نکردن استروژن در بدن مردان گذشته از اينکه با افزايش احتباس آب و املاح در بدن همراه شده و منجر به افزايش بي کيفيت و زنانه حجم و وزن مي شود منجر به بروز خواص زنانه گي و حتي عارضه نوک سينه در مردان نيز خواهد شد.

بگذريم! اين دارو اگر چه آنتي استروژني مناسب است اما ورزشکاران به جاي استفاده از اين دارو ترجيح مي دهند از داروهايي همانند پروويرون و نولوادکس استفاده کنند. لازم به ذکر است که نولوادکس در ايران و در داروخانه هاي ايران به نام ژنريک تاموکسيفن شناخته شده و به فروش مي رسد.

دزهاي 400 الي 600 ميلي گرم در روز مناسب بوده است.

باز هم گفته مي شود که دزهاي پايين تر از دز ذکر شده تاثيرات رضايت بخشي را به دنبال نداشته است. استفاده از سيکلوفنيل به منظور کم کردن از سطح استروژن موجود در بدن مردان ورزشکار، هم در طول دوره ها و هم پس از اتمام دوره و ايضا در مقاطع زماني آمادگي براي رقابت ها و در در مقاطع زماني آمادگي براي تست هاي کنترل دوپينگ توصيه شده است.

در مورد تست هاي کنترل دوپينگ و در مورد راه هاي عملي فرار از اين قبيل تست ها مطالب بسيار مفيد و جالبي را تهيه کرده بوديم که به دليل پاره اي محدوديت ها که در اثر سنگ اندازي برخي عزيزان بر اين ستون تحميل شده است از پرداختن به آن نيز فاکتور گرفتيم.

سيکلوفنيل نيز همانند HCG و کلومايد بر روي زنان تاثير مطلوبي نداشته است. همانگونه که ذکر شد سيکلوفنيل علاوه بر مهار کردن اثرات منفي استروژن در بدن مردان منجر به افزايش سطح ترشح طبيعي تستوسترون در بدن آنها نيز مي شود. البته ناگفته نماند که ميزان افزايش سطح ترشح تستوسترون ناشي از مصرف اين دارو به حدي نيست که بتوان در افزايش حجم و قدرت عضلاني بر روي آن حساب باز کرد اما گفته مي شود که مصرف اين دارو با افزايش مختصر وزن بدن، افزايش محسوس سطح انرژي، افزايش مختصر قدرت بدني و با تسريع نسبي ريکاوري همراه بوده است. گفته مي شود کساني که سابقه چنداني در مصرف استروئيد و داروهاي ممنوعه در ورزش نداشته باشند با مصرف داروي سيکلوفنيل اثرات ياد شده بالا را با شدت بيشتري تجربه مي کنند.

در مورد مصرف اين دارو به اين مهم توجه داشته باشيد که براي بروز خواص واقعي آن در بدن آدمي، نياز به حدودا يک هفته زمان وجود دارد.

اين دارو با وجود اينکه خود به عنوان دارويي از دسته داروهاي کم کننده عوارض مطرح بوده است اما مصرف آن در برخي موارد با عوارض جانبي نسبتا شديد همراه بوده است. آکنه خفيف، افزايش ميل جنسي و احساس گرما و تب از جمله عوارضي بوده است که برخي از افراد با مصرف آن دارو آن را تجربه کرده اند. با قطع مصرف اين دارو بروز برخي کج خلقي هاي بي دليل و حتي افت خفيف قدرت بدني نيز ديده شده است.

امروزه دسترسي به نمونه هاي اصلي و آمريکايي اين دارو حتي در خود کشور آمريکا نيز مشکل شده است اما نمونه هاي مکزيکي آن که به نام Fertodur عرضه شده و ساخت کمپاني  Schering  نيز مي باشد به صورت قرص هاي 200 ميلي گرمي که در بسته بندي هاي 16 تايي عرضه مي شود يافت مي شود. قيمت هر بسته از اين دارو در بازار سياه آمريکا در حدود 25 الي 30 دلار است. اين در حالي است که شنيده ها حکايت از شيوع مصرف اين دارو در بين ورزشکاران ايراني داشته است حال بايد اين پرسش را مطرح کرده که نمونه هاي موجود در ايران ساخت کدام کمپاني است!!!

 

سيتادرن
 

اين دارو به واقع دارويي استروئيدي نبوده و آنتي استروژني بسيار قدرتمند است که ميزان توليد شدن استروژن در بدن را به حداقل ممکن رسانده و روند تبديل شدن استروئيدهاي مصرفي به هورمونهاي جنسي زنانه را نيز متوقف و مهار مي کند. اين دارو که در برخي کشورها به نام «Orimeten» نيز خوانده مي شود همچنين از ميزان ترشح هورمون «cortisone» که هورموني کاتابوليک بوده و بر عکس هورمونهاي آنابوليک وارد عمل شده و عضلات را تجزيه مي کند، به نحو مطلوبي کم مي کند. کم شدن ميزان ترشح هورمونهاي کاتابوليک (عضله سوز) زمينه را براي افزايش ترشح و براي تشديد فعاليتهاي هورمونهاي آنابوليک (عضله ساز) فراهم کرده و در طولاني مدت نيز منجر به افزايش مطلوب حجم عضلاني و قدرت بدني مي شود.

مصرف اين دارو به صورت 2 روز مصرف و 2 روز قطع دارو باعث خواهد شد تا بدن در برابر آن سازگاري پيدا نکرده و از اثرات مثبت آن در طولاني مدت نيز کاسته نشود. اين موضوع نيز از اهميت بسيار بالايي بر خوردار است که شما مصرف اين دارو را ابتدا با يک قرص شروع کرده و سپس نيز به تدريج، مصرف آن را بالاتر برده و به حد لازم و توصيه شده برسانيد. کل دز مصرفي در طول روز را به چند وعده مساوي تقسم کرده و آنها را در طول روز و به همراه وعده هاي غذايي که مي خوريد، مصرف کنيد.

مصرف ترکيبي اين دارو به همراه «هورمون رشد» و دزهاي سبک و حساب شده «تستوسترون» براي کساني که الزاما بايد تستهاي کنترل دوپينگ را نيز پشت سر بگذارند، مناسب بوده و نتيجه تستهاي کنترل دوپينگ را نيز مثبت نمي کند.

اشاره به اين نکته را  نيز ضروري مي دانم که فرار کردن از تست دوپينگ در شرايطي که از خواص داروها و از مکانسم اثر و فارماکولوژي آنها به خوبي آگاه باشيد، کار چندان دشواري نبوده و غير ممکن هم نيست اما اين نکته را نيز از من به يادگار داشته باشيد که فرار کردن از عوارض جانبي کشنده و خطرناکي که گاه تا سالها نيز همچون آتشي که زير خاکستر پنهان مي شود، در کمين سلامتي شما دندان روي جگر گذاشته و در نهايت نيز در فرصتي مناسب که تب و تاب قهرماني ها فروکش کرده و خاطرات و يادها و يادگارها تنهايي انسان را پر مي کند، با تمام توان و نيرو وارد عمل مي شوند، کاري است که تحت هيچ شرايطي، گريز از آن براي انسان ممکن نخواهد بود.

اغلب اطلاعاتي که در ستون استروئيدها و به قلم اين حقير ترجمه شده و در اين نشريه نيز تقديم حضور خوانندگان مي شود، از منابع اينترنتي جمع آوري و تهيه مي شوند که اين منابع نيز غالبا توسط موسساتي که فروش اينترنتي استروئيدهاي خوراکي و تزريقي را در سطح گسترده اي در جهان هدايت مي کنند، نوشته شده و در اغلب موارد نيز براي تبليغ مصرف و براي بازار يابي بهتر و فروش بيشتر، از ذکر عوارض واقعي اين دارو ها در اين مقالات فاکتور گرفته شده و يا براي سلب مسئوليت هم که شده باشد، در لابلاي تاثيرات مثبت اغوا کننده اي که از اين دارو ها ذکر مي شود، اشاره اي گذرا و کم اهميت نيز به عوارض و خطرات مصرف اين داروها مي گردد.

اين نکته را بي تعارف و بدون هيچ ملاحظه اي از من بشنويد که مصرف ولو يک آمپول و يا يک قرص شيميايي نيز خالي از عارضه و خطر نخواهد بود. حال خود تصور کنيد که مصرف چند دوره در سال از داروها و استروئيدهاي انساني و حتي حيواني رنگارنگ، چه خطرات و چه مضراتي را مي تواند براي انسان به دنبال داشته باشد. اين مطلب را قبلا نيز يادآوري کرده ام که زندگي فرصت تکرار ناپذيري است که خداوند آن را بي منت و رايگان به انسان هديه کرده است. سلامتي نيز متاع گرانبهايي است که اغلب ما انسانها آن را بدو تولد در اختيار داريم. اما شهرت چند روزه که در کشورهاي جهان سوم چيزي به جز دردسر به همراه نداشته و حتي حکم و مدال قهرماني مستر المپيا نيز ارزش از دست رفتن اين گوهر تکرار ناشدني را ندارد. حال انتخاب با خود شماست. به قول معروف، از ما گفتن بود!

نولوادكس

«نولوادكس» نام تجارتي داروي «تاموكسي فن سيترات» است. اين دارو به دسته داروهاي استروئيدي تعلق نداشته و اصولا دارويي آنتي استروژن مي باشد. اين ماده با اتصال به گيرنده هاي هورمون هاي جنسي زنانه در بدن از شدت اثر اين هورمونها به نحو مطلوبي كم مي كند. در علم پزشكي از اين دارو براي درمان و مهار سرطان سينه در زنان و حتي براي پيشگيري از بروز اين بيماري در زنان مستعد ابتلا به آن استفاده مي شود.
همانگونه كه اشاره شد داروي «نولوادكس» با اتصال به گيرنده هاي حساس به مولكولهاي استروژن در بدن از شدت اثر اين هورمون مي كاهد، حال آنكه داروي «آريميديكس» از تبديل شدن تستسوسترون و ديگر استروئيدها به استروژن و همچنين از تشكيل شدن اين هورمون در بدن جلو گيري مي كند.
آنزيم «آروماتاز» كه اغلب در بدن زنان نيز ترشح مي شود، هورمون تستوسترون و ديگر استروئيدهاي آنابوليك را به هورمونهاي جنسي زنانه و به خصوص به هورمون «استراديول» تبديل مي كند. زماني كه فرد در طولاني مدت از داروهاي استروئيدي و يا از تستوسترون بهره مي گيرد، آنزيم «آروماتاز» مقادير اضافي اين هورمون ها را به هورمونهاي جنسي زنانه تبديل كرده و موجب بروز صفات زنانگي در مردان مي شود.
اغلب ورزشكاران براي پيشگيري از اين عارضه از داروي «كلومايد» و يا از تركيبي از ديگر داروها با اين دارو استفاده مي كنند.
 

پروويرون
 

اين دارو نيز استروئيدي تزريقي با آثار نيرومند آندروژنيکي است که براي سفت کردن عضلات و همچنين براي مقابله به استروژن ناشي از تجزيه شدن ديگر استروئيدها در بدن مورد استفاده قرار مي گيرد. افزايش در خور توجه ميل و قواي جنسي با مصرف اين دارو در انسان ديده شده است. برخي از ورزشکاران اين دارو را حتي به «وياگرا» ترجيح مي دهند. اين دارو اندکي براي کبد سمي بوده و در عوض به هورمونهاي جنسي زنانه تبديل نمي شود. اين دارو که در برخي کشورها به نام «مسترولون» نيز شهرت پيدا کرده است براي کساني که قصد اضافه کردن وزن را نداشته و دوست دارند در همان دسته وزني خود به سفتي و تراشيدگي مطلوب عضلاني برسند، ايده آل به نظر مي رسد. معتبر ترين نمونه هاي اين دارو را کمپاني هاي داروسازي آلمان و مکزيک توليد و روانه بازار کرده است.

قرصهاي خوراکي 25 ميلي گرمي اين دارو آندروژني چند منظوره است که خواص آنابوليکي درخور توجهي داشته و به منظور و مقاصد گوناگون تجويز مي شود. اين دارو و اين استروئيد خوراکي از اين جهت که ترکيب «non-17 Alpha» را در ساختمان شيميايي خود ندارد، دارويي منحصر به فرد محسوب مي شود. از اين دارو براي تقويت فواي جنسي مردان نيز استفاده مي شود. مصرف اين دارو با رعايت پاره اي احتياطات حتي در طولاني مدت نيز امکان پذير است. اين دارو را تقريبا مي توان با تمام استروئيدهاي ديگر مصرف کرد.

 از اين دارو مي توان براي درمان 20 الي 30 ميليلون مردي که از ناتواني جنسي رنج مي برند، استفاده کرد. اين دارو به صورت قرصهاي 25 و 50 ميلي گرمي  و در بسته هاي غالبا 20 تايي تهيه و عرضه مي شود که دز مصرف روزانه آن نيز در حدود 1 قرص تجويز شده است. دز مصرف اين دارو براي ورزشکاران بين 2 الي 4 قرص در روز متغيير است.

«سيتادرن» به شکل قرصهاي خوراکي و در دزهاي 250 ميلي گرمي تهيه و توليد مي شود. در علم پزشکي از اين دارو براي مقاصد گوناگون استفاده مي شود. در ابتدا از اين دارو به عنوان مسکني ملايم استفاده مي شده است اما بعدا متخصصين به اين کشف جالب رسيدند که از اين دارو مي تواند براي درمان «سندرم کوشينگ» و براي پايين آوردن ميزان ترشح هورمون «کورتيزون» در بدن آدمي استفاده کرد. «سندرم کوشينگ» نوعي بيماري خاص است که در نتيجه افزايش بي رويه ترشح هورمون «کورتيزول» در بدن آدمي رخ مي دهد. «کورتيزون» هورموني کاتابوليک و عضله سوز است که عضلات را تجزيه کرده و منجر به از دست رفتن حجم و قدرتي عضلاني در ورزشکاران و کلا در آدمي مي شود. اين هورمون همچنين سنتز پروتئين در عضلات را مهار کرده و افزايش حجم ورزشکاران را مختل مي کند. وجود مقادير کافي و اندک اين هورمون در بدن براي سلامتي انسان لازم و ضروري است اما ورزشکاراني که در طول روز با برنامه هاي تمريني سنگين و طاقت فرسايي که دارند، عضلات خود را تا آستانه درد و فرياد خسته مي کنند، معمولا با ترشح بيش از حد اين هورمون روبرو مي شوند که مهار کردن ترشح اين هورمون در اين شرايط نه تنها جايز است، بلکه مفيد و ضروري نيز به نظر مي رسد.

 از اين دارو همچنين براي مهار کردن هورمون استروژن و براي درمان سرطان سينه در زنان نيز استفاده شده است. ورزشکاران رشته هاي قدرتي که از استروئيدها نيز بهره مي گيرند، براي پيشگيري از بروز آثار منفي استروژن حاصل از تجزيه شدن استروئيدها در بدن و همچنين براي کاستن از ميزان ترشح هورمون «کورتيزول» از اين دارو استفاده مي کنند.

مصرف روزانه 250 ميلي گرم از اين دارو براي ورزشکاران مناسب خواهد بود. بهترين کار در مصرف اين دارو، تقسيم دز مصرفي روزانه در 4 وعده مساوي و مصرف حدودا  62 ميلي گرم از آن به صورت 4 وعده در روز (هر 6 ساعت يک وعده) خواهد بود.

از عوارض جانبي شايع و معمول اين دارو مي توان به خستگي، سرگيجه، بي قراري، افسردگي رواني، اختلالات خواب و سر درد  اشاره کرد.

اين دارو به صورت قرصهاي خوراکي 250 ميلي گرمي و در بسته هاي 40 تايي به بازار عرضه مي شود. دز مصرف متوسط اين دارو در حدود 1 قرص در روز است اما ورزشکاران گاه حتي 4 يا 6 قرص از اين دارو در روز را نيز مصرف مي کنند.


 

+ گرد آوری شده توسط مهدی در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385 و ساعت 1:34 بعد از ظهر |
 

ورزشکاران رشته هاي قدرتي و ورزشکارن رشته پرورش اندام از دير باز بر اين عقيده بوده اند که انجام حرکت دد ليفت براي افزايش مطلوب حجم عضلاني تمامي قسمت هاي بدن مفيد است.

 اين ايده که براي اولين بار توسط پيشگامان و نخستين ورزشکاران پرورش اندام کار در دنيا مطرح شده و به شدت نيز مورد استقبال ورزشکاران قرار گرفت، امروزه از طرف متخصصين و محققين علوم ورزشي نيز تاييد مي شود.

ددليفت نيز همانند ديگر تمرينات چند مفصلي که به طور همزمان مجموعه اي از عضلات را به کار مي گيرد براي افزايش حجم عضلاني تمامي عضلات بدن ايده آل بوده است. از ديگر تمرينات چند مفصلي مي توان به اسکوات پا و پرس سينه با هالتر که اين دو حرکت نيز همانند حرکت ددليفت از حرکات پايه پرورش اندام و ورزش هاي قدرتي محسوب مي شوند اشاره نمود.

اين سه حرکت از نظر فيزيولوژيکي و همين طور هم از نظر حرکت شناسي براي تحريک عضلات بدن و براي واردار کردن آن به رشد دادن و توسعه بافت عضلاني بسيار عالي عمل کرده است. استفاده بهينه از اين سه حرکت با تاثير بر سيستم عصبي بدن موجب شدت گرفتن ترشح هورمون هاي عضله ساز و هورمون رشد شده و از اين طريق نيز بدن را براي رشد دادن عضلات ياري و کمک مي کند.

امروزه متاسفانه ددليفت گويا از ليست حرکات پرورش اندام رخت بر بسته و امتياز آن نيز به کل به وزنه برداري قدرتي داده شده است. ددليفتي که ما از آن صحبت کرده و آن را براي پرورش دادن عضلات ورزشکاران پرورش اندام کار مفيد ارزيابي مي کنيم با ددليفتي که وزنه برداران قدرتي به آن معتقد هستند اگر چه در اصل اجرا و در اصل حرکت شناسي تمرين يکي هستند اما در اين بين تفاوت هايي نيز وجود دارد.

زماني که شما تنها و تنها به نيت غلبه بر وزنه هايي که انتخاب کرده ايد حرکت ددليفت را اجرا مي کنيد، در اصل ددليفت را به همان معني و مفهومي که وزنه برداران قدرتي آن را باور دارند تفسير مي کنيد ولي زماني که اين حرکت را تنها و تنها براي افزودن بر حجم عضلاني اجرا کرده و در اصل از آن براي رسيدن به اهدافي که در پرورش اندام آنها را دنبال مي کنيد، استفاده مي کنيد، ددليفت را به همان معني و مفهومي که ما در اين مقاله به آن معتقد هستيم به کار مي گيريد.

حرکت ددليفت را نيز امروزه مي توان جزو حرکات فراموش شده پرورش اندام دانست و به جرات مي توان گفت که امروزه مبتديان و کساني که به تازگي به ورزش پرورش اندام روي آورده اند در بسياري از موارد از وجود چنين حرکتي در پرورش اندام بي خبر بوده و اين حرکت را که در اصل از پايه اي ترين حرکات پرورش اندام بوده را متعلق به وزنه برداري قدرتي دانسته و با آن احساس بيگانگي ريشه اي مي کنند.

از عمده دلايلي که امروزه منجر به فراموش شدن اين حرکت در پرورش اندام شده است مي توان به شيوع شايعات و خرافاتي دانست که اين شايعات همواره آفت علم در پرورش اندام بوده است.

 بسياري از کساني که به دليل اشتباهاتي که خود در اجراي اين حرکت مرتکب شده اند و به دليل بلند پروازي ها و قهرمان بازي هايي که خود در حين اجراي اين حرکت از خود درآورده اند و در نتيجه عوارض و مصدوميت هاي شديد و يا خفيفي را نيز تجربه کرده اند، تمامي اين مصائب را به ذات اين حرکت ارتباط داده و اين عقيده سخيف و باطل را در بين ورزشکاران رشته پرورش اندام رواج داده اند که ذات حرکت ددليفت براي ستون فقرات و براي مهره ها بسيار خطرناک و مصدوميت زاست.

ذات ددليفت براي مهرها و براي ستون فقرات آدمي مصدوميت زا نيست اما در صورتي که بدنسازي را از ممد کول و از جعفر بازو آموخته باشيد و از تئوري ها و از ارشادات و همين ظور هم از نظرات کارشناسي آنها در تنظيم برنامه تمريني و ايضاً در آموختن علم تمرين و غيره کمک گرفته و بهره برده باشيد، در آن صورت بروز مصدوميت هاي شديد در اثر انجام حرکت ددليفت که سهل است که اين قبيل مصدوميت ها حتي با اجراي حرکت مچ با هالتر که از سالم تمرين و بي خطر ترين حرکات بدنسازي است نيز بعيد از انتظار نخواهد بود.

Kinesiology به معني حرکت شناسي بدن و به مفهوم تشريح حرکات بدني انسان است. علمي که کمتر مربي و کمتر ورزشکاري را در ايران مي توان يافت که ادعاي استادي در اين زمينه را نداشته باشد اما در اصل کمتر کسي را در ورزش هاي قدرتي ايران اعم از مربي و ورزشکار مي توان مثال زد که از اصول علمي اين علم آگاهي کامل کسب کرده و از اين اصول در تمرين دادن عضلات خود و يا در تمرين دادن عضلات کساني که آنها را به عنوان مربي خود انتخاب مي کنند استفاده کرده باشد.

آناتومي نيز به معني کالبد شناسي و به قول ورزشکاران ايراني به معني شناخت جغرافيايي عضلات و استخوان هاي بدن آمده است. اين شاخه از علوم پزشکي همان علمي است که دانستن و مهارت يافتن در آن براي کساني که قصد پروراندن عضلات خود و يا قصد تربيت کردن شاگرد و ورزشکار را داشته باشند الزامي و ضروري است و اين علم ايضاً همان علمي است که در کمتر از 3 ساعت به تعداد 160 نفر از کساني که در کلاس هاي مربيگري شرکت کرده و تا چندي بعد نيز مدرک قانوني و رسمي مربيگري و تربيت ورزشکار را دريافت خواهند کرد آموخته شده است و مي شود!!!

تعريفي که از اين واژه کرديم در اصل ابتدايي ترين و پيش پا افتاده ترين تعريفي بود که از اين مفهوم مي توان ارائه کرد. حقيقت اين است که براي ارائه تعريفي نسبتاً کامل از اين واژه پزشکي، مجالي بيش از چندين جلسه تدريس چند ساعتي لازم خواهد بود! آيا با اين شرايط باز هم مصائبي که در پرورش اندام ايران رخ مي دهد را مي توان بعيد از ذهن و دور از انتظار باشد؟؟؟

به هر حال ورزشکار و مهم تر از آن مربي و استادي که براي ديگران برنامه تنظيم مي کند بايد در مورد اين دو علم سر رشته و مهارت کافي داشته باشد. از ما گفتن بود که گفتيم و از برخي ها هم گويا نشنيدن هست که نشنيدند و يا شنيدند و خود را به نشنيدن زدند!!!

براي داشتن تمريني مناسب و کامل که بتوان نام تمرين بر آن نهاد و همين طور هم براي تنظيم برنامه اي تمريني که بتوان نام برنامه بر آن نهاد، فرد بايد به درجه اي از مهارت در آناتومي و در علم حرکت شناسي بدن آدمي رسيده باشد که بتوان واقعاً نام مربي و يا ورزشکار را بر آن نهاد.

 در صورتي که چنين باشد ددليفت نيز براي سلامتي ستون فقرات کمترين تهديدي محسوب نشده و براي پيشرفت هاي ورزشي نيز کمکي بسيار موثر خواهد بود و گرنه همين خواهد شد که مي بينيد!

آناتومي ستون فقرات آدمي

ستون فقرات را به راستي مي توان ستون مرکزي و اصلي بدن دانست که از يک سري قطعات استخواني کوتاه و کوچک که مهره خوانده مي شوند تشکيل شده است.

 به طور طبيعي در بدن آدمي بين 32 الي 34 مهره وجود دارد: تعداد 7 عدد از اين مهره ها گردني، 12 عدد از آنها سينه اي، 5 عدد از آنها کمري، 5 عدد از آنها خاجي و در نهايت نيز 3 الي 5 عدد از آنها نيز دنبالچه اي بوده و اين مهره هاي اخري نيز در هم ادغام شده و دنبالچه را شکل مي دهند.

اندازه مهره ها نيز بر حسب کاري که در طي روز و شب از آنها کشيده مي شود متغيير است. قطر و اندازه مهره هاي کمري به دليل اينکه اين مهره ها در طول روز و شب و در حين انجام فعاليت هاي بدني شديد و نسبتا شديد فشار زيادي را متحمل مي شوند معمولا در قياس با ديگر مهره هايي که شرح آنها رفت زيادتر است.

 مهره هاي ناحيه گردني کشتي گيران که بيشتر از ديگر ورزشکاران بر روي گردن و عضلات اين قسمت از بدن خود تمرين کرده و در حين سرشاخ شدن با همديگر و با حريفان نيز از اين قسمت از بدن خود کار زيادتري مي کشند، معمولا قطور تر از حالت عادي و طبيعي خواهد بود.

 ناگفته نماند که مرکز ثقل بدن همين مهره هاي کمري هستند و بسياري از ضايعات و مصدوميت هاي ستون فقرات که در اثر تکنيک و الگوي غلط تمرين و يا در اثر انتخاب وزنه هايي سنگين تر از حد توان و غيره در بدن ورزشکاران و يا افراد عادي ديده مي شود نيز در مهره هاي کمري اتفاق مي افتد.

همانگونه که ساختمان بر پايه اسکلت فلزي يا بتوني خود استوار و محکم مي شود بدن آدمي نيز بر پايه اسکلت بندي استخواني خود استوار مي شود و در اين ميان ستون فقرات نيز از ارزش و اهميت ويژه اي برخوردار است.

ستون فقرات از اين جهت که نخاع آدمي نيز از ميان آن عبور کرده و عصب هاي آوران و وابران را در سرتاسر بدن پراکنده کرده و امکان حس و حرکت را براي آدمي فراهم مي کند نيز حائز اهميت ويژه اي است. صدمه ديدن نخاع با فلج شدن اندام هاي بدن همراه بوده و همچنين فرد با صدمه ديدن نخاع بسته به ميزان ضايعه به وجود آمده حتي حسي که از اندام ها دارد را نيز از دست داده و ديگر کنترلي بر اندام هاي خود نخواهد داشت. حتما شما نيز ورزشکاران و يا کساني را ديده ايد که در اثر ضايعات نخاعي به وجود آمده در اثر بي احتياطي در حين تمرين و يا در اثر تصادفات رانندگي و غيره قدرت حرکت و حتي قدرت ايستادن بر روي پاهاي خود را از دست داده و براي هميشه مجبور به ادامه حيات بر روي ويلچر مي شوند.

 

 

ساختمان خود مهره ها از استخوان هاي اسفنجي ساخته شده است که بافتي استخواني و فشرده اين بافت اسفنجي را احاطه کرده و آن را تقويت مي کند. پرداختن به مسائل تخصصي پزشکي و ارتوپدي در اين مقاله چندان منطقي و معقول نيست اما در مورد مهره ها اشاره به اين مهم را نيز بايد داشته باشيم که قسمت قدامي(جلويي) مهره ها در قياس با قسمت هاي خلفي(پشتي) آنها ضعيف تر و آسيب پذير تر است.

در حالت طبيعي که مهره ها در اثر پرداختن به ورزش تقويت نشده باشند قسمت هاي قدامي مهره ها زير فشار 600 کيلوگرمي از هم پاشيده و خرد مي شوند و اين در حالي است که براي شکستن قسمت هاي خلفي همين مهره ها فشاري برابر با 800 کيلوگرم نياز خواهد بود.

مهره ها توسط بافتي از جنس غضروف سخت و مقاوم به هم متصل مي شوند. به طور کلي مي توان گفت که سطوح مهره هاي بدن توسط بافتي مخصوص که در اصطلاح به آن ديسک نيز اطلاق مي شود به يکديگر متصل مي شوند.

خود ديسکي که فاصله بين مهره ها را فراگرفته است از دو قسمت به نام هاي قسمت مرکزي و قسمت بيروني و يا پيراموني تشکيل يافته است که در اين تصوير نيز اين دو قسمت را به وضوح مي توانيد مشاهده کنيد.

 

 

قسمت مرکزي ديسک ها که هسته نيز خوانده مي شوند از ماده اي ژلاتيني و مخصوص که  88 درصد از آن را نيز آب تشکيل داده درست شده است. قسمت بيروني ديسک ها نيز از دايره هايي متحد المرکز متشکل از فيبر درست شده اند.

حال که در مورد آناتومي ستون فقرات به صورتي بسيار خلاصه و گذرا توضيح داديم اجازه بدهيد تا در مورد اصول صحيح تمريناتي که بر روي ستون فقرات فشار وارد مي کنند نيز اندکي صحبت بکنيم:

اصول صحيح حرکت

در مورد تمرين و اصول تمرين نوشتن و ترجه کردن مقاله مشکلات خاص خود را دارد. زبان فارسي در قياس با زبانهاي مبدا همچون فرانسه و انگليسي که اين مقالات از آن زبان ها ترجمه و تاليف مي شوند مي توان گفت که الکن بوده است و همين مسئله نيز ترجمه مقاله مخصوصا در مورد تمرين که سهم عمده اي از کار عملي و به قولي تصويري است را با مشکلي دو چندان هماره کرده است اما به جرات مي توان گفت که اين دو تصوير گويا تر از هر گونه جمله و يا نوشته اي خواهد بود که ما بخواهيم در مورد تشريح حرکت از خودمان در کرده و بنويسيم.

 

 

حتما شما نيز اين حرکت را براي يک بار هم که شده انجام داده و يا افرادي که اين حرکت را انجام مي داده اند را ديده ايد. اين تمرين که در هر يک از باشگاه هاي ايران بسته به اينکه زير نظر ممد کول اداره مي شود يا زير نظر جعفر بازو به اسامي مختلفي شناخته . ناميده مي شود.

تصوير بالا نقطه شروع اين حرکت را نشان مي دهد. براي شروع اين حرکت پاهاي شما بايد اندکي (تقريبا به اندازه عرض شانه) باز بوده و ستون فقرات نيز کشيده و صاف باشند. دست ها را به همان حالتي که براي انجام دادن حرکت يک ضرب و دو ضرب در وزنه برداري دور ميله هالتر گره مي زنيد به ميله هالتر محکم و ثابت کنيد.

سر و سينه را بالا گرفته و در همان حال نيز ميله هالتر را به سمت پايين هدايت کرده و آن را تا نزديک زانوها و حتي زير زانوهاي خود پايين بياوريد. توجه داشته باشيد که کمر و ستون فقرات شما در اين حالت نبايد قوس داده شود. قوس کمر اولين و در برخي موارد نيز آخرين گام اشتباهي است که اغلب ورزشکاران بر مي دارند. آخرين به اين دليل که اين کار در صورتي که وزنه سنگين باشد آنچنان مصدوميتي را در ستون فقرات فرد رقم مي زند که فرد ديگر براي هميشه از لذت تمرين با وزنه محروم مي شود.

هيچ تشريحي کامل تر از اين تصوير نخواهد بود. شما با نگاه کردن به تصوير مي توانيد فرم صحيح اجراي حرکت را مشاهده و به جاي تقليد از ممد کول و جعفر بازو از الگوي صحيح تمرين نهايت استفاده را بکنيد.

 

به طرز قرار گرفتن سر و گردن توجه داشته باشيد. همانگونه که در تصوير مي بينيد سر هميشه بايد بالا و ستون فقرات نيز همواره بايد صاف باشد.

در اجراي اين حرکت به اين توصيه ها نيز توجه و دقت کامل داشته باشيد:

·         در تمام طول تمرين ستون فقرات را صاف نگه داريد و دقت داشته باشيد که تمامي مهره ها بايد در امتداد هم و بر روي هم قرار داشته باشند. براي اينکه خود را مقيد و ملزم به رعايت اين توصيه کرده و اين کار را به راحتي انجام داده و آن را براي خود به عنوان عادت دربياوريد سر را به سمت جلو و حتي تا حدودي نيز بالا هدايت کرده و اين حالت را تا انتهاي تمرين حفظ کنيد. پايين آوردن سر و نگاه کردن به سمت پايين موجب مي شود تا ستون فقرات به خودي خود قوس برداشته و زمينه نيز براي بروز مصدوميت هاي خطرناک در ستون فقرات فراهم شود.

·          ميله هالتر را تا جاي ممکن مماس با بدن نگه داشته و در جابجا کردن آن نيز به اين مهم توجه داشته باشيد که ميله هالتر را هرگز نبايد از بدن خود دور کنيد. اين مسئله مخصوصا زماني که ميله هالتر در پايين ترين نقطه قرار دارد از اهميت بسيار زيادي برخوردار است. 

·         زماني که ميله هالتر را به سمت پايين هدايت مي کنيد نفس عميق بکشيد و نفس را تا زماني که ميله هالتر را تا بالاي زانو و تا نصفه هاي ران خود به سمت بالا هدايت نکرده ايد در سينه خود حبس شده نگهداريد.

·         بيرون دادن نفس را زماني آغاز کنيد که ميله هالتر در نيمه هاي ران شما قرار دارد و بيرون دادن نفس را تا زماني که کاملا قامت خود را راست کنيد ادامه دهيد.

اشتباهات رايج در حرکت

از رايج ترين اشتباهاتي که ورزشکاران در انجام دادن اين حرکت مرتکب مي شوند مي توان به موارد زير اشاره کرد:

·         بسياري از ورزشکاران در حين انجام دادن حرکت ستون فقرات خود را انحنا داده و به اصطلاح ستون فقرات خود را قوس مي دهند. اين شکل از اجراي حرکت براي کمر و براي ستون فقرات بسيار خطرناک و مصدوميت زا خواهد بود.

·         بسياري از ورزشکاران نيز تکنيک تنفس صحيح را رعايت نکرده و حبس نفس کرده و يا در حين تمرين نيز همانند حالت عادي تنفس مي کنند.

زماني که از تکنيک هاي غلط ياد مي کنيم منظور ما چنين تکنيک هايي است که در تصوير مي بينيد. باز هم بايد يادآور شويم که براي بيان حقايق در مورد تمرين زباني گويا تر از زبان تصوير نمي توان يافت.

 تمريناتي که اين چنين و با چنين تکنيک هاي غلطي انجام مي شوند براي سلامتي ستون فقرات مضر بوده و در طولاني مدت نيز منجر به بيرون زدگي ديسک و ديگر صدمات کبدي مي شود. کساني که به ددليفت ايراد گرفته و يا در اثر پرداختن به اين قبيل تمرينات به صدمات ستون فقرات گرفتار مي شوند يقينا به اصول صحيح تمرين بر روي ستون فقرات توجه نداشته و به غلط نيز صدمات به وجود آمده در ستون مهره هاي خود و شاگردان خود را به ذات حرکت پايه اي و اساسي ددليفت و حرکات مشابه ربط مي دهند.

هدف از پرداختن به اين حرکت و هدف از تشريح آن در اين مقاله  آموزش دادن يک حرکت واحد به خوانندگان نبود بلکه هدف آشنا کردن ورزشکاران و خوانندگان با تکنيک درست و اصولي همه تمريناتي است که با ستون فقرات سر و کار دارند.

 به جرات مي توان گفت که اکثريت قريب به اتفاق حرکت هايي که براي تقويت کردن ستون فقرات مي توان آنها را انجام داد مشابه با هم بوده و با رعايت کردن موارد ذکر شده در اين حرکت مي توان اميدوار بود تا اصول صحيح تمرين در انجام دادن باقي حرکات نيز رعايت شوتد.

چرا مهره ها در تمام طول تمرين بايد در راستاي هم قرار داشته باشند؟

زماني که براي بلند کردن وزنه اي اقدام کرده و يا براي پايين آوردن وزنه اي به سمت پايين خم مي شويد در صورتي که ستون فقرات را صاف نگه داشته باشيد اتفاق تخريب کننده نمي افتد اما زماني که کمر را از حالت صاف و بدون قوسي که به آن اشاره کرديم خارج کرده و خواسته و يا ناخواسته به آن قوس مي دهيد فاصله بين مهر ها در قسمت قدامي بدن کم شده و فاصله بين مهره ها در قسمت خلفي بدن نيز افزايش مي يابد.

افزايش فاصله بين مهره ها در قسمت خلفي زمينه را براي بيرون زدگي ديسک آماده مي کند و کم شدن فاصله بين مهره ها در قسمت قدامي بدن نيز موجب وارد شدن فشار زياد به قسمت مياني و هسته اي ديسک ها شده و در نتيجه همه اين عوامل دست به دست هم داده و موجب بيرون زدگي ديسک مي گردد. چگونگي به وجود آمدن اين ضايعه در تصوير زير به روشني و به وضوح بازگو شده است!

به همين دليل نيز گفته مي شود که در تمام طول تمرين و در تمام طول حرکاتي که با بلند کردن و يا با بر زمين گذاشتن وزنه همراه است بايد ستون فقرات را صاف و مهره ها را نيز در يک امتداد بر روي هم نگه داشت.

زماني که در حين اجراي حرکات سر را بالا نگه داشته و از انحناي ستوان فقرات نيز آگاهانه جلوگيري کنيد در نتيجه مهره ها نيز تماماً در يک راستا قرار گرفته و از وارد شدن فشار نابرابر بر قسمت هاي مختلف ديسک ها که عامل اصلي بيرون زدگي ديسک بوده است به خوبي جلوگيري شده و در نتيجه از بروز مشکلات اين چنيني نيز به خوبي پيشگيري مي شود.

چرا بايد ميله هالتر را نزديک بدن و مماس با آن حرکت دهيد؟

وزنه برداراني که در سطح قهرماني رقابت مي کنند وزنه هاي بسيار سنگين را از روي زمين بلند کرده و با شتاب و با سرعتي باور نکردني آن را به سمت بالا پرتاب مي کنند. راز اصلي اين مهم که اين افراد عليرغم بلند کردن چنين وزنه هاي سنگين دچار ضايعات و صدمات فلج کننده کمري نمي شوند در مماس نگه داشتن وزنه با بدن و در رعايت قوس کمر بوده است.

زماني که ميله هالتر را مماس با بدن نگه مي داريد تا حدود بسيار زيادي مي توان اميدوار بود که از مصدوميت هاي ستون فقرات در امان باشيم. در صورتي که در حين انجام حرکت ميله هالتر را از بدن خود دور کنيد نيروي وارد شده بر ستون فقرات نيز دو و يا در برخي موارد چند چندان شده و همين مسئله نيز باعث بروز مصدوميت هاي ستون فقرات خواهد شد.

در اين حالت ستون فقرات را مي توان همانند اهرمي در نظر گرفت که ميله هالتر که وزنه مقاوم اين اهرم است در نزديکي تکيه گاه قرار دارد اما در صورتي که شما ميله هالتر را از بدن خود دور کنيد مي توان گفت که شما نيروي مقاوم را از تکيه گاه دورتر کرده و با اين عمل فشار وارد بر تکيه گاه را افزايش داده ايد.  

چرا در حين تمرين بايد تکنيک صحيح تنفس را رعايت کرد؟

تنفس صحيح در حين تمرين و حبس کردن نفس (همانگونه که شرح آن رفـت) موجب محکم و استوار شدن حفره سينه اي شده و با وارد کردن فشار به ستون مهره ها استحکام ستون فقرات در ناحيه اطراف سينه و حتي شکم را افزايش مي دهد.

 

+ گرد آوری شده توسط مهدی در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385 و ساعت 2:12 قبل از ظهر |

عضلات شش تکه شکم
 

اولين نقطه از بدن که در نتيجه تجمع چربي زايد در بدن تحت الشعاع قرار گرفته و از ريخت مي افتد ناحيه شکم خواهد بود. بسياري از کساني که به تيپ هاي بدني آندومورف تعلق دارند و همين طور هم بسياري از کساني که به ديگر تيپ هاي بدني و حتي به تيپ بدني مزومورف تعلق دارند و رژيم روزانه غذايي مناسبي را رعايت نمي کنند در اثر اشتباهاتي که در تغذيه و يا در تمرين دارند و همين طور هم در برخي موارد در اثر استفاده از استروئيدهاي استروژن زا با تجمع چربي زايد در پهلوها و شکم روبرو شده به جاي عضلات شکم تکه تکه شده اي که همگان از ديدن آن لذت مي برند به داشتن شکم آويزان و بر آمده عادت مي کنند.

هر روزه در محيط هاي تمرين نيز افراد زيادي را مي بينيد که به منظور کاستن از ميزان چربي موجود در پهلوها و شکم به تمرين با وزنه و دستگاه پرداخته و به دليل اينکه روش مناسب براي آب کردن چربي هاي زايد را انتخاب نمي کنند و در انتخاب مسير دچار خطا مي شوند با موفقيت چنداني نيز روبر نمي شوند.

تمرين بر روي عضلات شکم همواره با دشواري ها و با پيچيدگي هاي خاص خود همراه بوده است و همين مسئله نيز موجب شده است تا اغلب کساني که از روي دست اين و آن تقلب کرده و در تمرين دادن عضلات خود به جاي استفاده از اصول پذيرفته شده علمي به توصيه هاي اين و آن و ممد کول و جعفر بازو توجه مي کنند نتيجه چندان مطلوبي از تمرين بر روي شکم نمي گيرند.

در صورتي که فردي حتي با تقليد از اين طرف و آن طرف نيز بر روي عضلات بازو و سينه خود تمرين کند در مراحل اوليه کار، رشد خوبي را تجربه خواهد کرد اما اين رويه بر روي عضلات شکم که از حساسيت بالايي برخوردارند پاسخگو نخواهد بود.

داشتن عضلات شکم قوي و برجسته نه تنها به زيبايي بدن آدمي مي افزايد بلکه از افتادگي استخوان لگن و از عوارض ناگوار بعدي اين ناهنجاري که در بدن اغلب افراد نيز ديده مي شود پيشگيري مي کند.

استيل بدني افراد به شدت تحت تاثير آمادگي عضلات شکمي قرار دارد. در صورتي که در تمرين دادن بدن خود اهميت لازم را به عضلات شکم ندهيد و يا در تمرين دادن اين دسته از عضلات راه به خطا برويد حتي در صورتي که در ديگر قسمت هاي بدن خود به درجه هاي قابل قبولي از پيشرفت برسيد نيز در رسيدن به زيبايي اندام راه به جايي نخواهيد برد.

هستند کساني که عضلات سينه اي بسيار بزرگي دارند و عضلات کول آنها نيز همانند هنداونه بزرگ شده است اما به دليل اينکه چربي فراوان در اطراف شکم دارند و عضلات شکم نيز چندان توسعه يافته و آماده نيست زيبايي قابل قبولي ندارند و در برخي موارد نيز چندش آور مي نمايند.

 اين افراد با زيبايي خاصي که مد نظر پرورش اندام کاران است بيگانه اند و تا رسيدن به موفقيت هاي ورزشي در اين رشته فرسنگ ها فاصله دارند. اين افراد زماني که لباس به تن دارند ابهت خاص خود را دارند اما زماني که پيراهن از تن به در مي کنند مچشان باز مي شود و تازه انسان به اين واقعيت پي مي برد که با کوهي بي خاصيت از چربي و عضله طرف است.

بسياري از کساني که بر روي شکم تمرين مي کنند تنها و تنها بر روي تمرينات بي هوازي همانند آنچه که بر روي عضلات بازو عمل مي کنند تاکيد مي کنند اما غافل از اينکه موضوع تا حدودي پيچيده تر از اين حرف ها بوده است.

در اين مقاله به سه نکته طلايي که توجه به هر سه نقطه در رسيدن به عضلات شکم  قابل تحسين دخيل است اشاره خواهيم کرد. اين سه نقطه مکمل همديگر هستند و  به اين مهم توجه داشته باشيد که در صورتي که هر يک از اين سه نقطه را از ياد ببريد، نتيجه دلخواه از تمرين بر روي شکم را به دست نخواهيد آورد. اما قبل از پرداختن به اين سه نقطه اجازه بدهيد تا اندکي در مورد آناتومي عضلات شکمي صحبت کنيم:

آناتومي عضلات شکمي

چهار گروه عضله اصلي در اين قسمت از بدن به چشم مي خورد که به اختصار در مورد هر يک از اين چهار گروه توضيحاتي را تقديم حضور خوانندگان مي کنيم:

Rectus Abdominis

اين عضلات در زبان فارسي به نام عضلات راست شکمي خوانده مي شوند. اين عضلات همان شش تکه از عضلات شکمي هستند که بر روي معده و احشاي داخلي شکم آدمي کشيده شده اند. مهم ترين و اصلي ترين وظيفه اين عضلات در بدن آدمي انقباض شکم بوده است. به کمک اين عضلات است که فرد تمريناتي همانند کرانچ و حرکات مشابه را انجام مي دهد.

کلاً مي توان گفت در هر حرکتي که شما در صدد انحنا دادن شکم و در صدد قوس دادن شکم به سمت استخوان لگن بر مي آييد اين عضلات تحت فشار قرار مي گيرند. اين اتفاق زماني که شما سينه را به سمت لگن انحنا مي دهيد (همانند کرانچ) و زماني که شما لگن را به سمت سينه ها انحنا مي دهيد همانند (شکم خلباني و غيره) رخ مي دهد.

Obliques

اين عضلات که در طرفين عضلات راست شکمي قرار دارند در زبان فارسي به عضلات مايل شکمي نيز معروف شده است. وظيفه اصلي اين عضلات در چرخاندن بالا تنه خلاصه مي شود. اين عضلات زماني که شما حرکاتي همانند حرکت مسگري را انجام مي دهيد تحت فشار قرار مي گيرند.

از اصلي ترين حرکات براي تمرين دادن اين عضلات مي توان به  چرخش با هالتر به طوري که هالتر بر پشت گردن گذاشته شده و در عين حالي که پايين تنه کاملا ثابت بوده و بالا تنه به طرفين چرخش داده شود اشاره نمود.

Transversalis Abdominis  

اين عضلات در زير عضلات راست شکمي قرار دارند. اصلي ترين وظيفه اين عضله را مي توان در حمايت کردن از معده خلاصه کرد. با تقويت کردن اين عضله مي توان معده و احشا داخلي را به عقب راند.

Erector Spinae

اين دسته از عضلات نيز با وجود اينکه تنها در حمايت از عضلات شکم وارد عمل مي شوند اما به نوعي مي توان آنها را نيز جزو اين دسته از عضلات تقسيم بندي کرد.

تمرينات هوازي

پرداختن به تمرينات هوازي گذشته از اينکه در تقويت عملکرد و در بهبود سلامت سيستم قلبي و تنفسي موثر واقع مي شود بلکه تاثير بسيار زيادي در تشديد فرايند چربي سوزي نيز داشته است.

حتي در صورتي که بزرگ ترين و ورزيده ترين عضلات شکم موجود در جهان را نيز داشته باشيد اما از چربي زايد در پهلوها در رنج باشيد اين عضلات هيچگونه زييايي و نمودي نخواهند داشت.  

لايه چربي ضخيمي که بر روي عضلات شکمي مي نشيند اين عضلات را از ديد داوران پنهان نگه خواهد داشت، درست مانند اينکه شما کاپشن به تن کرده باشيد و بر روي سن فيگور اجرا کنيد!

بر خلاف آنچه که عموم تصور مي کنند با تمرينات بي هوازي نظير آنچه که در محيط هاي باشگاه انجام مي دهيد نمي توان از ضخامت لايه چربي موجود در اطراف شکم که در طول ساليان سال در اين مکان گرد آمده اند کاست.

براي کم کردن از چربي هاي زايد موجود در پهلوها و اطراف کمر شما نيازمند داشتن و اجراي برنامه هوازي تمريني مناسب هستيد. تنها با اجراي حرکاتي همانند کرانچ و ديگر حرکاتي که در باشگاه هاي پرورش اندام رايج و مصطلح اند نمي توان چربي هاي زايد اطراف کمر را از بين برد. اين قبيل حرکات براي تقويت عضلات موجود در ناحيه شکم ضروري و مفيد خواهد بود اما بدون پرداختن به تمرينات هوازي رسيدن به زيبايي اين دسته از عضلات عملاً ناممکن خواهد بود.

به اين مهم نيز توجه داشته باشيد که تمرين هوازي نيز بايد از شدت کافي برخوردار باشد. 3 الي 4 جلسه تمرين جلسه تمرين هوازي در هفته که شامل دوهاي آهسته و نسبتا سريع نيز مي شود براي تشديد فرايند چربي سوزي الزامي است.

البته با دوچرخه سواري و با تردميل و حرکات مشابه نيز مي توان فرايند چربي سوزي را تشديد کرد اما گفته مي شود که کامل ترين حرکت براي اين منظور همان دوهاي نيمه سرعت و نيمه استقامت خواهد بود. شنا، هاکي و حتي ايروبيک نيز براي اين منظور مفيد و اثر بخش واقع مي شود.

گفته مي شود که بهترين زمان براي انجام تمرينات هوازي صبح قبل از صبحانه و ناشتا خواهد بود. در اين مقطع زماني، بدن خالي از انرژي و مواد غذايي انرژي زا بوده و اجراي تمرينات هوازي در اين مقطع زماني تاثير بسيار خوبي در تشديد فرايند چربي سوزي خواهد داشت.

البته اين گفته به اين معني نخواهد بود که تمرينات هوازي که در ديگر ساعات روز انجام مي شود تاثيري بر تشديد فرايند چربي سوزي نداشته باشد. تمرينات هوازي در ديگر ساعات روز نيز بر فرايند چربي سوزي تاثير خواهد داشت اما اين تاثير در اوايل صبح بيشتر و بهتر خواهد بود.

به اين مهم نيز توجه داشته باشيد که تمرينات بايد هوازي باشد و بس! در صورتي که شدت تمرين را بيش از حد افزايش دهيد و ضربان قلب خود را از حد مجاز فراتر ببريد از سيستم تمريني هوازي که براي تشديد فرايند چربي سوزي در بدن موثر است رد خواهيد شد و عليرغم شدت تمريني بالا، چربي سوزي چنداني را تجربه نخواهيد کرد.

بسيارند کساني که به خيال خود هر چه بر شدت تمرين هوازي بيافزايند، چربي بيشتري را آب خواهند کرد! اين افراد که هميشه از سماجت چربي هاي زايد بدن خود نيز ناله مي کنند کساني هستند که در تمريناتي که به نام هوازي بر بدن خود تحميل مي کنند اصول علمي و تکنيکي را کمتر مورد توجه قرار مي دهند و به اشتباه از آستانه هوازي بودن سيستم تمريني نيز رد شده و عليرغم نفس نفس زدن هاي شديد در حين تمرين چربي سوزي چنداني را تجربه نمي کنند.

با وجود اينکه چندين دهه از برملا شدن اين حقيت در دنياي علم مي گذرد که امکان متمرکز کردن فرايند چربي سوزي بر نقاط مشخص بدن وجود نداشته تمرينات بي هوازي مرسوم در باشگاه هاي پرورش اندام نيز کمترين تاثير بر فرايند چربي سوزي ندارد اما با اين وجود اکثريت قريب به اتفاق ورزشکاران و حتي مربيان ايراني هنوز کماکان بر اين باور هستند که با تمرين دادن عضلات شکم مي توان از چربي هاي زايد موجود در اين ناحيه از بدن کم کرد.

تغذيه

 پاک کردن کامل و ماندگار بدن از شر چربي هاي مزاحم بدون رعايت رژيم غذايي مناسب امکان پذير نخواهد بود. اهميت رژيم هاي کنترل شده غذايي در رژيم هاي چربي سوزي که براي رسيدن به تراشيدگي و زيبايي عضلات شکم نيز ضروري است حتي در برخي موارد بيشتر از تمرينات هوازي بوده است.

در صورتي که در پايان روز شما بيشتر از نياز بدن به انرژي، کالري وارد بدن خود کرده باشيد حتي در صورت پرداختن به بهترين و کامل ترين تمرينات هوازي نيز در سوراندن چربي هاي زايد موجود در پهلوها موفق نخواهيد بود.

مسئله اصلي در رژيم هاي روزانه غذايي مختص دوران کات و چربي سوزي اين خواهد بود که ميزان کالري دريافتي شما در طول روز بايد اندکي کمتر از ميزان کالري مصرفي شما در طول روز باشد. تمام هنر مشاوران تغذيه نيز در اين نهفته است که چنين شرايطي را براي بدن مهيا کنند.

محدود کردن افراطي و بيش از حد کالري دريافتي در روز نه تنها خطرناک و آزار دهنده خواهد بود بلکه نتيجه معکوس خواهد داد و عدم رعايت اين اصل در تغذيه ورزشي دوران کات نيز شما را به سمت و سوي ناکامي هدايت خواهد کرد.

تغذيه از اين جهت براي ورزشکاران و همين طور هم براي کساني که قصد رسيدن به تناسب اندام بي عارضه و پايدار را دارند حائز اهميت بوده است که به کمک اين فاکتور مي توان از ميزان کالري ورودي به بدن در طول روز کاست. کاهش کالري ورودي بدن در طول روز در صورتي که با ورزش هاي هوازي مناسب همراه شود در بيرون انداختن عضلات شکمي و کلا در چربي زدايي بدن به واقع معجزه خواهد کرد.

براي رسيدن به عضلات شکمي اعجاب برانگيز، شما نيازمند داشتن برنامه غذايي مخصوص هستيد و به اين مهم نيز توجه داشته باشيد که رژيم هاي غذايي دوران چربي سوزي بايد و بايد متشکل از 4 الي 5 وعده غذاي کنترل شده و حساب شده در طول روز باشد. به طور مشخص شما بايد هر 3 الي 4 ساعت در طول روز يک وعده غذاي کنترل شده ميل کنيد.

بر خلاف آنچه که اغلب مردم و حتي اغلب مربيان و ورزشکاران تصور مي کنند احساس گرسنگي نه تنها براي تشديد فرايند چربي سوزي در بدن مفيد نخواهد بود بلکه اين امر موجب افزايش ميزان تجمع چربي زايد در بدن نيز خواهد بود.

در شرايطي که شما رژيم هاي غذايي مختص چربي سوزي را با تحميل گرسنگي هاي شديد بر بدن اشتباه گرفته و اين روند غلط را در پيش بگيريد اولا مدت زمان چندان زيادي را طاقت نخواهيد آورده و پس از چند روز تحمل گرسنگي، بي خيال همه چيز خواهيد شد و ثانيا اينکه بدن شما نيز به اين باور خواهد رسيد که شما در شرايط دشوار قحطي گرفتار آمده ايد و در اين شرايط نيز به جاي از دست دادن چربي هاي زايد بدن، اقدام به کند کردن متابوليسم بدن کرده و از ذخاير چربي موجود در بدن به عنوان اصلي ترين منبع انرژي خود در روز مبادا محافظت خواهد کرد.

در دوره هاي کات و چربي سوزي، ميزان پروتئين مصرفي خود را بالا نگه داريد و از ميزان قند و چربي مصرفي خود در حد معقولي کم کنيد. اين گفته به اين معني نخواهد بود که مصرف قند و چربي را بر خود حرام کنيد و تنها و تنها به مصرف پروتئين روي بياوريد.

گفته مي شود که در دوره هاي چربي سوزي بايد موارد زير را در تغذيه خود رعايت کنيد:

·          در حدود 50 درصد از کل کالري مورد نياز خود در روز را از منابع پروتئيني تامين کنيد.

·          در حدود 40 درصد از کل کالري مورد نياز خود در روز را از کربوهيدرات ها تامين کنيد.

·          و در نهايت در حدود 10 درصد از کل کالري مورد نياز خود در روز را از چربي ها تامين کنيد.

پرداختن به تمرينات شديد بدني موجب تخريب مولکول هاي پروتئيني موجود در بافت هاي عضلاني مي شود و به همين دليل نيز گفته مي شود که ورزشکاران و کساني که با فعاليت هاي شديد بدني سر و کار دارند بيش از کساني که اسير دست ماشين شده اند و زندگي بي تحرک و کم تحرک دارند به پروتئين نياز دارند.

پروتئين موجود در رژيم غذايي ورزشکاران براي ترميم مصدوميت ها نيز مفيد واقع مي شود. کربوهيدرات ها نيز در بدن آدمي نقش مهمي را بر عهده دارند اما با ابن وجود به اين مهم نيز دقت داشته باشيد که هرگز نمي توان پايه رژيم هاي غذايي دوران کات را بر روي اين دسته از درشت مغذي ها بنا نهاد. در دوران کات و چربي سوزي تا حدالامکان از قندهاي ساده همانند شکر، عسل، آب ميوه ها، شربت، نوشابه و ... دوري کنيد.

مصرف آب را هرگز محدود نکنيد. وجود آب در رژيم روزانه غذايي براي هضم و جذب مواد غذايي مفيد و ضروري است. مصرف آب فراوان مخصوصا در دوره هاي کات و چربي سوزي براي دفع سموم ناشي از تجزيه شدن بافت هاي چربي در بدن نيز ضروري خواهد بود.

به دليل اينکه مصرف ميوه و آب ميوه در دوران چربي سوزي معمولا محدود مي شود بنابراين مي توان گفت که استفاده از مکمل هاي ويتاميني نيز در اين دوره ها ضروري خواهد بود.

تمرينات بي هوازي بر روي عضلات شکم

اين گفته را بارها و بارها تکرار کرده ايم که اغلب ورزشکاران در تمرين دادن عضلات شکم خود دچار خطا مي شوند اما زماني که از خطاهاي ورزشکاران در تمرين دادن عضلات شکم بحث مي کنيم ذهن خواننده بيشتر بر روي تمرينات هوازي و رژيم هاي غذايي متمرکز مي شود و کمتر کسي را مي توان يافت که اشتباهات فاحش ورزشکاران در تمرين دادن بي هوازي عضلات شکم را در نظر داشته باشند و يا حتي متوجه اين موضوع باشند.

مواردي که تاکنون مورد بررسي قرار گرفت بيشتر براي چربي سوزي و براي زدودن چربي هاي زايد اطراف شکم بوده است و اين مورد نيز به بررسي تمرينات بي هوازي بر روي اين دسته از عضلات مي پردازد.

مربيان زيادي را مي توان مثال زد که براي رساندن ورزشکاران تحت تعليم خود به عضلات برجسته و مثال زدني شکم، آنها را توصيه به تکرارهاي بالاي حرکات بي هوازي همانند کرانچ و غيره مي کنند. اين افراد از اين حقيقت اوليه و اصولي غافل و در برخي موارد نيز بي اطلاع هستند که براي آب کردن و براي از بين بردن چربي هاي زايد موجود در پهلوها بايد رژيم هاي غذايي مخصوص را در کنار تمرينات هوازي به مرحله اجرا گذاشت.

اين افراد گويا هنوز از اين اين حقيقت مسلم و واضح بي اطلاعند که تمرين هوازي بر روي شکم تنها و تنها به منظور تقويت کردن عضلات شکمي طراحي و توصيه مي شود و اين قبيل تمرينات کمترين نقشي در چربي زدايي شکم نخواهد داشت.

آيا تاکنون سابقه داشته است که ورزشکاري، عضلات پشت بازو و يا عضلات سينه خود را با تکرارهاي 50 تايي و با ميله دمبل و يا ميله هالتر خالي تمرين دهد؟ اما به فراواني مي توان ورزشکاراني را يافت که عضلات شکم خود را تعداد هاي 50 تايي تمرين مي دهند بدون اينکه در تمرين دادن اين عضلات از وزنه هاي اضافي استفاده کرده باشند! ناگفته نماند که مربيان نيز از اين قبيل تجويزها و توصيه ها به فراواني در کارنامه خود داشته اند و دارند! نمونه هايي از اين قبييل شاهکارها حتي در نشريات نيز منعکس مي شود!

اشاره به اين مهم را ضروري مي دانيم که تکرارهاي 50 تايي بدون وزنه نه هوازي محسوب مي شوند که از حجم چربي هاي زايد موجود در پهلوها کم کنند و نه اينکه از آن چنان شدت و فشاري برخوردار هستند که عضلات شکم را برجسته و حجيم کنند!

براي رسيدن به عضلات شکم ورزيده و برحسته تکرارهايي مشابه با تکرارهاي پشت بازو و جلو بازو مفيد خواهد بود و براي تشديد فشار بر روي عضلات شکم نيز بايد از وزنه هاي اضافي استفاده نمود.

عضلات شکمي نيز همانند عضلات دو سر بازو و عضلات سينه اي هستند و بايد همانند اين عضلات نيز تمرين داده شوند. بدن آدمي به طور طبيعي و ذاتي تمايل به ذخيره کردن چربي در ناحيه شکم و پهلوها دارد. يقين دارم در صورتي که ژنتيک چنين رقم مي زد که چربي هاي زايد موجود در بدن آدمي در اطراف عضلات دو سر و سه سر بازو گردهمايي کنند، مربيان همه چيزدان و شاگردان نه چندان پر دانششان تکرارهاي اين دو عضله را 50 تايي توصيه و اجرا مي کردند و استفاده از ميله هالتر و ميله دمبل خالي براي تمرين دادن اين دو گروه عضله نيز به شدت رواج پيدا مي کرد!

براي ساختن عضلات شکمي، شما نياز به وارد کردن فشار تمريني شديد بر اين عضلات داريد و اين در حالي است که تکرارهاي 50 تايي با ميله هاي خالي هالتر و دمبل بيشتر از اينکه عضلات را در شرايط تجربه نشده فشار تمريني سنگين و نا آشنا قرار دهند اين عضلات را خسته و در مانده مي کنند!

براي تمرين دادن شکم نيز حرکات تمريني متعدد و متنوعي وجود دارد که ورزشکاران مي توانند در برنامه تمريني روزانه خود از اين حرکات استفاده کنند. در اين قسمت از مقاله برخي از اين حرکات را از نظر مي گذرانيم:

کرانچ با وزنه

بر خلاف آنچه که عموم ورزشکاران تصور کرده و به آن نيز عمل مي کنند تکرارهاي اين حرکت نبايد بيش از 10 الي 15 عدد در نظر گرفته شود. با استفاده از وزنه مي توان فشار وارد شده بر عضلات شکم را افزايش داد. وزنه اعم از دمبل و يا صفحه هالتر را مي توان بر روي قسمت فوقاني سينه ثابت نگه داشت.

به اين مهم توجه داشته باشيد که در حين اجراي اين حرکت نيز کنترل بر حرکت، راز اصلي اجراي صحيح حرکت خواهد بود. اجراي انفجاري حرکات، گذشته از اينکه فشار تمريني را از عضله اصلي مورد تمرين برداشته و فشار تمريني را بر روي ديگر عضلات پخش مي کند بلکه زمينه را نيز براي بروز مصدوميت هاي شديد مهيا مي کند.

اين حرکت بر روي سطح شيبدار انجام مي شود. بديهي است که زاويه سطح شيبدار را مي توان بسته به تمريني که داريد تغيير داد. شايع ترين اشتباهي که ورزشکاران در اجراي اين حرکت مي کنند افزايش افراطي زاويه سطح شيب دار و در برخي موارد نيز بلند کردن کمر از روي ميز مخصوص اجراي اين حرکت بوده است.

در اجراي اين حرکت بايد به اين مهم توجه داشت که تنها قسمت سينه از روي ميز مخصوص جدا شده و بالا تنه نيز همانند کمان قوس برداشته و به اصطلاح جمع مي شود. در صورتي که مهره هاي کمري را از روي تکيه گاه بلند کنيد يقين داشته باشيد که ابتلا به ناراحتي هاي ستون فقرات در طولاني مدت حتمي خواهد بود.

کرانچ سيم کش با دسته طنابي

 براي اجراي اين حرکت بر روي زمين زانو مي زنيد و دسته طنابي دستگاه را محکم در دست مي گيريد. در اجراي اين حرکت بايد تمام حواس خود را بر روي عضلات شکم متمرکز کنيد و از حرکات زايد و اضافي در حين تمرين نيز تا مي توانيد خودداري کنيد.

در اجراي اين حرکت نيز بايد بالا تنه را همانند کماني که براي پرتاب کردن تير به سمت سيبل کشيده مي شود قوس کنيد و اين کمان را دوباره راست کنيد.

همانگونه که در تصوير مي بينيد نقطه آغاز اين حرکت را استارت بزنيد. در اجراي اين حرکت لگن و ديگر قسمت هاي بدن نبايد کوچک ترين فشاري را متحمل شده و يا کوچکترين حرکتي را داشته باشند. در صورتي که چنين کنيد فشار از روي عضلات شکم برداشته شده و بر روي ديگر عضلاتي که هيچ ارتباطي به اين تمرين ندارند متمرکز خواهد شد.

انحناي زيادي براي کامل کردن دامنه حرکت مورد نياز نخواهد بود. 30 درجه کفايت مي کند. در صورتي که اصول و تکنيک صحيح حرکت را رعايت کرده باشيد بايد در همين دامنه کم نيز به حداکثر انقباض برسيد و در صورتي هم که تمرين را به روش ممد کول و جعفر بازو دنبال کنيد حتي با دامنه حرکت 180 درجه اي نيز انقباض کامل عضلات شکم را احساس نخواهيد کرد.

در انتهايي ترين نقطه حرکت چندي ثانيه مکث را حتما بايد داشته باشيد و در تمام طول حرکت نيز بر روي عضلاتي که تمرين مي دهيد و همين طور هم بر روي حرکتي که انجام مي دهيد تمرکز داشته باشيد.

از ديگر حرکات تمريني مورد نياز براي تمرين دادن عضلات شکم مي توان به شکم خلباني و ديگر حرکاتي که همگي با آنها آشنايي داريد اشاره کرد. البته آشنايي داشتن با حرکات الزاماً به معناي اجراي صحيح آنها نخواهد بود. از حرف و تقليد تا عمل فاصله بسيار است .

+ گرد آوری شده توسط مهدی در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385 و ساعت 1:53 قبل از ظهر |

هر روز با شدت تمام بر روي عضلات خود تمرين مي کنيد و در روزهايي هم که بر روي بازوها تمرين مي کنيد شدت تمرين را بيش از پيش افزايش مي دهيد اما هر گاه که روبري آينه قرار مي گيريد آينه حرف تازه اي براي گفتن ندارد و مدام حکايت هاي تکراري براي شما تعريف مي کند.

از اين امر نمي توان چشم پوشيد که ژنتيک عاملي تاثير گذار بر حجم و سايز بازوهاي آدمي است اما از اين حقيقت نيز نبايد غافل شد که علاوه بر ژنتيک فاکتورهاي ديگري نيز هستند که بر روي حجم و سايز بازوها تاثير دارند و اين مهم را نيز نبايد از ياد برد که غلبه بر ژنتيک نيز که به عقيده بسياري از ورزشکاران ناممکن است براي کساني که از اراده هاي پولادين برخوردار هستند ممکن بوده و با اراده اي که آدمي در وجود خود دارد ميسر خواهد شد.

در اين مقاله 10گام براي رسيدن به بازوهايي ستبرتر را تشريح مي کنيم که اين گام ها در مورد موضوعات گوناگون از قبيل تمرين و تغذيه و غيره خواهد بود:

·         در مورد آناتومي اطلاعات کافي کسب کنيد!

زماني که شما بر روي عضلات بازو تمرکز کرده و اين عضلات را در ذهن خود تصور مي کنيد به جرات مي توان گفت که تنها عضلات دو سر بازو را مي بينيد و بس، در حالي که براي رسيدن به بازوهايي ستبرتر و تحسين بر انگيزتر علاوه بر عضلات دو سر بازو بايد بر روي عضلات کوچک ديگري که حتي بسياري از ورزشکاران از وجود اين عضلات در بازوهاي خود خبر ندارند نيز تمرين کنيد.

اغلب ورزشکاران به دليل اينکه اصولا اطلاعات چنداني در مورد آناتومي عضلات و استخوان ها و همين طور هم مفاصل خود ندارند در برنامه ريزي براي تمرين دادن عضلات خود نيز دچار اشتباه شده و در تمرين دادن آنها نيز بسيار ضعيفتر از آنچه که بايد عمل کنند عمل مي کنند.

براي رسيدن به بازوهايي ستبر علاوه بر جلو بازو بايد بر روي عضلات سه سر بازو که عموم ورزشکاران از آن به نام عضلات پشت بازو ياد مي کنند نيز بايد به سختي تمرين کنيد. به طور طبيعي گفته مي شود که عضلات سه سر بازو بر خلاف آنچه که عموم تصور کرده و آنها را در درجه دوم اهميت قرار داده و آنها را پس از عضلات دو سر بازو مورد توجه قرار مي دهند در حدود دو سوم فضاي بازوها را به خود اختصاصص داده و براي کساني که به شکل دادن به بازوهاي خود مي انديشند اهميتي به مراتب بالاتر دارند.

در صورتي که در مورد آناتومي عضلات بازوي خود اطلاعات کامل داشته باشيد حتما به اين نتيجه مي رسيد که متمرکز کردن تمام توجه بر روي عضلات دو سر بازو و اهميت ندادن به ديگر عضلات از جمله عضله سه سر بازو تا چه اندازه مي تواند اشتباه باشد.

در صورتي که بر ستبر بودن بازوهاي خود اهميت مي دهيد لااقل بايد به اندازه اي که به عضلات جلو بازوي خود اهميت مي دهيد به عضلات سه سربازو نيز اهميت قائل شويد. همانگونه که در تصوير نيز مشاهده مي کنيد فضايي که شما آن را حريم خصوصي عضله دو سر بازو مي دانيد توسط 3 عضله مختلف اشغال شده است و شما در تمرين دادن اين قسمت از بدن به جرات مي توان گفت که تنها به تمرين دادن عضلات دو سر بازو اکتفا مي کنيد.

همانگونه که مي بينيد بيشترين فضا در بازوهاي آدمي را عضلات پشت بازو به خود اختصاص داده است و از اين مهم نيز غافل نشويد که تمرين دادن اين عضلات و رشد دادن آنها در افزايش سريع و باورنکردني حجم بازوها تا چه اندازه مي تواند سر نوشت ساز باشد.

عضلات جلو بازو از دير باز مظهر قدرت بوده است اما اين عقيده قديمي که امروزه تا حدودي نيز از رده خارج شده است نبايد شما را از اين حقيقت غافل کند که سر نوشت نهايي بازوهاي شما را عضلات پشت بازو تعيين مي کنند نه عضلات دو سر بازو که مرتب نيز بر روي آنها تمرين مي کنيد.

در صورتي که در فرم بازوي قهرمانان مورد علاقه خود نيز به دقت نگاه کنيد به اين گفته مي رسيد که حجم وحشت انگيز بازوهاي آنها نيز بيشتر از اينکه مربوط به عضلات دو سر بازو باشد از عضلات سه سر بازوي آنها منشا مي گيرد.

عضلات سه سر بازو در قياس با عضلات دو سر بازو رشدي سريع تر داشته و راحت تر و بي دردسر تر نيز به تمرين پاسخ مي دهد. در صورتي که عضلات سه سر بازو را از زياد برده و تمام هم و غم خود را بر روي عضلات دو سر متمرکز کنيد همانند اغلب ورزشکاراني که در افزودن بر حجم عضلات خود ناکام مي مانند شما نيز طعم تلخ ناکامي و شکست را خواهيد چشيد. به ياد داشته باشيد در صورتي که از الگوي صحيح تمرين اطلاعات کامل نداشته باشيد و برنامه تمريني و تمرينات خود را بر پايه آناتومي خاصي که هر قسمت از بدن شما دارد تنظيم و اجرا نکنيد حتي مصرف استروئيدهاي حيواني و مصرف استروئيدهاي انساني بسيار پر قدرت که دسترسي به نمونه هاي اصلي آنها در کشور عملا ناممکن شده است نيز کمکي به شما نخواهد کرد.

 

 

·         در تمرين دادن عضلات بازو از الگوي صحيح تمرين پيروي کنيد!

عضلات شما در حالت طبيعي در خانه گرم و نرم خود راحت بوده و نيازي به افزايش حجم و قدرت احساس نمي کنند. اولين کار شما براي تحريک کردن آنها براي رشد اين خواهد بود که آنها را از خواب راحتي که در آن فرو رفته اند بيدار کنيد و آنها را از محيط گرم و نرمي که در آن محيط چرت مي زنند بيرون بکشيد.

زماني که با فشار تمريني شديد و در عين حال معقولي که بر روي اين عضلات اعمال مي کنيد آنها را وحشت زده کرده و آنها وادار به نشان دادن عکس العمل مي کنيد اين عضلات ديگر زمان و فرصتي براي چرت زدن در اختيار نخواهند داشت.

برخي از افراد که به خيال خود بر روي عضلات خود تمرين مي کنند در اصل عضلات خود را  قلقلک داده و به اين اميد که همين مقدار کار و تمرين بر روي عضلات براي رشد دادن آنها کافي است به اميد سراب نشسته و چشم به راه معجزه مي شوند و برخي ديگر نيز در اين ميان هستند که عضلات خود را به يکباره در طوفاني از تمرينات مختلف قرار داده و بيشتر از اينکه به عضلات خود شوک دهند آنها را در زير آوار زلزله 8 ريشتري از تمرين که خود بر سر عضلات خود نازل مي کنند کشته و از بين مي برند و اين افراد نيز با اين وجود چشم انتظار قهرماني و حجم عضلاني برتر مي نشينند. در تمرين دادن عضلات خود تعادل را رعايت کنيد.

عضلات آدمي از تارهاي کند انقباض و تند انقباض تشکيل شده است که در برنامه ريزي تمريني و در تنظيم ست ها و تکرارها بايد به اين مهم توجه داشت که عضلات کدام قسمت از بدن بيشترين تارهاي کند انقباض و عضلات کدام قسمت از بدن نيز بيشترين تارهاي تند انقباض را دارا هستند.

گفته مي شود که تکرارهاي 6 الي 8 تايي براي تمرين دادن عضلات بازو موثر تر از تکرارهاي بالاتر بوده است.

·         در تمرين دادن عضلات بازو اصل تنوع را رعايت کنيد!

در صورتي که هر روز شما تکراري از روز قبل بوده و هر روز که تمرين مي کنيد تمرينات روزهاي قبل را با همان تکرارها و با همان وزنه ها دوباره انجام دهيد بدن شما اين عمل را نوعي شوخي تلقي کرده و از عضلات شما نيز از محل امني که در آن محل چرت زده اند بيرون نخواهند آمد و ديگر نياز به افزايش حجم عضلاني حس نخواهند کرد.

در تمرين دادن عضلات بازوي خود خلاقيت داشته باشيد و مدام تغييراتي سازنده در نوع تمرين خود ايجاد کنيد. کابل(سيم کش) را با وزنه آزاد جابجا کنيد، به جاي هالتر از دمبل استفاده کنيد، به جاي دمبل از هالتر بهره بگيريد و الي آخر!

 

ابتدايي ترين و در عين حال نيز يکي از کامل ترين حرکاتي که بر روي عضلات جلو بازو مي توان انجام دارد جلو بازو با هالتر است در اين حرکت دست ها به اندازه پهناي شانه ها باز شده است. براي ايجاد تغييرات سازنده اي که در عين حال به اصل تمرين با وزنه نيز لطمه نزده و شما را از مسير تمريني که داريد منحرف نکند مي توانيد فاصله دست ها را کم و يا زياد کنيد. اين توصيه جنبه تزئيني نداشته و تنها براي تغيير دکوراسيون نيست!

زماني که در اجراي اين حرکت دست ها را به اندازه پهناي شانه ها باز مي کنيد فشار تمرين مستقيما بر روي قسمت هاي مياني عضلات جلو بازوست اما زماني فاصله دست ها را بر روي ميله هالتر جابجا مي کنيد فشار تمريني نيز به طرفين عضلات بازو هدايت مي شود. اين تغيير و تحول گذشته از اينکه بدن را از عادت کردن به تمرين در امان نگه مي دارد بلکه با وارد کردن فشار به ديگر نواحي عضلات بازو زمينه را براي رشد همه جانبه عضلات فراهم مي کند.

براي در امان نگه داشتن بدن از عادتي که به برنامه تمريني مي کند و همين طور هم براي تحت فشار قرار دادن عضلات از زواياي مختلف و براي به کار گرفتن ديگر عضلاتي که در حجم دادن به قسمت جلو بازو نقش دارند و همين طور هم براي مصون نگه داشتن مفاصل آرنج ها از مصدوميت هاي ناخواسته که در حين تمرين کردن با وزنه هاي سنگين ممکن است رخ بدهد مي توانيد به جاي ميله هالتر صاف از ميله هالترهاي خميده که EZ نيز خوانده مي شود استفاده کنيد.

استفاده از دستگاه ها و کابل هاي نيز براي تمرين دادن عضلات بازو انتخاب معقولي خواهد بود. همانگونه که مي بينيد براي تمرين دادن عضلات جلو بازو دست شما در انتخاب باز است و تنوع حرکات در اين زمينه به قدري بالاست که اگر بخواهيم تمامي اين حرکات را تشريح کنيم بايد اين مقاله و چندين مقاله آتي را تنها به تشريح حرکاتي که با دمبل اجرا مي شود اختصاص دهيم.

براي تمرين دادن عضلات جلو بازوي خود مي توانيد از دمبل نيز استفاده کنيد. جلو بازو با دمبل را هم مي توان به صورت نشسته و هم به صورت درازکش بر روي سطوح شيبدار با زواياي مختلف و هم به صورت هاي ديگر انجام داد که در مقالات آتي تمامي اين حرکات را به تفصيل تشريح خواهيم کرد.

·         در انتخاب تمريني که در برنامه مي گنجانيد تمرين دادن قسمت هاي مشخصي از عضلات دو سر و سه سر بازو را هدف قرار دهيد!

همانگونه که از اسم اين دو عضله نيز پيداست عضلات سه سر از سه قسمت و عضلات دو سر نيز از دو قسمت و يا دو سر مجزا تشکيل شده است. براي رسيدن به حجم و توسعه عضلاني برتر در مورد هر يک از اين عضلات بايد در تمرين دادن آنها همه قسمت ها و به اصطلاح همه سر هاي آنها را هدف قرار دهيد و برنامه تمريني خود را به گونه اي تنظيم کنيد که همه قسمت ها و همه سر هاي اين عضلات فشار سنگين و تحريک کننده تمرين را با تمام وجود حس کنند.

در صورتي که تمامي تمرينات شما متمرکز بر روي يک سر از دو سر بازو بوده و يا متمرکز بر دو سر از سه سر عضلات پشت بازو باشد يا رشد عضلاني مناسب را تجربه نخواهيد کرد و يا در صورت تجربه کردن رشد نيز عدم تناسب و عدم وجود زيبايي در بازوهاي شما مشهود خواهد بود.

·         از تکنيک هاي افزايش شدت تمرين به طور منطقي و عاقلانه استفاده کنيد!

شدت کليد اصلي براي تحريک کردن عضلات و براي وادار کردن آنها به تشديد فرايند عضله سازي است. يکي از روش هاي کارآمدي که امروزه براي تند کردن آهنگ رشد عضلاني به کار گرفته مي شود افزايش دوره اي فشار تمرين است.

براي افزايش دوره اي فشار تمرين نيز مي توان از تکنيک هايي همانند دراپ ست، تمرين منفي و غيره استفاده کرد که در مقالات آتي در مورد هر کدام از اين تکنيک ها بيشتر صحبت خواهيم کرد.

تمامي اين اقدامات و اين تکنيک ها براي اين منظور طراحي و اجرا مي شود که بدن را از محدوده و حصاري که ذات و طبيعت براي آن ايجاد کرده است بيرون بکشيم و فيبرهاي و رشته هاي عضلاني را وادار به تجربه کردن حجم و قدرتي کنيم که اين تارهاي در حالت طبيعي و بدون دخالت اين قبيل تکنيک ها و اين قبيل عمليات هرگز ميل و همين طور هم توان تجربه کردن آن را نخواهند داشت.

البته در اين قسمت از مقاله بايد به اين مهم نيز توجه داشته باشيم که خطر آسيب ديدگي همواره در کمين کساني است که با شدت هاي بالا تمرين مي کنند. از ديگر خطراتي که ورزشکاران رشته هاي قدرتي سنگين کار را به شدت تهديد مي کند مي توان به عارضه تمرين زدگي اشاره کرد.

به طور خلاصه مي توان گفت که مرز بسيار باريکي بين افراط در تمرين و تمرين با شدت بالا وجود دارد که ورزشکاران بايد در برنامه ريزي و همين طور هم در اجراي برنامه تمريني خود به اين مهم توجه داشته باشند. تو مو مي بيني و من پيچش مو! در اين بين کساني هستند که به قول شاعر مو مي بينند و اين افراد همان هايي هستند که افراط در تمرين را عامل پيشرفت مي دانند اما کساني هم هستند که به جاي مو، پيچش مو مي بينند و تمرينات خود را تا لب مرز افراط در تمرين ادامه مي دهند اما هرگز از اين مرز عبور نمي کنند. اين افراد پيشرفت هاي ورزشي را در نهايت درجه خلوص و شدت تجربه مي کنند.

·         استراحت خود را کامل کنيد!

اين توصيه با عارضه تمرين زدگي و با تکنيک هاي پيشگيري از اين عارضه بي ارتباط نيست. شما براي رسيدن به رشد عضلاني مناسب ناگزير از پرداختن به تمرينات شديد هستيد و در صورت پرداختن به تمرينات فشرده نيز بايد زمان کافي را به استراحت اختصاص داده و زمان کافي را براي رشد در اختيار بدن و عضلات قرار دهيد.

بهترني و مطمئن ترين تمهيد براي در امان نگه داشتن بدن از شر عارضه تمرين زدگي رعايت خواب خوب و مطلوب شبانه است. نياز انسان هاي مختلف به خواب با توجه ژنتيک و خصوصيات منحصر به فردي که افرا متفاوت دارند متفاوت از هم بوده است اما به طور کلي مي توان گفت که 8 ساعت خواب خوب شبانه براي سلامت و همين طور هم براي تشديد فرايند عضله سازي الزامي است.

خواب کوتاه نيمروزي نيز براي شارز کردن باتري آدمي مفيد است. همانگونه که موبايل خود را هر چند وقت يکبار شارژ مي کنيد بدن خود را نيز بايد شارژ کنيد و آن را براي ادامه فعالت هاي روزانه سر حال و آماده نگهداريد.

 خواب نيمروزي مخصوصا براي کساني که در شهرهاي بزرگ و پر هياهو همانند تهران زندگي کرده و همواره نيز از آلودگي صوتي و از استرس دير رسيدن به مقصد و سرقرار و غيره و از استرس ديگر معضلات زندگي در چنين شهرهايي که امروزه ديگر تفاوت چندان با جهنم نمي کنند در عذابند الزامي تر است.

حتي اگر در وسط روز در حدود 15 دقيقه نيز چشم هاي خود را بر هم بگذاريد و در آرامش فرو برويد همين مدت زمان کوتاه نيز تاثير سازنده اي در آرامش اعصاب و روان و همين طور هم در ريکاوري عضلات شما خواهد داشت.

البته خواب نيمروزي براي کساني حکم ضرورت دارد که به جز پرورش دادن عضلات کار مفيد ديگر را نيز در طول روز انجام داده و کارمند بانک بوده و يا شغلي ديگر را اداره مي کنند. کساني که کاري به جز رفتن به باشگاه و ايستادن بر سر گذر و فيگور گرفتن براي اين و آن و نمايش دادن عضلات خود به مردم کوچه بازار ندارند نيازي به خواب نيمروزي هم ندارند چرا که اين افراد در طول شب بيش از 12 ساعت مي خوابند و به جاي صبح هم لنگ ظهر از خواب بيدار مي شوند.

چرا خواب تا اين اندازه اهميت دارد؟

 خواب کافي نه تنها خستگي را از بدن شما در مي کند بلکه موجب افزايش ترشح طبيعي هورمون هاي رشد در بدن شما نيز مي شود.

امروزه در کشوره استراليا به منظور کم کردن از ميزان خستگي رانندگان جاده اي که اين خستگي علت اصلي بروز تصادفات مرگبار جاده اي نيز تشخيص داده شده است استراحتگاه هايي در بين جاده ها احداث شده است که رانندگان مي توانند خواب نيمروزي خود را در آنجا به جاي بياورند.

·         به تغديه خود بيش از پيش اهميت دهيد!

زماني که به تغديه مي رسيم بايد به اين مهم اشاره کنيم که پايه کار بر اين تئوري استوار است که شما براي رسيدن به رشد بدني و عضلاني بايد اندکي بيش از نياز خود در طول روز کالري وارد بدن خود کنيد. در صورتي که شما کمتر از نياز خود انرژي در طول روز وارد بدن خود کنيد با کاهش وزن و با کاهش حجم عضلات روبرو مي شويد و و در صورتي هم که به اندازه نياز خود انرژي مصرف کنيد در همان شرايطي که هستيد باقي خواهيد ماند اما در صورتي که ميزان کالري مصرفي شما در طول روي از ميزان نياز شما به انرژي بيشتر باشد در آن صورت است که اقدامات شما براي رسيدن به افزايش حجم عضلاني موثر خواهد افتاد.

ميزان نياز بدن به کالري به تيپ بدني، سن، ميزان فعاليت، وزن بدن و ديگر فاکتورهاي ذاتي و اکتسابي بستگي دارد. به دليل اينکه در مورد تغذيه ورزشي مقالات متعددي را در همين نشريه نقديم حضور خوانندگان کرده ايم از تکرار مکررات خودداري کرده و سخن را به همين مختصر کوتاه مي کنيم.

·         از مکمل هاي مناسب غذايي استفاده کنيد!

مصرف کالري کافي در طول روز اساس کار است اما بدن شما براي رسيدن به رشد و افزايش حجم عضلاني پايدار علاوه بر کالري به ديگر مواد غذايي همانند ويتامين، پروتئين، چربي و غيره نيز نياز داريد که اين نياز بدن را بايد از طريق تغذيه تامين کنيد.

صنعت مکمل سازي امروزه پيشرفت هاي بسيار چشمگيري را پشت سر گذاشته است. براي تشديد فرايند رشد عضلاني مي توانيد از مکمل هاي کراتيني استفاده کنيد. از ديگر مکمل هايي که مي توان در افزايش حجم عضلاني از آنها کمک گرفت مي توان به نيتريک اکسيد اشاره کرد. اسيد آمينه هاي شاخه اي و اچ ام بي نيز مکمل هاي قابل اطمينان و موثري بوده اند.

البته منظور من از مکمل شلم شورباهايي که در داخل ايران و به نام مکمل هاي غذايي به خورد ورزشکاران داده مي شود نيست. چگونه مي شود که قيمت مکملي در ايران بسيار نازل تر از قيمت اين محصول در خود کشور سازنده در مي آيد؟! همانگونه که بارها نيز گفته ايم آيا اين مسئله جاي تعجب ندارد؟!!

·         به تمرينات کششي بيش از پيش اهميت دهيد!

انجام تمرينات کششي قبل از آغاز تمرين و بعد از اتمام تمرين از درد عضلاني و همين طور هم از مصدوميت ها به نحو مطلوبي پيشگيري مي کند. در صورتي که شما با انجام تمرينات کششي بدن و عضلات را براي تحمل فشار سنگين تمرين آماده کرده و پس از پرداختن به تمرينات نيز با اجراي حرکات کششي مناسب خستگي را از تن عضلات به در کنيد گامي بلند در جهت تسريع ريکاوري برداشته ايد و به جرات مي توان گفت که ديگر درد آزار دهنده در عضلات را نيز دست کم به شدتي که قبلا آن را تجربه مي کرديد تجربه نخواهيد کرد.

گفته مي شود که تمرينات کششي همچنين از کوتاه شدن عضلات نيز پيشگيري مي کند. از ديگر مزاياي تمرينات کششي مي توان به اين مورد اشاره کرد که با پرداختن به اين قبيل تمرينات مي توان پرده اي که عضلات را احاطه مي کند را بسط داد و زمينه را براي رشد عضلاني مهيا تر کرد.

در صورتي که شما پيراهني کوچک تر از سايز خود به تن کرده باشيد مطمئناً آزادي حرکت نخواهيد داشت. عضلات نيز در اصل حصار پرده اي شکل خود که فاشيا ناميده مي شود اسير هستند و شما با انجام دادن تمرينات کششي مي توانيد اين پرده را کش داده و فضاي لازم و کافي براي رشد عضلاني را در اختيار سلول ها و تارهاي عضلاني قرار دهيد.

·         چربي بدن خود را کم کنيد!

بين ستبر بودن بازوها و حجم بي خودي که من از آن به نام حجم لوله پوليکايي ياد مي کنم زمين تا آسمان تفاوت وجود دارد. يکي از عمده دلايلي که موجب مي شود تا عضلات بازوي شما در عين بزرگي چنگي به دل نزند تجمع چربي زايد در بدن است.

تمامي 9 توصيه قبلي براي رسيدن به حجم برتر بود و اين توصيه آخر براي کاستن از چربي زايد موجود در بدن و براي بيرون کشيدن و براي نمايان کردن حجمي است که شما با زحمت تمام آن را در طول ساليان اندوخته ايد.

در صورتي که از چربي زايد در بدن خود در رنجيد افزايش حجم عضلاني چندان کمکي به ظاهر شما نخواهد کرد. اين قبيل افراد زماني که لباس مي پوشند هيبت پيدا مي کنند اما زماني که لباس از تن به در مي کنند و نگاه آدمي به عضلاتشان مي افتد تازه انسان متوجه مي شود که نشاني از زيبايي و تراشيدگي در بدن و در عضلات آنها ديده نمي شود.

پس از افزايش حجم عضلاني با کاستن از چربي زايد انباشته شده در بدن که به تناسب ژنتيک و برنامه تمريني و غذايي مقدار آن در بدن افراد مختلف نيز فرق مي کند عضلات بزرگ خود را تراشيده کرده و به اصطلاح خود را به پيچيدگي عضلاني برسانيد. حجم تنها، کار چنداني از پيش نخواهد برد. در صورتي که به همراه حجم عضلاني به تراشيدگي عضلات و چربي زدايي بدن اهميت ندهيد عليرغم داشتن حجم عضلاني شگفت انگيز از تماشاي عضلات خود در آينه نيز لذت نخواهيد برد! اما در صورتي که علاوه بر حجم عضلاني به تراشيدگي عضلات و به چربي زدايي از عضلات نيز اهميت دهيد گذشته از اينکه امتياز داروان و تحسين تماشاگران را کسب و جلب خواهيد کرد بلکه از تماشاي عضلات خود در آينه نيز سير نخواهيد شد. 

+ گرد آوری شده توسط مهدی در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385 و ساعت 1:41 قبل از ظهر |

 


از سالها قبل و حتي پيش از آن که ورزشي به نام پرورش اندام در دنيا مطرح شده باشد نماد قدرت آدمي را عضلات جلو بازوي او مي دانستند و ستبر بودن آن را نشان قدرت و برتري وي بر ديگران تلقي مي کردند. اما با گذشت زمان و با متولد شدن ورزشي که ما امروزه آن را پروش اندام مي ناميم اهميت رشد و بزرگي عضلات سينه نيز در بين مردم و مخصوصا در بين ورزشکاراني که به نوعي در داخل گود بوده و در اين بازي شرکت کرده و از قوانين آن آگاهند شناخته شد.

در بين تمام گروه هاي عضلاني که بدن آدمي را تشکيل مي دهد عضلات سينه اي را مي توان از مهم ترين آنها دانست که تمرين دادن آن نيز همانند ديگر عضلات مستلزم داشتن اطلاعات کافي در زمينه آناتومي و وظايف و عملکرد آن در بدن آدمي است. اما با اين وجود مي توان گفت که عضلات سينه از دسته عضلاتي است که در قياس با ديگر عضلات بدن نظير ساعد و غيره به راحتي رشد کرده و به خوبي نيز به فشار تمرين پاسخ مي هد.

در صورتي که از ساختار و از آناتومي اين دسته از عضلات اطلاعات کافي داشته باشيد به راحتي در مي يابيد که تمرين دادن اين عضلات و تحريک کردن آنها براي رشد نيز کار چندان دشواري نخواهد بود.

ساختار عضلات سينه اي 

اولين جزء عضلات سينه اي عضلاتي است موسوم به عضله سينه اي بزرگ که در اصطلاح علمي Pectoralis Major خوانده  مي شود. اين عضلات آدمي را قادر مي کند تا دست هاي خود را عمود بر بدن و به سمت مقابل و جلو حرکت دهد. تمام تارهاي عضله اي سينه اي بزرگ از يک طرف متصل به جناغ سينه و 7 دنده ابتدايي جناغ بوده و از سمت ديگر نيز به استخوان بازو که در اصطلاح علمي «هوموروس» خوانده مي شود متصل مي شود.

در حقيقت رشته هايي از عضلات سينه اي بزرگ که به استخوان بازو مي چسبند در بالاي رشته هاي عضلات زير بغل که انتهاي آنها نيز به عضله جلو بازو مي چسبد قرار مي گيرند.

عضله سينه اي بزرگ را در حقيقت مي توان يک عضله واحد دانست که حجم بزرگي از جلوي بدن و سينه را به خود اختصاص داده است.

در زير عضلات سينه اي بزرگ عضلات سينه اي کوچک وجود دارند. عموم ورزشکاران عضلات سينه اي بزرگ و کوچک را رويهم رفته عضلات سينه اي مي نامند. عضلات سينه اي کوچک از يک طرف به به دنده اي 3 الي 5 متصل مي شوند و از طرف ديگر نيز به زايده هاي کناري استخوان هاي کتف متصل مي گردند. به دليل اينکه اين دو عضله اصولا پيوندي با استخوان هاي بازو ندارند مي توان گفت که کمترين نقشي در حرکت دادن بازوها نمي توانند داشته باشند.

وظيفه اين دو عضله تکان دادن کمربند شانه اي و در برخي موارد نيز که انسان نياز به کشيدن نفس عميق داشته باشد افزايش ارادي حجم سينه است.

آنچه که در مورد اين دو دسته از عضلات مي توان گفت اين است که افزايش حجم آنها در زيبايي اندام و در گرفتن امتياز از داروان نقش بسيار مهمي را ايفا مي کند.

عملکرد و وظايف

حال که در مورد آناتومي و در مورد خصوصيات و ويژگي هاي فيزيکي عضلات بزرگ و کوچک سينه اي مختصري باهم صحبت کرديم مي توانيم وارد مبحث و شرح وظايف آنها شده و عملکرد و نقش آنها در بدن آدمي را از نظر حرکت شناسي مورد بحث و بررسي قرار دهيم.

انقباض عضلات سينه اي بزرگ باعث مي شود تا ما بتوانيم بازوهاي خود را در مقابل بدن به يکديگر نزديک کنيم. زماني که بر روي ميز پرس دراز کشيده و وزنه اي را از روي سنه به سمت بالا پرس مي کنيد نقطه اوج فعاليت و کار عضله سينه اي بزرگ است.

از انقباضات عضلات سينه اي کوچک نيز در حرکت دادن کمربند شانه اي و در عميق تر کردن نفس و يا براي ستبر تر کردن سينه در حين اجراي فيگور کمک مي گيريم.

برنامه ريزي تمريني

شما در برنامه ريزي تمريني براي خود بايد همواره در حال آزمون و خطا باشيد. در صورتي که تاثير حرکات و حتي شيوه هاي تمرذيني مختلف بر برن خود را مورد مطالعه قرار داده و به آن دقت کنيد با گذشت زمان بهترين حرکات و بهترين روش براي تشديد فرايند رشد عضلاني در بدن خود را خواهيد يافت.

البته اين گفته به اين معني نيست که تجربيات و راهنمايي هاي مربي مجرب عملا بلا استفاده و بي فايده باشد. در کنار استفاده از راهنمايي هاي مربيان از تجربيات خود نيز نهايت استفاده را بکنيد و خود را بي قيد و شرطو به طور کامل در اختيار مربي قرار ندهيد.

تمرين هاي زيادي براي تمرين دادن عضلات سينه اي وجود دارد. شايد سنتي ترين و قديمي ترين تمرين بر روي اين دسته از عضلات همان شناي باستاني خودمان باشد. زماني که هنوز دستگاه و کابل ها و غيره به اين فراواني در دسترس عموم نبودند و به اين شکل در ورزش هاي قدرتي و در پرورش اندام رايج نشده بودند استفاده از شنا براي گرم کردن و يا براي تمرين دادن عضلات سينه اي تقريباً معمول و مرسوم بود.

شايد پرس سينه با هالتر و دمبل را بتوان به نوعي سلطان حرکات تمريني عضلات سينه دانست. حال با دانستن نکاتي که در اين مقاله به آنها اشاره کرديم در صورتي که حرکت پرس سينه با هالتر و يا دمبل را انجام دهيد و يا از نزديک شاهد اجراي آن باشيد به راحتي مي توانيد حرکت شناسي اين تمرين را در ذهن خود ترسيم کرده و به اهميت و نقش عضلات سينه در اين تمرين پي ببريد

+ گرد آوری شده توسط مهدی در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385 و ساعت 1:15 قبل از ظهر |

 

عضلات سرشانه نيز از جمله عضلاتي هستند که بزرگ، برجسته و همچنين ورزيده بودن آنها نماي بسياري خوبي به ورزشکاران رشته پرورش اندام و حتي به ورزشکاران ديگر رشته ها مي دهد.

 

با وجود اينکه انسان در بدن خود علاوه بر سر شانه ها عضلات ديگري نيز دارد اما عضلات سرشانه در زيبايي قامت آدمي و در زيبايي هيکل ورزشکاران رشته پرورش اندام همواره نقش آفرين بوده است.

در صورتي که به عقب برگرديم و بدن پيشگامان رشته پرورش اندام را نيز موشکافانه بررسي کنيم در خواهيم يافت که حتي اولين کساني که پرورش اندام را به اين شکلي امروزي در جهان پايه ريزي کرده اند نيز از عضلات سرشانه تنومندي برخوردار بوده اند.

اينکه خياطان در قسمت سرشانه لباس هاي زنانه و مردانه از اپل که در زبان هايي که ريشه لاتين دارند به معني شانه آمده است استفاده مي کنند به روشني نشان مي دهد که سرشانه و عضلات اين قسمت از بدن تا چه اندازه در تناسب و در زيبايي اندام آدمي اهميت داشته است.

در صورتي که به دنياي مدرن امروزي سر بزنيم و در مورد اينکه چه تيپ بدني بيشتر موجب جلب توجه ديگران مي شود به اين حقيقت خواهيم رسيد که بزرگي سرشانه ها و در نتيجه پهن بودن شانه ها بيش از هر صفت فيزيکي ديگري در جلب توجه ديگران موثر بوده است! قابل توجه کساني که براي جلب توجه ديگران تمرين مي کنند!

ممکن است شما بازوهاي ستبري داشته باشيد، ممکن است شما عضلات پاي قدرتمندي داشته باشيد و ممکن است که شما عضلات شکم شش تکه تحسين برانگيزي داشته باشيد اما در صورتي که همه اين صفات را داشته و از عضلات سر شانه تحسين برانگيزي برخوردار نباشيد به جرات مي توان گفت که ضعف شما در قسمت سرشانه همه اين نقاط قوت را تحت الشعاع قرار داده و ضايع خواهد کرد.

اين مقدمه نه چندان کوتاه براي روشن کردن اهميت و ارزش عضلات دلتوئيد در پرورش اندام بود و بس. تمرينات زيادي براي ورزيده کردن عضلات دلتوئيد وجود دارد اما به دليل اينکه تکنيک درست اجراي حرکات تمريني در اغلب موارد رعايت نمي شود به جرات مي توان گفت که ورزشکاران زيادي هستند که در تمرين دادن اين قسمت از بدن که از کليدي ترين قسمت هاي بدن نيز محسوب مي شوند دچار مشکل شده و در نتيجه در ورزيده کردن دلتوئيدها و در پهن کردن شانه هاي خود که آرزوي هر پرورش اندام کاري است ناکام مي مانند.

ورزشکاران زيادي را مي توان يافت که براي تمرين دادن عضلات اين قسمت از بدن خود از سيستم هاي تمريني مختلف همانند دراپ ست و سوپر ست که در مورد آنها در مقاله اي جداگانه بحث خواهيم کرد استفاده مي کنند، در حالي که از اصول اوليه اجراي صحيح تکنيک تمرين با وزنه بر روي اين قسمت از بدن اطلاعات چنداني ندارند. اين کار همانند اين خواهد بود که فردي هنوز به دست گرفتن قاشق را به درستي نياموخته باشد و به يکباره و با مطالعه دستور العمل پخت قورمه سبزي اقدام به طبخ اين غذا بکند!

در بسياري از موارد ورزشکاران ايراني قبل از اينکه با انبوهي از اطلاعات جسته و گريخته در مورد سيستم هاي تمريني جو ويدر و آرنولد و روني کلمن و فلان و فلان بمباران شوند که در حال حاضر نيز مي شوند بايد از اصول اوليه تمرين با وزنه و از اصول اوليه و ابتدايي انجام حرکات مختلفي که براي تمرين دادن قسمت هاي مختلف از بدن توصيه به انجام دادن آن مي شوند اطلاعات کافي به دست بياورند و سپس در پي يادگيري روش هاي تمريني پيشرفته باشند.

ساختمان بر روي پي و بر روي فونداسيوني که دارد و يا در اصل بايد داشته باشد استوار مي شود. آيا بدون پي ريزي ساختمان مي توان به ايزوگام کردن پشت بام و به تزئينات داخلي آن رسيد؟

با وجود اينکه سر شانه آدمي از عضلات مختلفي تشکيل شده است اما با اين وجود براي تمرين دادن و براي برجسته کردن اين قسمت از بدن، فرد نياز به پرداختن به تمرينات پيچيده و خم اندر خم نخواهد داشت. اين قسمت از بدن تقريبا در تمامي تمريناتي که فرد بر روي عضلات بالا تنه انجام مي دهد درگير فشار تمرين شده و تحت فشار قرار مي گيرد.

در اين مقاله چند حرکت تمريني مناسب براي شوک دادن به عضلات سرشانه را تشريح خواهيم کرد اما قبل از پرداختن به اين تمرينات ذکر اين نکته را خالي از لطف نمي دانيم که حرکات تشريح شده در اين مقاله چيزي بيش از همان حرکاتي که از قبل نيز با آنها آشنايي داريد نيستند اما از اين جهت که در اين مقاله به حرکت شناسي و به نحوه انجام صحيح حرکت خواهيم پرداخت مي توان به کار بستن موارد و توصيه هاي ارائه شده در آن را براي پيشرفت هاي ورزشي ورزشکاران مفيد ارزيابي کرد.

به جرات مي توان گفت ورزشکاري را نمي توان پيدا کرد که از اين حرکات آشنايي کلي نداشته باشد اما افرادي که از الگوي صحيح تمرين اطلاع کامل داشته و حرکات تمريني را تمام و کمال درست و اصولي انجام مي دهند نيز در بين انبوه ورزشکاراني که به خيال خود به پرورش دادن عضلات خود مي پردازند بسيار بسيار کم، انگشت شمار و معدود هستند.

واژه شوک دادن به عضلات سرشانه به اين مفهوم ارزشمند اشاره مي کند که شما براي رسيدن به حجم عضلاني برتر و براي تجربه کردن رشد پايدار در عضلات خود بايد مدام عضلات را در شرايط و در وضعيتي که براي بدن غير قابل پيش بيني است قرار دهيد.

در صورتي که بدن و عضلات شما به تمريني که شما در طول روز انجام مي دهيد عادت کرده باشد، انتظار رشد عضلاني داشتن از تمرينات نيز انتظاري بيهوده خواهد بود اما اگر با رعايت صحيح الگوي تمرين و با برنامه ريزي تمريني دقيق و اصولي عضلات را مدام در شرايطي جديد تمرين دهيد و از اعجاز شوک دادن به عضلات نيز آگاهي کامل داشته باشيد رسيدن به حجم عضلاني برتر نيز چندان هم که ادعا مي شود مشکل و دور از ذهن نخواهد بود.

فرم عضلات سرشانه و وظايف آنها

قبل از پرداختن به تمريناتي که براي ورزيده کردن و براي افزودن بر حجم سرشانه ها مناسب است اصولي ترين کار، تشريح عضلات موجود در قسمت سر شانه و تشريح آناتومي اين عضلات خواهد بود.

بيشترين فضاي موجود در قسمت سرشانه ها را عضلات دلتوئيد اشغال کرده است. عضلات دلتوئيد نام خود را از واژه يوناني دلتا گرفته است. دلتا در زبان يوناني به معني مثلث آمده است و به دليل اينکه اصلي ترين عضله موجود در قسمت شانه ها به شکل سه گوش و به شکل مثلث است از قديم آن را به همين نام يعني دلتوئيد ناميده اند.

 خود عضلات دلتوئيد را براي سهولت در مطالعه فيزيکي آن مي توان به سه قسمت قدامي، مياني و خلفي تقسيم نمود. هر کدام از اين سه قسمت کار مشخصي را در بدن بر عهده دارند. قسمت قدامي اين عضله نقش بسيار مهمي در انجام حرکات سينه اي از جمله پرس سينه بر عهده دارد. ناگفته نماند که اين قسمت از عضله دلتوئيد در اجراي حرکت جلو بازو با هالتر و حرکات مشابه نيز نقش مهمي را ايفا مي کند. به دليل اينکه اين قسمت از عضله دلتوئيد در حرکات ياد شده نيز تحت فشار تمريني قرار مي گيرد مي توان گفت که اين قسمت از اين عضله در حالت طبيعي و در قياس با دو قسمت ديگر ورزيده تر و بر جسته تر است.

قسمت هاي مياني اين عضله که براي بالا آوردن دست ها از طرفين نظير همان حالتي که در اجراي حرکت نشر از جانب تجربه مي کنيد ساخته و طراحي شده است. اين قسمت از عضله دلتوئيد که بزرگي آن سهم عمده اي در پهن شدن شانه ها نيز دارد تنها زماني که دست ها را از طرفين باز کرده و آنها را به